ترجمه سرمایه پیکتی؛ نادقیق و ناویراسته

3

پرویز صداقت

نقد اقتصاد سیاسی

پنج‌شنبه هجدهم دیماه، جلسه‌ی رونمایی از نخستین ترجمه‌ی فارسی کتاب «سرمایه در قرن بیست‌ویکم» اثر توماس پیکتی برگزار شد. اصلان قودجانی، مترجم کتاب، به گفته‌ی خودش متن انگلیسی را طی 87 روز، یعنی کمی کمتر از سه ماه، به فارسی ترجمه کرده است. این ترجمه با مقدمه و نظارت محسن رنانی، استاد دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه اصفهان، منتشر شده است.

به منظور شناخت ابعاد رکوردشکنی مترجم فارسی بهتر است با فرایند ترجمه‌ی همین کتاب از زبان فرانسوی به انگلیسی آشنا شویم. مترجم کتاب سرمایه در قرن بیست‌ویکم به زبان انگلیسی آرتور گلدهامر است. او که در آستانه‌ی هفتاد سالگی است دانش‌آموخته‌ی ام.آی.تی در مقطع دکترا است و اکنون در مرکز مطالعات اروپا در دانشگاه هاروارد کار می‌کند. گلدهامر کارشناس برجسته‌ی مسایل فرانسه و اروپاست چنان‌که در مورد رخدادهای اروپا دایماً از او نظرخواهی می‌شود. وی حدود چهار دهه است که به ترجمه از فرانسه به انگلیسی مشغول است و بارها جوایزی برای ترجمه‌ها و رساله‌های پژوهشی‌اش دریافت کرده است و ازجمله در سال 2012 جایزه‌ی سالانه‌ی انجمن مترجمان امریکا را دریافت کرد. کتاب سرمایه‌ی پیکتی تقریباً یکصدمین کتابی است که او ترجمه کرده است. گلدهامر، به رغم همه‌ی این توانمندی‌ها، پنج ماه به صورت تمام‌وقت صرف ترجمه‌ی کتاب کرد، یعنی تقریباً دوبرابر زمانی که ترجمه‌ی متن فارسی کتاب طول کشید.

سرعت ترجمه و انتشار کتاب «سرمایه در قرن بیست‌ویکم» به زبان فارسی و همچنین مقدمه‌ی آغازین کتاب، طبعاً حس کنجکاوی را در مورد چندوچون این ترجمه برمی‌انگیزد. به همین دلیل، با توجه به این که قبلاً از مترجم محترم کتابی نخوانده بودم به منظور ارزیابی آن تصمیم گرفتم به طور تصادفی چند صفحه‌ از کتاب را با ترجمه‌ی انگلیسی آرتور گلدهامر از سرمایه‌ی پیکتی که منبع ترجمه‌ی فارسی هم قرار گرفته مقایسه کنم. بدون هیچ پیش‌داوری برای این که سطح ترجمه را ارزیابی کنم به طور تصادفی صفحات دوم هر فصل فارسی را با متن انگلیسی، به طور اجمالی و حتی بدون تدقیق چندان برای یافتن نارسایی‌های بیش‌تر، مقایسه کردم. کتاب دارای شانزده فصل است و از باب آن که نمونه‌ی منصفانه‌ای برای ارزیابی کل ترجمه برگزینم، صفحه‌ی دوم چهارده فصل ابتدایی را برای مقابله با متن انگلیسی انتخاب کردم. قبل از هر چیز باید اشاره کنم که انگلیسی کتاب بسیار روان است و به رغم ارجاع‌های متعدد پیکتی به رمان‌نویسان قرن نوزدهم، برای کسانی که با دانش اقتصادی آشنا باشند دشواری خاصی ندارد. اما چنان که خواهیم دید، آن‌چه به فارسی تحت عنوان ترجمه‌ی کتاب سرمایه در قرن بیست‌ویکم منتشر شده متنی سرشار از خطا، غیردقیق، شتاب‌زده و کاملاً ناویراسته است. اگر صفحاتی که به صورت کاملاً تصادفی برای مقابله با متن انگلیسی برگزیده شده معرف خوبی برای ارزیابی کل ترجمه‌ی فارسی کتاب باشد، بدون تردید شاهد کتابی با بالغ بر صدها خطا در ترجمه هستیم.

برای این که خواننده درکی از کیفیت ترجمه‌ی منتشر شده به دست آورد، در ادامه خطاهای مترجم را براساس مقابله‌ی اجمالی دو متن فارسی و انگلیسی در چهارده صفحه یادشده ذکر می‌کنم.

آن‌چه در ابتدای هر سطر آمده در نسخه‌ی فارسی کتاب پیکتی ذکر شده، داخل پرانتز نیز ترجمه‌ی خودم را از متن انگلیسی آورده‌ام و شماره صفحه نیز به متن انگلیسی کتاب ارجاع دارد.

دومین صفحه از فصل اول (ص.2 متن انگلیسی)

فیلم و نوشته (ادبیات و فیلم (سینما) ـ ص.2)،

کیفیت زندگی (سطح زندگی ـ ص. 2)،

ساختار پیچیده‌ی نابرابری (ساختار عمیق نابرابری ـ ص. 2)،

دومین صفحه از فصل دو (ص. 72 متن انگلیسی)

پویایی نابرابری (پویش نابرابری)،

رشد جمعیت سرانه (رشد تولید سرانه)،

احتمالاً به سبب (احتمالاً فراتر از)،

رشد تولید سرانه‌ی جهانی به‌زحمت به دو درصد می‌رسد (رشد تولید سرانه‌ی جهانی اندکی بیش از دو درصد است)

آغاز رونق در رشد (نقطه‌ی خیز رشد)،

با نرخ‌های رشد سالانه‌ی نسبتاً متوسط همراه بود (مستلزم نرخ‌های رشد نسبتاً اندک بود)، و

اروپا در سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی (اروپا در سی سال بعد از جنگ دوم جهانی).

 

دومین صفحه از فصل سه (ص. 113 متن انگلیسی)

از نوع اوراق قرضه‌ی دولتی (در اوراق قرضه‌ی دولتی)،

رمان‌های نمونه‌ی قرن نوزدهم (رمان‌های کلاسیک قرن نوزدهم)،

عصر متجدد (عصر تجدد ـ در متن مربوطه دوران جدید)،

ظاهراً بسیار پویا است  (اغلب بسیار پویا به نظر می‌رسد)،

کامل‌ترین نمونه‌ها (سرنمون‌ها، آرکی تایپ‌ها)،

اجاره‌بگیران و خرده‌مالکان (رانت‌گیران)،

شخصیت متزلزل (مظنون)، و

بازار بی‌عیب و نقص (بازار کامل).

صفحه‌ی دوم فصل چهارم (نیمی از این صفحه نمودار است، ص. 165 متن انگلیسی)

درصد از درآمد (نسبت به در آمد ملی (به درصد)).

صفحه‌ی دوم فصل پنجم (این صفحه شامل دو نمودار و تنها سه سطر متن است)

سرمایه در اروپا و امریکا (سرمایه‌ی ملی در اروپا و امریکا)، .

در اواخر قرن بیست و یکم (در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم).

صفحه‌ی دوم فصل ششم (ص.200 متن انگلیسی)

تقسیم سرمایه ـ نیروی کار (شکاف سرمایه ـ کار)،

اجاره (رانت)،

دگرگونی کلی (تکامل کلی)،

r در دوره‌های بزرگ‌تر بودن بتا کوچک‌تر می‌شود (در دوره‌هایی که بتا کوچک‌تر است r بالاتر خواهد بود)،

در بازه 35 تا 40 درصد (در سطح 35 تا 40 درصد)، و

قرن بیست و یکم (اوایل قرن بیست و یکم).

 

صفحه‌ی دوم فصل هفتم (ص. 238 متن انگلیسی)

آیا قرن بیست‌ویکم برابری‌طلبانه‌تر از قرن نوزدهم خواهد بود… (آیا قرن بیست‌ویکم حتی از قرن نوزدهم نابرابری‌طلبانه‌تر خواهد بود…)،

مفهوم کلی (ایده‌ها / انگارها)،

مقیاس فردی (سطح فردی)،

شرافتمند (نجیب‌زاده)،

اشراف‌زادگی (اشراف)،

بورژوازی افراطی (بورژوازی عالی‌مقام)،

قمار سفته‌بازانه (ماجراجویی‌های سوداگرانه)، و

بدبینی‌ها (کلبی‌مسلکی).

صفحه‌ی دوم فصل هشتم (نیمی از صفحه شامل یک نمودار است) (ص. 272 متن انگلیسی)

سهم ثروتمندترین دهک جامعه از تولید (سهم ثروتمندترین دهک جامعه از تولید سالانه)، و

5 دهک پایینی (نیمه‌ی پایینی جمعیت).

صفحه‌ی دوم فصل نهم (ص. 305 متن انگلیسی)

سایر افراد (سایر کارگران)،

خط سیر نوآوری (سرعت نوآوری)، و

آموزنده (نسبتاً روشن).

صفحه‌ی دوم فصل دهم (ص. 337 متن انگلیسی)

یک میان‌تیتر در ترجمه‌ی فارسی از قلم افتاده است: ثروت به‌شدت متمرکزشده: اروپا و امریکا،

تقریباً فاقد هیچ چیز نیست (عملاً مالک چیزی نیست)،

جاافتاده: دهک بالایی سلسله‌مراتب ثروت بخش اعظم آن‌چه را که می‌توان در مالکیت داشت در اختیار دارند (عموماً بیش از 60 درصد کل ثروت و گاهی حتی تا 90 درصد)،

گذار ساختاری (تحول ساختاری)، و

کامل (نسبتاً کامل)

 

صفحه‌ی دوم فصل یازدهم (ص. 431 متن انگلیسی)

در مقتضای تشدید رقابت بین‌المللی (در چارچوب…)،

به تعبیر دقیق‌تر (به‌هرحال)،

صحنه‌پردازی میانه جمعیتی (میانه‌ی پیش‌بینی‌های جمعیتی)،

تمرکز (تمرکز ثروت)، و

اجاره‌بگیر (رانتیر، رانت‌گیر).

صفحه‌ی دوم فصل دوازدهم (ص. 472 متن انگلیسی)

صرفه‌های به‌مقیاس (صرفه‌های ناشی از مقیاس)،

6 تا 7 درصدی (6 یا 7 درصدی)، و

از مقیاس 6 تا 7 درصد (در سطح 6 تا 7 درصد).

صفحه‌ی دوم فصل سیزدهم(ص. 494 متن انگلیسی)

خط مشی آرمانی (آرمان اتوپیایی)

 

صفحه ی دوم فصل چهاردهم(ص. 516 متن انگلیسی)

اشراف‌زادگی و تبلیغ دینی (اشراف و روحانیون)،

در زمره‌ی مناقشه سیاسی (در بطن منازعات سیاسی)،

گردش درآمد سرمایه (جریان درآمدی ناشی از سرمایه)، و

ارزش ذخیره سرمایه (ارزش موجودی سرمایه).

چنان‌که دیدیم، علاوه بر کلمات گاه غیرتخصصی که نادرست ترجمه شده، در صفحات یادشده شاهد جمله‌های ترجمه‌نشده و عبارت‌های حذف شده هم هستیم. بدین ترتیب، معمای رکورد 87 روزه‌ی مترجم روشن می‌شود. اگر به همین سیاق سایر صفحات کتاب فارسی با متن انگلیسی مقایسه شود به نظر کاملاً طبیعی است که با ترجمه‌ای مغلوط، غیر قابل استناد و سرشار از صدها خطای ترجمه‌ای و ویرایشی مواجه باشیم.

قاعدتاً چنین ترجمه‌ای مقدمه‌ای درخور و هم‌وزن خود باید داشته باشد. چنین است که وقتی این ترجمه در کنار مقدمه‌ی ویراستار کتاب قرار داده شود، شاهد مجموعه‌ای همگون می‌شویم که نشان از یک بیماری ساختاری در عرصه‌ی بخشی از نمایندگان امروز «علم اقتصاد» در پهنه‌ی دانشگاه‌ها است. مقدمه‌ای که لابد به گمان ناشر، چنان مهم است که لازم دانسته روی کتاب بنویسد: با مقدمه و زیرنظر دکتر محسن رنانی. در ادامه، در این زمینه بیش‌تر توضیح می‌دهم.

باید تأکید کنم مقدمه‌ی این به‌اصطلاح ترجمه فاقد ویژگی‌های آکادمیک است که با ابزار نقد علمی بتوان پاسخ‌گویش بود. به گمان من، این ترجمه در کنار مقدمه‌ی آن، دردنمون (سمپتوم) نمایانی است از آن‌چه طی بیش از سه دهه حاکمیت ملغمه‌ی غریب نولیبرالیسم و «انقلاب فرهنگی» در دانشکده‌های اقتصاد در ایران گذشته است. البته، از آن‌جا که مقدمه‌ی کتاب فرآورده‌ی نمونه‌وار سیستمی معیوب است، شاید بر شخص نویسنده نباید چندان خرده گرفت. چراکه مهم‌تر از هر چیز این ساختارهای معیوب و کج‌ومعوج ما بوده است که چنین تولیداتی به جامعه عرضه می‌کند.  با این همه، از آن‌جا که به نظر می‌رسد مقدمه‌ی این کتاب معرف سطح نقد علمی در دانشکده‌های اقتصاد ما باشد، به‌رغم آن‌که فاقد چارچوبی روشمند برای نقدپذیری است، به اختصار به اظهارنظرهای نویسنده‌ی آن می‌پردازم.

——–

این نیمه اول نقد است. نیمه دوم که به نقد مقدمه محسن رنانی می پردازد را در سایت ناشر بخوانید.

Print Friendly, PDF & Email
Share.

3 دیدگاه

  1. بهتر بود که نیمه دوم این نقد نیز که اشاره به مقدمه کتاب دارد منتشر می شد و برای آن ناچار نبودیم به سایت دیگری سر بزنیم. اما مواردی که نویسنده نقد نوشته متقاعدکننده است و بهتر بود ناشر قبل از انتشار کتاب آن را به یک ویراستار حرفه ای می سپرد که بار دیگر ترجمه فارسی را با متن اصلی (ترجیحاً فرانسه) مقابله می کرد.

    • ما سعی می کنیم مطالب خیلی بلند منتشر نکنیم و اگر مطلب بلندی هست و کوتاه شده یا اطلاعات تکمیلی دارد – مثل فایل صوتی همراه متن است یا مجموعه عکس – که استفاده نشده مخاطب را برای دیدن متن کامل به سایت ناشر ارجاع بدهیم. علت ارجاع مخاطبان در این مقاله به سایت اصلی هم همین است. ضمن اینکه هر از گاهی خوب است به سایتهای اصلی سر بزنید. کلی مطلب تازه هم پیدا می کنید! یعنی این عیب آن حسن را هم دارد.

  2. با سلام و خسته نباشید. نقد آقای صداقت فاقد مولفه های واقعی یک نقد صحیح و فرهیخته است. آنچه را نیز که در سایت خودشان نوشته اند، نوعی دشنام گویی و بی ادبی محض است و نه نقد نویسنده مقدمه کتاب. من کتابرا تهیه کرده ام و از روانی جملات و زحمت مترجم ونویسنده مقدمه تعجب کردم. اگر کارآسانی بود، خیلی ها دوست داشتند که به جای این افراد باشند.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: