نوروزانه برای کتاب؛ به نویسنده کمک کنیم کتاب‌اش را بنویسد

0

فاطمه زارعی

وقتی نویسنده ای داستانی توی کله اش دارد ولی شرایط برای نوشتن آن فراهم نیست نویسنده بدبخت مثل آدمی ست که پشت در توالت این پا آن پا می کند. هیچ آدم عاقلی در این شرایط نمی شاشد توی خودش حتی اگر این عاقلانه ترین کار باشد. کتاب های بسیاری وجود دارند که هنوز نوشته نشده اند. آدم های سرگردانی که توی کله یک نویسنده بدبخت گیر افتاده اند. یادمان باشد داستان آنجایی اتفاق می افتد که توی سر کسی شکل می گیرد نه آنزمان که نوشته می شود.

برای من به عنوان داستان نویس شیرین ترین قسمت کار آنجایی است که داستان توی گنبد دوار سرم معرکه می گیرد و جعبه مارگیری اش را باز می کند و اسرار پنهانش را نشانم می دهد و داستان اتفاق می افتد. ناگهان من با آدم هایی آشنا می شوم که مدت ها طول می کشد تا از کارشان سردربیاورم. از خواندن یک کتاب هم شیرین تر است حتی از دیدن یک فیلم. بعد که همه چیز را راجع بهشان فهمیدم داستان شروع می کند به بیات شدن و من مجبورم قبل از این که کپک بزنند آنها را از توی مخم دربیاورم و جا باز کنم برای موضوعات دیگر. و گر نه روزمره ام مختل می شود.

در این موقعیت وقتی بار سنگین یک قصه را شبانه روز می کشم من اشغال می شوم یا بدتر از آن، داستان مرا گروگان می گیرد و نمی گذارد از دستش در بروم. داستان جلوی چشمم پیر می شود ولی نمی میرد. زشت و عبوس می شود و مرا آزاد نمی کند. من چطور باید از دستش خلاص بشوم؟ فقط یک راه دارد. باید بنویسم اش تا دست از سرم بردارد. باید وقتی هنوز هیجانش در من بیدار است بنویسم اش.

گفتم شیرین ترین بخش کار اتفاق افتادن و نوشتن است که با کمک دوستان این لذت را مطلقا از خودم دریغ نمی کنم. اگر این اتفاق بیافتد می شود مثل زاییدن یک بچه سالم و خوشگل سر نه ماه و نه روز. اگر دیرتر بشود باز هم چاره ای نیست باید آن را بزایم حتی مرده اش را. نمی شود تا ابد یک جنین را توی دل نگه داشت. الان وقت زاییدن داستان “لودر” است.

لودر را قبلا در قالب داستان کوتاه نوشته ام ولی از دستش خلاص نشده بودم. آن مرد فلجی که در چشم بقیه آدم های داستان شیئ به حساب می آمد با من حرف می زد و می گفت که آدم است. کاشف به عمل آمد زن بدبختی که شوهرش را از دست داده بود و من فکر می کردم بدبخت است که اجازه ندارد بدون مرد از خانه برود بیرون خیلی هم احساس خوشبختی می کند. باید تا هیجان این اسرار در من هست آن را برای شما هم روشن کنم و بنویسم اش. من هم زدم زیر روال کار. برای پیش آمدن یک موقعیت مناسب صبر نمی کنم. مناسبترین وقت همین الان است. می زایم می گذارم دم در خانه تک تک شما دوستان تا بزرگ اش کنید.

حمایت کسانی که قبل از نوشتن یک کتاب به نویسنده کمک می کنند به مراتب موثرتر است از آن که بعد از تولید کتاب آن را می خرند.

——————————————————————

*فاطمه زارعی از طریق جلب کمک های کوچک اما پرشمار داستان اش را می نویسد. می توانید کتاب او را پیش‌خرید کنید یا با هدیه ای زمینه کار را برای او مساعد کنید. روش تامین هزینه برای داستان نویسی خیلی نوپا ست و تازه دارد مطرح می شود. پیش از سازندگان محصولات یا فیلم از این طریق به ساختن محصول خود موفق شده اند. پیش از این یک دو نمونه ایرانی دیگر هم داشته ایم مثل این کتاب و سی دی اش که از همین شیوه برای تولید بهره بردند. برای کمک به فاطمه زارعی می توانید به اینجا سر بزنید. هدیه نوروزی خوبی خواهد بود! هم برای او که هدایا را دریافت می کند و هم برای شما که چندماهی بعد داستان نوزاده او را تحویل می گیرید.

فاطمه زارعی قبلا دو کار در اچ اند اس مدیا منتشر کرده است: حرفه من خواب دیدن است (2011) و ای یار جانی یار جانی (2016). بخش از این کار دوم را اینجا بخوانید: ای یار جانی؛ عشق و جنایت و دخترانگی

Print Friendly
Share.

نظرتان را بنویسید