گفتگو با جلال الدین اعلم درباره كتاب «انگيزه آفرينندگی»

1

سام پورمهدی
همشهری آنلاین
اسفند 1383

ان‍گ‍ی‍زه‌ آف‍ری‍ن‍ن‍دگ‍ی‌
در س‍ی‍ر ت‍اری‍خ‍ی‌ ه‍ن‍ره‍ا
دن‍ی‍س‌ اسپ‍ور (Dennis J. Sporre)
ترجمه ام‍ی‍رج‍لال‌ال‍دی‍ن‌ اع‍ل‍م‌
ت‍ه‍ران‌: دوس‍ت‍ان‌ / ن‍ی‍ل‍وف‍ر‏‫، 1383
‏‫ده‌، [648] ص‌.‬:‌ م‍ص‍ور (ب‍خ‍ش‍ی‌ رن‍گ‍ی‌)
در طبقه ششم انتشارات سروش، اتاقی كوچك و جمع و جور قرار دارد كه در آن يكي از چهره های پيشكسوت عرصه ترجمه متون ادبي و فلسفي به كار مي پردازد. دكتر امير جلال الدين اعلم با مويي سپيد و انبوهي از كتابها در پيرامونش، ما را براي گفت وگو پذيرا می شود. دكتر اعلم در كارنامه كاري خود ترجمه هاي متعددی را انجام داده است. از حوزه كتابهای فلسفی كه در آن می توان آثاری چون تاريخ فلسفه كاپلستون (جلد ۵) و جامعه باز و دشمنان آن (اثر كارل پوپر) و نيز كتاب معروف سير حكمت در اروپای فروغی كه برآن حاشيه هم نوشته است تا رمانها و آثار كافكا و كتابهايی در زمينه های گوناگون هنری و نظری. تازه ترين كتابي كه وي ترجمه و انتشارات نيلوفر و انتشارات دوستان در هياتی شكيل و با چاپی قابل اعتنا، به بازار كتاب عرضه كرده اند، كتاب «انگيزه آفرينندگی در سیر تاریخی هنرها»، اثر دنيس اسپور است كه از جمله آثار شاخص در حوزه تاريخ هنر به شمار می رود. به اين بهانه با وي گفت و گويی كرده ايم كه در پی می خوانيد:

011055.jpg

* در چند سال اخیر چند كتاب در زمینه تاریخ هنر به فارسی ترجمه شده  است. ویژگی یا ویژگی های كتاب انگیزه آفرینندگی در سیر تاریخی هنرها در چیست و تفاوتهای كتاب ترجمه شده شما با آثاری چون تاریخ هنر جنسن، گامبریج، یا هلن گاردنر كدامند؟
ویژگی هایی كه كتاب انگیزه آفرینندگی را از غالب تاریخ های هنر جدا می كنند، از این قرارند:
۱- تاریخ های هنر معمولاً سه درون مایه نگارگری، پیكره سازی و معماری را زمینه بحث خود قرار می دهند (و چه بسا به تفصیل به آنها می پردازند). انگیزه آفرینندگی افزون بر این سه درونمایه، به هنرهای نمایشی، موسیقی، رقص (در معنای آئینی و كلاسیك آن)، و (در سده بیستم) سینما می پردازد. نویسنده درباره وضع هنرهای دراماتیك و موسیقی و سازهای موسیقایی و سیر پرورش آنها و كاركردهای فراطبیعی و آئینی و هنری رقص از زمان  باستان تا روزگار كنونی سخن گفته است. مثلاً می بینیم كه در مصر باستان، گونه ای رقص در آئین تشییع مردگان اجرا می شد؛ و همچنین رقص های باروری بخشی از رقص آئینی مصر بودند. یا، برای نمونه: مقام ارجمند درام در یونان باستان بیان شده و از كارهای درام نویسان گرانمایه یونانی همچون آیسخولوس، سوفوكلس، ائوریپیدس و آریستوفانس سخن رفته است.
۲- در آغاز هر فصل، زیر عنوان «زمینه ها و مفهوم ها» ، شرحی آمده درباره اوضاع اجتماعی- سیاسی- تاریخی، فرهنگی (دربرگیرنده عناصر مهمی چون دین، آئین های پرستش، حال و هوای هنری و ذوقی و ادبیات) و حیات فكری روزگاری كه به هنرهای آن پرداخته می شود. مثلاً، زیر عنوان «زمینه ها و مفهوم ها»ی فصل راجع به «یونانیان»، از جمله از تمدن، ایزدان پرستی، اندیشه های فلسفی (انسان گرایی، عقل باوری، سوفیسم، رازورزی) در یونان باستان آگاه می شویم.
۳- در همین سرآغاز فصل، نویسنده اندیشه های هنر؛ اصول زیبایی شناختی هر روزگار را به كوتاهی شرح می دهد. مثلاً، در فصل «یونانیان» عقاید ارسطو درباره تراژدی در فصل «رومیان» عقاید پلوتینوس (=افلوطین، فلوطین) درباب «زیبایی» بیان شده اند.
۴- در پایان هر فصل بخش كوتاهی هست به نام «پیشنهادهایی برای اندیشیدن و بحث كردن»، كه در آن نویسنده پس از آوردن گزارشی فلسفی و هنری و زیبایی شناختی از دوره مورد بحث، پرسشها و پیشنهادهایی برای دانشجویان (به معنای گسترده این واژه) پیش می كشد و آنان را درگیر اندیشیدن و بحث كردن و رأی زدن می كند.

مورخان هنر هر كدام رهیافت ویژه ای به موضوع خود دارند. رهیافت دنیس اسپور در این كتاب چیست و دیدگاهش كدام است؟
پاسخ اسپور آفرینشگری هنری را بخشی گوهرین از «انسان بودن» می انگارد و می گوید كه این فراگرد از آغاز زندگی بشر همواره در جان او در تكاپو بوده است. در پیشگفتار كتاب آمده: «آموزگاران هنرپژوهی می باید دانشجویان را یاری دهند تا هنرها را به منزله بازتابهای وضع و حال آدمی بنگرند. كار هنری همانا نگره ای به گیتی و جست‌وجویی در پی واقعیت و حقیقت است كه در رسانه ویژه ای جلوه می یابد و نگرنده و جوینده دیگران را در كارش سهیم می كند.» اسپور هنرآفرینی را گوهر بی همتای انسانیت مشترك همه مان می شمرد. نویسنده بردرهم تنیدگی هنرها و ذوقیات هنری تكیه دارد و آنها را جلوه های گونه گون یك گوهر یكتا در جان آدمی می انگارد كه از آغاز پدید آمدنش در جهان با او وجود داشته است. دیدگاه نویسنده به هنر، دیدگاهی كمابیش فلسفی (در معنای گسترده این واژه) است. نگاهش تأمل آمیز و پرحیرت است. نكته گیرایی كه در روش اسپور هست همانا فرود آمدنش از بلندجای «استادی»  و «مدرسی» است و همپا شدنش با مخاطب دانش طلبش. دست خواننده را می گیرد و همچنان كه او را در گذرگاه خم اندر خم تاریخ هنر راه می نماید، در اندیشیدن و داوری كردن و سنجیدن درگیرش می كند. ترجیح می دهد كه به جای خوراندن داوریهای خودش به خواننده، او را به رای زدن و سنجشگری وادارد.

نویسنده كتاب در میان مورخان و پژوهندگان این رشته از چه جایگاهی برخوردار است؟
مورخان و هنرپژوهان عموماً از پایگاهی ارزشمند برخوردارند و تقریباً (بلكه تحقیقاً) همه شان آموزگاران گرانقدر دانشگاهند، گیرم هر كدام از دیدگاهی ویژه خویش به موضوع می نگرند. یعنی: تكیه ذهنی شان بر چنین و نه چنان عناصر معین است. جنس، گامبریج، گاردنر و اسپور هر چهار تن هنرپژوهان گرانمایه اند، گیرم هر یك با گرایش ویژه خودش.

در ترجمه این اثر، بخصوص در مورد معادل یابی های فارسی با چه دشواری هایی روبه رو بوده اید؟
در طی سالهایی كه دست در كار ترجمه این كتاب بوده ام، دلمشغولی های عصب‌سوز و جانكاه بسیار داشته ام. از آن میان، جست‌وجو در پی معادل درخور و گویا برای اصطلاحات هنری و فنی فراوانی كه در متن انگلیسی آمده اند. افزون بر آن رفتن به سراغ مراجع موجود در زمینه های گوناگون؛ تا توانستم از گنجینه زبان پرمایه فارسی و از توانمندی شگفت آن بهره گرفتم.

شما در نثرتان از واژه ها و تعبیرهای پارسی بسیار استفاده می كنید. دلیلش چیست؟
آوردن واژه ها و تعبیرهای «پارسی»، گرایش ذاتی نیرومندی در زبان فارسی است. این گرایش كه از پس از دوره قاجار جلوه ای چشمگیر داشته است، پدید آمده از عنصر زیبایی و فصاحت و روانی از یك سو و عنصر گویایی و بلاغت و دلالت از سوی دیگر است. پر آشكار است كه كاربردن پارسی سره، خلاف عقل سلیم است. آمیزه ای از شاهنامه فردوسی و غزلهای حافظ، مقصودی آرمانی است.

011058.jpg

در ترجمه این کتاب به جای اصطلاح «هنرهای تجسمی» تعبیر «هنرهای دیداری» را گذاشته اید. چرا؟
اصل این اصطلاح همان arts visual انگلیسی است. «تجسمی» در این مورد هیچ معنایی دقیق و محصلی ندارد. نمی دانم كدام آدم كج سلیقه ای نخستین بار آن را به زبان فارسی درآورده است. معادل درست visual، «بصری» یا «دیداری» است (واژه «دیداری» در اصطلاح مركب «شنیداری- دیداری» در برابر awdiovisual به كار رفته است). تعریف «هنرهای دیداری» را در «واژه نامه» كتاب داده ام.

كتاب درمقایسه با نسخه اصلی و خارجی آن چه كاستی ها و كمبودهایی دارد؟
ناشران بزرگوار كتاب، «نیلوفر» و «دوستان»، در چاپ كتاب سنگ تمام گذاشته اند. كار از حیث نفاست و خوش چاپی، كم نظیر است (كاری به كتابهای لوكس ندارم). و به گمان من با اصل اثر در چاپ پهلو می زند و نشان می دهد كه ناشران ایرانی تاچه پایه و مایه از دقت و ظرافت در كار برخوردارند.

از كارهای آینده و در دست ترجمه خود بگویید؟
دارم جلد دوم جامعه باز و دشمنان آن به نام هگل و ماركس (نوشته پوپر) را نمونه خوانی می كنم. جانم را گرفته است. افزون بر آن، دارم روی ترجمه كلمات، نوشته سارتر، كار می كنم.

عكس: رضا خنكدار

Print Friendly, PDF & Email
Share.

۱ دیدگاه

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: