دموکراسی شدن از طریق ماندن در میدان انتخابات؛ حتی اگر هوا بارانی باشد

1

مهدی کاوه

Democratization by Elections
A New Mode of Transition
Edited by Staffan I. Lindberg
John Hopkins University Press

بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات تبدیل به بحثی ایدئوژیک شده است که هر کسی برای خودش نظری می دهد و بر آن اصرار می کند و مانند بسیاری دیگر از مباحث ما ایرانیان تبدیل به محلی برای تسکین آلام و ناراحتی های سیاسی انباشته شده مان (به حق یا به ناحق) می شود.

فارغ از اینکه نظر شخصی مان چیست، من در اینجا به دلیل اینکه دانشجوی دکترای سیاست تطبیقی با گرایش دموکراتیزاسیون هستم و راجع به مباحث آکادمیک تحریم در بی طرفی محض قرار دارم، دو جریان اصلی در ادبیات تحریم و مطالعتشان بر حدود 200 مورد تحریم را به خلاصه ترین وجه با دوستان در میان می گذارم:

بحث انتخابات در رژیم های خودکامه رقابتی به نسبت امری جدید است و تازه پس از فروپاشی شوروی سابق به یکی از موضوعات علوم سیاسی در آمریکا، مهد این قبیل مطالعات تبدیل شده است.

در این بین چند نفر از برجستگان این حوزه، و به خصوص مبحث تحریم انتخابات، [متخصص در انتخابات] چنین رژیم هایی هستند که یکی از آنها استفان لیندبرگ است و یکی آندرئاس شدلر. هر دو ویراستار و ارائه دهنده مقاله به دو مجموعه مهم که عکس یکی از آن دو مجموعه را اینجا همرسان کرده ام.

این هر دو متخصص حکومت های خودکامه به تحریم بدبین هستند و آنرا در وهله اول مضر به حال اپوزیسون و در وهله دوم مضر به حال کشور می دانند.

جالب آنکه هر دو انتخابات در نظام های خودکامه را روشی برای اصلاح و گذار می دانند که باید جدی گرفته شود. مطالعات خود من نیز نشان می دهد تحریم تاثیر بشدت منفی بر روی ضریب جینی می گذارد چون دولت ها ناخودآگاه به طبقه تحریم‌کنندگان واقفند و توزیع ثروت های عمومی (Public Goods‌) را حتی الامکان از آنها دریغ می کنند.

علاوه بر نکات بالا ما با مشاهدات فراوان می دانیم تحریم به جز هزینه هیچ تاثیری در کاستن از عمر حکومت خودکامه در بیش از 197 تحریمی که شدلر بررسی کرده است نداشته.

دسته دیگری از متخصصان تازه کارتر بر اساس مدل های آماری شان (که دچار ضعف هایی است) معتقدند تحریم ممکن است باعث افزایش احتمال جابجایی قدرت شود، ولی این جابه جایی لزوما به معنای گذار به دموکراسی نیست و فقط دولت دست به دست می‌شود. این دسته ی کوچک از محققان کمتر شناخته شده اند و کارهایشان به نسبت ضعیف تر از دسته اول است؛ کسانی مانند امیلی بیلو و ایان اسمیت – که آقای عرفان ثابتی مقاله ای از اسمیت ترجمه کرده و اینجا می توانید بخوانید: تحریم های انتخاباتی و بقای حکومت های مختلط.

امیلی بیلو نیز که در این مورد در دانشگاه سان دیگو پایان نامه ای نوشته، مکانیسم احتمالی تاثیر تحریم را نهایتا از طریق فشار بین المللی می داند، یعنی تحریم در بعضی موارد ممکن است باعث فشار سازمان های بین المللی و قدرت های غربی بر متحدان شان برای برگزاری بهتر انتخابات شود، که البته چنین مواردی شامل بسیاری از کشورها از جمله ایران نمی شود.

خلاصه آن که اجماع متخصصان این حوزه بی تاثیری و ضرر بیشتر تحریم در برابر گزینه مشارکت است.

در آخر جمله ای از آندرئاس شدلر نقل می کنم که ضمن توصیه اکید به نیروهای اپوزیسیون برای اجتناب از تحریم خواستار مقاومت و ناامید نشدنشان در هر شرایطی می شود:

Unless the opposition are willing to trade the certainty of defeat in the present for the uncertain prospect of future gains, they should stay within the electoral arena… ALL IN ALL, EVEN IF WEATHER CONDITIONS LOOK LESS THAN INVITING, KEEP PROTESTING IN THE RAIN

[اگر اپوزیسیون بخواهد یکسره در زمان حال ناکام شود به این امید که شاید فردا پیروز باشد که هیچ و گرنه باید در میدان انتخابات باقی بماند. به طور کلی، حتی اگر شرایط آب و هوا اجازه نمی دهد باز در ضمن باریدن باران اعتراض کنید (اما میدان را ترک نکنید).]

*با ویرایش

Print Friendly, PDF & Email
Share.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: