چاپ کاغذی “بهترین شیوه” ترویج علم

1

سمیه لبافی
مرکز آموزش و پژوهش همشهری

این روزها برخی نظرات در باره حذف نشر کاغذی کتاب، به لحاظ نظری چالشی ایجاد کرده است. با رواج فناوری رسانه و کاربردهای متعددش در مسائل روزمره، جهان با سرعت در مسیر دنیای دیجیتال قرار گرفته است. کتاب و نشر نیز از این مسیر باز نمانده‌ و ظهور نشر الکترونیک این صنعت را نسبت به سال‌های پیشین متحول کرده است. کتاب الکترونیکی، پدیده‌ای است متعلق به قرن بیست و یکم و نظام آموزش و اطلاع‌رسانی را با دگرگونی اساسی مواجه خواهد کرد. استفاده از ظرفیت فضای دیجیتال و ارائه کتاب‌ها به شکل دیجیتالی بر اساس مزایایی که دارد و قابل انکار هم نیست روز به روز سرعت بیشتری به خود می گیرد. اما واقعیت رخداده یک مسئله است و نوع نگاه ما به این ماجرا مسئله ای دیگر.

این ادعا که باید کتاب کاغذی را کنار گذاشت تا به سمت نشر دیجیتال کتاب برویم و درهای علم را به روی خود بگشاییم ادعای شتابزده ای است که نه تنها مسیر علم را برای ما هموار نمی‌کند بلکه بیش از پیش ما را به عقب خواهد راند. این ادعا را هم واقعیت جامعه امروز و وضعیت مطالعه و هم نظریات علمی که فرایند های فیزیولوژی مغز را تحلیل کرده اند، تایید می کند. کم حوصلگی و تندخوانی رویه ای است که در سال های اخیر در حوزه مطالعه دیده می شود و مخاطب دیگر علاقه مند به خواندن متون بلند نیست و به مطالعه متن های کوتاه که در مدت زمان کمی او را به نتیجه برساند تمایل بیشتری نشان می‌دهد. این بلایی است که عادت به خواندن محتوا در فضای مجازی بر سر بشر امروز آورده است، حال چگونه می توان انتظار داشت مخاطب متن بلند یک کتاب را در این فضا مطالعه کند. معمولا مطالعه در فضای مجازی، فراتر از پاراگراف اول و نهایتا دوم نمی رود و متن نمی تواند توجه خواننده را جلب و حفظ کند و مخاطب به باقی مطالب صرفا نگاهی گذرا می اندازد، بدی ماجرا اینجاست که مخاطب دچار این توهم می شود که این محتوا را مطالعه کرده و نسبت به آن آگاه است.

ادعای خود را اینگونه کامل می کنم که فضای مجازی فضای خواندن مطالب کوتاه و جذاب است نه فضای مطالعه عمیق متون علمی. در این حوزه تاکنون  نظریات علمی نیز با پایه روانشناسی شکل گرفته است. پیشنهاد می کنم کتاب نیکلاس کار، با عنوان «کم عمق ها» (The shallows) که اخیرا ترجمه آن را هم دیده ام، مطالعه کنید. این کتاب یکی از آثاری است که این مسئله را به خوبی تبیین کرده است. کتاب «کم‌عمق‌ها» که  در سال 2011 جایزه پولیتزر را گرفت نتیجه تحقیقی در مورد تاثیر فناوری اطلاعات، به ویژه اینترنت، و دیگر فناوری های رسانه ای بر ساختار و شیوه تفکر بشر است. نویسنده در این کتاب به فیزیولوژی مغز و کارکرد حافظه می‌پردازد تا بتواند نحوه تاثیر فناوری های رسانه ای را بر تفکر بشر نشان دهد تا در نهایت ریشه این بی حوصلگی در مطالعه را بیابد و نشان دهد که چرا عموم مردم قرن بیست و یکم، سطحی تر از گذشته مطالعه می‌کنند و با این که حجم بیشتری از اطلاعات در دسترس شان است، کم عمق تر شده اند.

مسئله اینجاست که خواندن؛ نوشتن، دیدن و … هر کدام به صورت پروژه های جداگانه در مغز انسان عمل می کنند و هر کدام بخشی از ظرفیت مغز را اشغال می کنند. هنگامی که ما یک ای-بوک را از طریق موبایل می‌خوانیم به طور همزمان از بقیه کارکردهای این رسانه نیز استفاده خواهم کرد. در این شکل از مطالعه در حین خواندن می توانیم در اینترنت سرچ کنیم، تصاویر را ببینیم، پیامک دریافت کنیم و حتی موسیقی گوش کنیم. اشتباه است که فکر کنیم فرایند پیش گفته، به صورت یکپارچه در مغز  ما انجام می شود بلکه هر کدام از این کارکردها به صورت پروژه ای جداگانه حجمی از مغز ما را برای عملیاتی شدن درگیر و لذا ظرفیتی از مغز را اشغال می کنند، در نتیجه سطح تمرکز پایین خواهد آمد و نمی توان از این طریق درک عمیقی از محتوای مورد مطالعه داشت.

تمام حرف نگارنده این است که هر قالب رسانه ای چه کتاب، چه روزنامه، چه تلویزیون و یا شبکه های اجتماعی، مناسب ارائه یک نوع محتواست و نباید این ها را با هم اشتباه گرفت. هر قالب رسانه ای که ظهور می کند نباید از آن توقع بازنمایی همه گونه محتوایی را داشت چرا که هر قالب رسانه ای محدودیت ذاتی در ارائه یک سری از محتوا دارد. همان طور که نمی توان از کتاب توقع سرگرمی و تفنن داشت، نمی توان از فضای مجازی هم انتظار ارائه محتوای عمیق علمی داشت؛ فضای مجازی محدودیت ذاتی برای این کار دارد. فضای مجازی، فضای سرگرمی است نه فضای گشودن باب های علم به روی بشر. مسیر علم از قالب فضای مجازی نمی گذرد. تنها قالب کتاب کاغذی است که می تواند به درستی دانش را در عمیق ترین لایه ها انتقال دهد چرا که در این قالب از انتقال اطلاعات، تمرکز بالایی برای درک مطالب بوجود می آید. این قالب به مغز انسان اجازه چرخیدن در فضاهای دیگر را نمی دهد و تمامی ذهن درگیر محتوای واحد خواهد شد.

در حالی در کشور ما حرف از حذف چاپ کاغذی کتاب زده می شود که روند رو به رشدی از روی آوری جوامع توسعه یافته به مطالعه کتاب به صورت کاغذی دیده می شود -کار تحقیقی اندرو پرین (2016)شاهدی بر این مدعا است.

اگر نیاز به صرفه جویی در مصرف کاغذ هم داشته باشیم که داریم، راهکارهایی مانند گسترش کتابخانه ها و ایجاد این فرهنگ که مردم به کتابخانه ها رجوع کنند و کتاب به امانت بگیرند راهکار درست تری به نظر می‌رسد. جامعه ما باید عادت به خواندن کتاب کاغذی کند، باید عادت کند به کتابخانه برود وقت بگذارد و مطالعه کند چرا که فرایند علمی فرایندی شتابزده نیست و نیاز به طمانینه ذهنی دارد. جامعه ما هنوز روزنامه خوان نشده بود که تلویزیون فراگیر شد، هنوز از فضای اینترنت و سایت و ایمیل (فضای وب 1) به درستی استفاده نکرده بود که این مرحله را قلم گرفت و به یکباره وارد فضای شبکه های مجازی (وب 2) شد، هنوز کتابخوان نشده بودیم که منوی گسترده ای از ای-بوک ها در مقابل ما قرار گرفت. این پل زدن ها و پریدن ها و طی نکردن مراحل تکامل رسانه ها یک به یک، جامعه را بلکه انسان را با بحران روبرو می کند.

حرف بر سر این است: کسانی پیشنهاد توقف و محدود کردن چاپ کاغذی کتاب را می دهند که خود محصول همین سیستم اند و با خواندن کتاب به شکل سنتی به این درجه از دانش رسیده اند. باید صبر کرد تا کسانی در این خصوص تصمیم گیری کنند که خود در آینده محصول سیستم مطالعه کتاب های دیجیتال اند و معایب و مزایای این سیستم مسلما بر آنها آشکار تر خواهد بود. پیشنهاد نگارنده به صنعت نشر و به نهادهای متولی کتاب در کشور این است که اجازه دهند، تب فضای دیجیتال کمی پایین بیاید و در خصوص هر نوع تصمیم گیری برای چاپ کاغذی کتاب با شتابزدگی عمل نکنند.

* دکترای مدیریت رسانه، مدرس دانشگاه تهران

—————————–
*با ویرایش و اندک تلخیص. عجیب است که مطلبی در مرکز آموزش همشهری منتشر می شود و ویرایش صوری هم نشده است. در عین حال سطوح مختلف “مخاطب” در این مطلب کوتاه به هم آمیخته شده است و از یک کتاب و یک تحقیق نتایج عام و کلان گرفته شده است. وانگهی این که کسی کتابی در باره کم عمقی مخاطب وب نوشته باشد اصلا به این معنا نیست که ما نیاز نداریم دوباره استدلال کنیم یا استدلال های او را وزن کنیم و بسنجیم. در هر صورت به عنوان نمونه ای از شیوه اندیشیدن تحصیلکردگان مدیریت رسانه و البته نثر آنها مطلب بازنشر شد (نثر اصلی را البته در لینک همشهری می یابید). – م.ج

Print Friendly, PDF & Email
Share.

۱ دیدگاه

  1. جل الخالق!
    با کمال احترام برای این خانم ، به نظر من نویسنده مقاله قطعا یکی از فعالین صنعت نشر یا نزدیکان به صنف ناشران است و منفعت مالی اش به خطر افتاده.

    در درجه اول چاپ و نشر دیجیتال یعنی آینده. در همین الان حتی کشور افغانستان – دانشگاه کابل بسیاری از منابعش را به صورت دیجیتال درآورده. بسیاری از روزنامه های دنیا امروز به صورت دیجیتال منتشر می شوند. بسیاری از کنب و تقریبا تمامی منابع معتبر علمی به صورت دیجیتال هستند. دانشجویان بسیاری مقاله های علمی را به صورت pdf دریافت می کنند و پایان نامه ها و مقالاتشان را به صورت دیجیتال می نویسند.
    نویسنده چطور پیشنهاد می کند که مردم باید به کتاب کاغدی خواندن عادت کنند؟ مثل این است که امروز بگوییم مردم باید به جای ماشین باید به درشکه سواری عادت کنند.
    خانم لبافی می گوید مردم باید به کتابخانه رفتن عادت کنند. اولا با توجه به شرایط ایران خیلی از مردم امکان رفتن هفتگی به کتابخانه را ندارد و خیلی از کتب نیز در کتابخانه موجود نیست. خیلی از مردم هم دوست ندارند که سابقه ای از ایشان در کتابخانه ها باشد که چه کتابهایی را گرفته اند و چه کتابهایی را نگرفته اند. کتابخانه ها به شکلی که خانم لبافی می گوید کارکرد خود را سالهاست از دست داده اند و تبدیل شده اند به فضایی برای کسانی که می خواهند درس بخوانند.
    صنعت نشر دیجیتال یعنی آینده! یعنی نیاز مردم! چه برخی فعالین حوزه نشر خوششان بیاید یا نیاد.
    برخی از دیدگاه های نویسنده هم حکایت از کهنه پرستی دارد، انگار از عصر جدید می ترسند. فضای مجازی، شبکه های اجتماعی، فضای وب و.. جوری حرف می زنند انگار یک بیماری وحشتناک کشور را گرفته و تنها علاجش برگشت به عقب است.
    قشر کتابخان ، کسانی که پول برای متون چاپی می دهند و فشردانشگاهی ، دانشجویانی که تحقیق می کنند و مقالات علمی می نویسند مشغول مهاجرت به فضای دیجیتال هستند و تا چند سال آینده خواهید دید که تقاضا برای کتاب و مقالات علمی به صورت دیجیتال در کشور چقدر بالا خواهد رفت. به این موضوع افزایش بهای کاغذ، گرانی کتاب و.. اینکه نمی شود همه جا کتاب را با خود برد را هم اضافه نمایید. ارزان بودن تبلت و دستگاه های کتابخوان را هم به این موضوع اضافه کنید.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: