مترجم شماره 60؛ انتشارات فرانکلین برنامه بود نه نهاد

0

فصلنامه مترجم

  • مترجم ادبی کیست؟ / علی خزاعی فر
  • از دیرباز در بحث‌های سنتی ترجمه این سوال مطرح بوده که مترجم ادبی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد. معمولاً در پاسخ به این سوال سه یا چهار شرط اساسی ذکر می‌کنند: تسلط به زبان مبدأ، تسلط به زبان مقصد، آشنایی با فرهنگ مبدأ و داشتن ذوق ادبی. مشکل این دیدگاه سنتی این است که مفاهیم «تسلط»، «ذوق ادبی» و «آشنایی» مفاهیمی نسبی و درجه‌پذیرند؛ از این گذشته، چنان که خواهیم دید، این دیدگاه، حداقل در مورد ایران، با واقعیات فرهنگی همخوانی ندارد. این سوال را که مترجم ادبی چه ویژگی‌ها باید داشته باشد به سه طریق می‌توان جواب داد: توصیفی، تجویزی و ترکیبی از این دو.
  • گفت‌و‌گو با عبدالله کوثری / علی خزاعی فر
  • با توجه به مقاله «مترجم ادبی کیست» که برای این شماره نوشتم درباره تشتّت آرا و رویه در میان مترجمان ادبی صحبت کنیم. این موضوع را من با برخی از صاحب‌نظران دیگر هم در میان گذاشته‌ام و مایلم نظر شما را بدانم. چنانکه می‌دانید، ترجمه، بخصوص ترجمه ادبی نیاز به خلاقیت زبانی دارد و خلاقیت اساساً امری فردی است. ولی در عین حال، ترجمه ادبی موضوع علاقه و فعالیت گروهی است که خود را مترجم ادبی می‌نامند. متأسفانه در ایران مترجمان ادبی ارتباط حرفه‌ای و صنفی روشنی با هم ندارند و مراودات زبانی و مکتوب بین آن‌ها برقرار نمی‌شود تا بتوانند راجع به مسائل مختلف ترجمه از جمله شیوه و زبان ترجمه با هم بحث کنند. در نتیجه نمی‌توان انتظار داشت که مترجمان درباره هنجارها و قراردادهای زبانی در ترجمه‌هایشان با هم به توافق برسند یا لااقل دیدگاه‌هایشان به هم نزدیک شود. نتیجه عدم ارتباط صنفی و حرفه‌ای میان مترجمان ادبی تشتّت آرا درباره بسیاری از مسائل مرتبط با ترجمه از جمله شیوه ترجمه، تلقی نسبت به مفاهیمی مثل تعادل، وفاداری و سبک مترجم، و نیز تشتّت رویه در موضوع قراردادها و هنجارهای زبانی است. شما با من هم‌عقیده‌اید که چنین تشتّتی وجود دارد؟
  • از وفاداری به امانت‌داری؟ / محمود حدادی
  • در مبحث ترجمه، اصطلاح «وفاداری» که از قضا بیشترین بسامد را هم در نظریه‌پردازی‌های این مبحث دارد و از هر دیدگاهی ابزار استدلال قرار می‌گیرد، از کجا به آن راه یافته است و در این عرصه چه نقشی دارد؟ پیش از پرداختن به این پرسش، تصریح می‌کند چون در تعریف و تدقیق این اصطلاح نگاه‌ها بسا متفاوت باشند، این یادداشت هم به سهم خود لحنی جانبدار و جدلی دارد.
  • انتشارات فرانکلین چرا تعطیل شد؟ / عبدالحسین آذرنگ
  • انتشارات فرانکلین برنامه بود نه نهاد. همۀ برنامه‌ها معمولاً عمر معینی دارند و هرگاه هدف‌های آن‌ها متحقق شود، پایان می‌یابند. طراحان و گردانندگان برنامۀ کتاب فرانکلین به این نتیجه رسیدند که هدف‌هایشان، یا بیشتر هدف‌هایشان، تحقق یافته است و از این رو پس از ۲۵ سال فعالیت، پایان کار آن را در ۱۹۷۷م/۱۳۵۵ش اعلام کردند. البته در اظهار نظرهای مختلف شنیده می‌شود که بعضی صاحب‌نظران با این نتیجه‌گیری موافق نیستند. آن‌ها علت اصلی تداوم نیافتن برنامه را از دست رفتن انگیزه‌های نیرومند اولیه، تغییر یافتن مدیران، بر سر کار آمدن مدیران فاقد انگیزه‌های مدیران نخستین، و نیز تأثیر عوامل جهانی و خارجی، و عوامل دیگری از این دست دانسته‌اند. به شباهت‌هایی میان افول برنامه‌های یونسکو و برنامه‌هایی نظیر برنامۀ کتاب فرانکلین هم اشاره شده است.
  • آری شود ولیک: اعتبار به قیمت خرج چندهزار کلمه / سمیه نوروزی
    چند روز پیش دوستی در یکی از محافل ادبی خبر داد که دارد اثر برنده جایزه گنکور ۲۰۱۶ را به فارسی برمی‌گرداند. هنوز جمله‌اش تمام نشده بود که دوستی دیگر پرسید کپی‌رایت اثر را گرفته است یا نه. جواب هرچه بود، بماند. اما بحث کپی‌رایت که سال‌هاست بحثِ بی‌نتیجه دنیای ادبیاتِ ایران است، این روزها کمی جدی‌تر شده. اگر پیش از این تنها دو سه ناشر حرفه‌ای یا تعداد انگشت‌شماری از مترجمین خود را ملزم می‌دانستند که حق نویسنده و ناشر خارجی را پرداخت کنند یا دست‌کم آن‌ها را در جریان بگذارند و اجازه‌ای نمادین بگیرند، حالا دیگر این ماجرا تبدیل به دغدغه شده و اجازه نگرفتن از نویسنده اثر، ناشر و مترجم را زیر سوال می‌برد. از سویی دیگر، به اعتقاد ناشران، ماجراهای ممیزی خرید و فروش امتیاز را با مشکل مواجه می‌کند. اما سوال این است که بالاخره باید چه کرد؛ تا کی باید دست روی دست گذاشت تا ترجمه‌های متعدد از یک اثر بازار را اشغال و مخاطب را سردرگم کند؟با این مقدمه و با تجربیاتم از کار در این زمینه با چند ناشر، سراغ تک‌تک مشکلات خواهم رفت و راه‌حل‌های احتمالی را پیشنهاد خواهم داد.
  • گفت‌و‌گو با نشر ماهی / زهرا اسماعیلی
  • روند پذیرش ترجمه برای چاپ چیست؟ آیا خود شما به عنوان ناشر، در انتخاب کتاب، تصمیم‌گیرنده هستید؟
  • نشر ماهی: معمولاً مترجمان بزرگ و نامی، خودشان کتابی را انتخاب و ترجمه می‌کنند و سپس برای چاپ پیشنهاد می‌دهند. البته گاهی هم خودمان از آن‌ها می‌خواهیم کتابی را ترجمه کنند و آن‌ها هم از سر لطف درخواست ما را اجابت می‌کنند. مثلاً آقای حبیبی به پیشنهاد ما کتابهمزاد را ترجمه کردند یا آقای کسایی‌پور مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ را. آقای رضایی هم قصد ترجمه گتسبی بزرگ را در آینده داشتند و به اصرار ما را در برنامه‌شان جلو انداختند. دوستان جوان‌تری هم هستند که به پیشنهاد ما کتابی را ترجمه می‌کنند. گاهی هم مترجمی از طریق ایمیل یا تلفنی کتابی را پیشنهاد می‌دهد و بعد از بررسی‌های لازم آن را قبول می‌کنیم.

برای دیگر مطالب این شماره و چکیده آنها به فهرست زیر مراجعه کنید یا به صفحه اصلی وبسایت فصلنامه (البته هر شماره از فصنامه برای خود آدرس مجزا ندارد. بنابرین اگر چندی بعد این مطلب را در راهک خواندید و به این آدرس مراجعه کنید دیگر شماره 60 را نخواهد دید و شماره 61 یا 62 را خواهید دید.):

Print Friendly, PDF & Email
Share.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: