بزرگ نادرزاد در ترجمه فلسفی نثری در طراز محمدعلی فروغی داشت

1

واپسين سخنران نشست بزرگ‌داشت بزرگ‌نادرزاد جواد طباطبایی بود که نخستين آشنايی خود با بزرگ نادرزاد را در سال ١٣٤٧ از طريق نخستين ترجمه نادرزاد یعنی «
حكمت يونان» اثر شارل ورنر دانست. شرحی از گفتار دکتر طباطبایی را به نقل از کانال تلگرام او می خوانید:
در آن زمان ترجمه‌ها با امروز فرق می‌كرد و كسانی كه ترجمه می‌كردند، نه زبان خارجی را خوب می‌دانستند و نه فارسی را. اما وقتی در آن سال كتاب حكمت يونان با ترجمه “نادر نادرزاد” (چنانکه در چاپ نخست نوشته بودند) را خواندم، گويی فروغی را می‌خوانم.

او ادامه‌ی فروغی و از نسل او بود. وقتی كتاب را می‌خواندم، می‌ديدم كه با وجود مشكل بودن كتاب قابل فهم است، برخلاف ترجمه‌های فراوانی كه می‌خوانديم و نمی‌فهميديم!

كتاب «حكمت يونان» كه در سال‌هاي اخير تجديد چاپ شده، مدت‌ها مغفول بوده است. كتاب نوشته شارل گاستون ورنر، استاد دانشگاه ژنو است كه رساله‌ی دكترايش راجع به ارسطو و ايده‌آليسم افلاطونی است و اين كتاب حاصل تحقيقات طولانی او راجع به فلسفه يونان است.

حكمت يونان اثر مهمی است، اگرچه بعدا كه برای ادامه تحصيل به فرانسه رفتم، آنجا آن را خيلی مهم نمی‌انگاشتند، زيرا ژنو نسبت به دانشگاه پاريس شهرستان به حساب می‌آمد. ورنر يونانی‌دان نسبتا خوبی است.

آنچه در اين كتاب مهم است، اين است كه راجع به متافيزيك فلسفه يونانی و طبيعيات و اخلاق يونانی صحبت می‌كند. در اين كتاب راجع به جمهور افلاطون و سياست ارسطو هيچ چيز نيست. از نظر متافيزيكی تلقی‌ای كه در آن زمان در دانشگاه تهران و بعد از فروغی بود، اين بود كه مسائل سياسی در فلسفه اروپایی چندان جدی گرفته نمی‌شود. در حالي كه بخش مهمی از فلسفه اروپایی فلسفه اخلاق و خصوصا فلسفه سياست است.

در همان زمان بخشی از كتاب متافيزيك پل فولكيه هم ابتدا به صورت پلی‌كپی سپس به همّت نشر دانشگاه تهران منتشر شد كه درس‌نامه نسبتا مهمی است و دكتر يحیی مهدوي ترجمه كرده است. اين درس‌نامه را اگر از يك‌سو در كنار اثر فروغی و از سوی ديگر ترجمه نادرزاد قرار دهيم، می‌بينيم كه اولا تلقی كمابيش مشتركی از فلسفه وجود دارد، ثانيا از نظر اصطلاحات اين آثار بسيار دقيق هستند و مطلب را فهميده‌اند و ترجمه كرده‌اند.

همه به فارسی بسيار زيبایی نوشته‌اند كه می‌توان گفت فارسی مدرن كنوني ما است. از شارل ورنر اثر ديگری با نام «فلسفه جديد اروپا» به فرانسه هست كه در ادامه اين كتاب (حكمت يونان) است. اين كتاب ترجمه نشده است. اما در پايان اين حكمت يونان مقايسه‌ای ميان فلسفه يونان و فلسفه جديد صورت می‌گيرد و مباحث اين دو فلسفه از سوی نويسنده مقايسه شده است.

ورنر معتقد است به هر حال فلسفيدن در نهايت مديون يونان است و كسی نمي‌تواند وارد انديشيدن فلسفی شود، مگر اين‌كه فلسفه يونان بلد باشد. از اين نظر توصيه می‌كنم جوانان اين كتاب را به عنوان يك الگو بخوانند. امروز چنين ترجمه‌هایی بسيار بسيار نادر است.

در آن زمان تيمسار پاكروان، سفير ايران در فرانسه بود و جهانگير (بزرگ نادرزاد) علاوه بر اين‌كه دامادش بود، نقطه مشترك‌شان فلسفه اروپایی بود. من به مناسبت كار اداری به جهانگير مراجعه كردم و او از من پرسيد كه چه می‌كنی؟ وقتی گفتم درباره هگل رساله می‌نويسم، فارغ از كار اداری دو ساعت با هم حرف زديم. اندكی بعد از آن به واسطه ديدار با دكتر اميرحسين جهانبگلو و پسرشان رامين و دكتر احمد تفضلی در پاريس باز با جهانگير ديدار داشتم.

بعدا در ايران كه “مركز مطالعه فرهنگ‌ها” به همت دكتر شايگان و ديگران باز شد و برخی برای آنجا ترجمه‌هایی انجام مي‌دادند. به اين مناسبت هم ديدارهایی با جهانگير داشتم و در مونپارناس با هم كافه‌نشينی می‌كرديم و مصاحبت داشتيم. بعد از انقلاب هم او را اين‌جا و آن‌جا می‌ديدم.

ایران‌دوستی نادرزاد باعث می‌شد كه يك پيوند نامریی ما را به‌هم ربط دهد. اين نگرانی درباره ايران كه الان بيشتر شده را از همان گذشته در او نيز احساس می‌كردم. الان شايد بهتر بتوان گفت كه ايران در خطر است، ٢٠ سال گذشته كمتر كسی متوجه اين امر بود. او از همان زمان اين نكته را حس می‌كرد. اين يكی از پيوندهای ميان ما بود و راجع به آن با هم بحث می‌كرديم. البته اين بحث‌ها خيلی جدی نبود، اما هميشه به صورت درددل پيش مي‌آمد.

ايران‌دوستی جهانگير استثنایی بود. از عميق‌ترين آدم‌هایی بود كه به مسائل ايران توجه داشت. آشنایی عميق نادرزاد به زبان فارسی هم ناشی از همين عشق او به ايران بود. ما امروز چون فكر می‌كنيم خيلی جهان‌وطن شده‌ايم، فارسی برای‌مان اهميت ندارد. اما فارسی‌دانی كسانی چون فروغی و مهدوی و نادرزاد به حس ملّی‌شان ربط داشت.

از تعبير هويت ملّی ياد نمي‌كنيم، چون تعبير «هويت» خطرناك است و الان نبايد اصلا به كار برد. زبان فارسی بخش مهمی از حس ملّی اين‌ها بود. وقتی جهانگير نخستين كتابش را منتشر كرد، ٣٢ سال داشت. نثر او در ٣٢ سالگی حيرت‌انگيز است، به خصوص كسی كه در ژنو درس خوانده است.

مشخص می‌شود او كسی است كه كشورش را در زبان خودش با خود به مهاجرت برده و برگردانده و به تمامی ظرايف آن زبان فكر كرده است. او در ژنو راه رفته و به فارسی فكر كرده است. او درست فارسی ياد گرفته و با حسی از كشور خودش به مهاجرت رفته و آن را پخته‌تر كرده و برگشته است.

هم‌چنين شناخت او از اينكه چه كتابی مهم است، اهميت دارد. در آن زمان كتاب‌های فراوانی ترجمه شده است، اما در زمينه يونان بعد از فروغی كار مهمی نداريم، البته چند رساله هست كه كسانی چون دكتر (محمود) صناعی ترجمه كرده‌اند. اين ترجمه‌ها مهم است؛ زيرا آن مترجمان فارسی و زبان‌های غربی را درست می‌دانستند.

كار مهم ديگر نادرزاد ترجمه «دموكراسی در امريكا» نوشته الكسی‌دوتوكويل است. خسران بزرگ اين است كه نادرزاد فوت كرد و تنها يك سوم كتاب را ترجمه كرد. كتاب توكويل يكي از ١٥- ١٠ اثر بسيار مهم كل تاريخ انديشه سياسی است. كتاب انديشيدن جديد اروپايي است. جلد اول آن قبل از انقلاب (حدود ٤٨-١٣٤٧) به قلم رحمت‌الله مقدم‌مراغه‌ای از رجال سياسي كشور از انگليسی به فارسی ترجمه شد. آن زمان اين را نديده بودم. قبل از انقلاب «دموكراسی در امريكا»ی توكويل مساله كسی نبود، به‌خصوص وقتی «چه بايد كرد؟» لنين هست!

مقدم‌مراغه‌ای بعد از رفت و برگشت به غرب، باز اين كتاب (جلد اول كتاب توكويل) را چاپ كرد و من بار دوم اين ترجمه را ديدم. اين جلد بخش شناخته شده كتاب است. مقدم‌مراغه‌ای كه كتاب را از انگليسی ترجمه كرده بود، كارش ور رفتن با زبان و اصطلاحات نبود. به لحاظ ترجمه چندان مهم نيست و دانشجویی كه زبان بلد نيست، اشكال ندارد آن را بخواند و اصل مطلب را می‌فهمد.

کتاب توكويل در غرب به خصوص در رشته‌های علوم اجتماعی و علوم انسانی و سياسی بسيار مهم است و ترجمه‌های خوبی از آن به انگليسی هست. در فرانسه تا سال‌های اخير كه كسانی چون ريمون آرون و ريمون بودن به آن توجه كردند، كمتر به اين كتاب می‌پرداختند. اين متفكران جايگاه اين كتاب را نه فقط در تحليل دموكراسی امريكا بلكه به لحاظ بحث معرفتی در علوم انسانی نشان دادند. جلد دوم كتاب مشكل‌تری است و بسياری اشاره كرده‌اند كه متوجه منظور آن نشده‌اند و بنابراين نتوانسته‌اند آن را توضيح دهند.

توكويل مثل بسياری از آدميان آن زمان عمر كوتاهی داشت. تاكنون دو كتاب مهم او يعنی «انقلاب فرانسه و رژيم سابق» و جلد اول «تحليل دموكراسی در امريكا» مهم تلقی می‌شد. اما اکنون يادداشت‌های او گردآوری شده و به عنوان جلد دوم منتشر شده كه بسيار اهميت دارد.

انقلاب فرانسه صورت گرفته و توكويل متعلق به خانواده‌ای از اشراف ايالت نورماندی فرانسه است. از معدود اشرافی كه انقلاب كاملا آن‌ها را از ميان نبرد و تنها برخی از امتيازات اشرافی از آن‌ها سلب شد. پدر توكويل مدتی به بلژيك رفت و وقتی ديد نمی‌تواند در مهاجرت زندگی كند، به فرانسه برگشت. ايشان از اشرافی نبودند كه مخالف شديد انقلاب باشند و به همين خاطر به دردسر بزرگ برنخوردند.

توکویل نوه‌ی خاندان كارگزاران بزرگ فرانسه بود و به همين خاطر در ابتدای انقلاب فرانسه به مشكل جدی برنخورند تا زمانی كه روبسپير آمد و چند تن از خاندانش از جمله شاتوبريان را اعدام كرد.

ارتجاع ترميدوری كه آمد، اين خاندان نجات پيدا كرد و اعدام تعطيل شد. تا اين‌كه انقلاب فرانسه به اشكالات اساسی برخورد و در جولای ١٨٣٠ م. سلطنت دوباره بازگشت و وضع اين خاندان نيز بهتر شد. ضمن اينكه توكويل‌ها اعيانی بودند كه به انقلاب نظر خيلی نامساعد نداشتند و نسبت به سلطنت هم نظر چندان مساعدی نداشتند.

زيرا توكويل فكر مي‌كرد آن سلطنت ديگر نمی‌تواند بماند. در اين ايام است كه توكويل را با دوست قديمی‌اش كه او هم از خانواده‌ای از اعيان است، گوستاو دو بومون به امريكا می‌فرستند تا نظام حقوقی زندان‌های امريكا را مطالعه كنند. علت نيز آن است كه بر اثر انقلاب فرانسه و تحولات پرفراز و نشيب زندان‌ها مدام پر و خالی مي‌شوند.

اما علت اصلی آن است كه چرا امريكا ١٢ سال قبل از انقلاب فرانسه در ١٧٧٦ انقلاب كرده و هيچ اتفاقی در آن نيفتاده است و هم‌چون يك جامعه عادی تحول می‌يابد و كشت‌وكشتاری نيست و قانون اساسی نيز چندان عوض نمی‌شود، اما در فرانسه هر چند سال يك‌بار قانون اساسی عوض می‌شود و تكمله نوشته می‌شود و زندان‌ها پر است.

بنابراين علت ارسال توكويل به امريكا آن است كه دريابد دليل ثبات امريكا چيست و چرا فرانسه نمی‌تواند نظام باثباتی ايجاد كند.

از نامه‌های توكويل در می‌يابيم كه او به‌تدريج متوجه شده بود که امريكا جای بسيار مهمی است، از این‌رو علل ثبات جامعه امريكا را مطالعه می‌كند.

در سال ١٨٣٥ جلد نخست دموكراسي در امريكا منتشر می‌شود. بعد از ٥ سال در فرانسه جلد دوم را می‌نويسد و دو جلد با هم منتشر می‌شود. جلد دوم را جهانگير (بزرگ نادرزاد) ترجمه كرده است. اين جلد در ٤ دفتر است كه ٢ دفتر آن ترجمه شده است.

يعنی يك چهارم كتاب است و ترجمه ٩٠ صفحه متن فرانسه كتاب است، در حالی‌كه اصل آن بيش از ٣٠٠ صفحه است. يعنی ٣ دفتر ديگر از جلد دوم باقی مانده است كه اميدوارم ترجمه شود.

یك بار كه با او صحبت كردم، به او گفتم كه او از متنی كه زمان توكويل منتشر شده، استفاده كرده است. اين متنی است كه به انگليسی هم ترجمه شده و همه می‌خوانند. اما در ١٩٩٠ اتفاق بسيار مهم در زمينه توكويل‌شناسی رخ می‌دهد. دانشگاه ييل بخشي از نسخه‌های خطي توكويل را كه از طريق بيوه توكويل به دوست او بومون سپرده شده بود، خريد.

يك محقق اسپانيولی كه در ييل كار می‌كرد از طريق استادانش متوجه اهميت اين مجموعه می‌شود و تحقيق استادانش در ييل را ادامه می‌دهد و متوجه می‌شود كه توكويل بر دو جلد حاشيه‌های مهمی داشته است. اين حاشيه‌ها نتيجه گفت‌وگو و مباحثه او با خانواده‌اش است.

یعنی وقتی توكويل كتاب را می‌نوشته، متن را به خانواده‌اش نشان می‌داده و آنها به متن او انتقاداتی می‌كردند. مجموعه اين نامه‌نگاری‌ها در ييل هست و اين شخص كتاب را با تمامي صورت مذاكرات منتشر كرده است. به نادرزاد گفتم اگر اين مجموعه را می‌ديدی، در ترجمه می‌توانستي ابهامات كتاب را دريابی.

متاسفانه نادرزاد در تلاش بود كه از اين دست‌نوشته‌ها استفاده كند كه متاسفانه فرصت نيافت و از دنيا رفت.

زبان توكويل بسيار آسان اما سهل و ممتنع است. در واقع زبان او فاخر از نوعی است كه روسو و ديگران می‌نوشتند. اما از روسو بسيار ساده‌تر و شفاف‌تر و دقيق‌تر است، زيرا روسو اديب است.

عمده اين ظرايف را در ترجمه فارسي نادرزاد می‌بينيم. بنابراين اين ترجمه را می‌توان بی‌هيچ شك و ترديدی خواند. اين دفترها بسيار مهم است. از نظر فارسی هم ترجمه بسيار دقيق است.

رودكی در مورد شهيد بلخی گفت:
از شمار دو چشم يك تن كم
از شمار خرد هزاران بيش

در مورد جهانگير فكر می‌كنم او يكی از مصاديق كمياب اين بيت رودكی در زمان ما بود.

Print Friendly, PDF & Email
Share.

۱ دیدگاه

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: