ترجمه‌ در وضعیت قرمز؛ بدون پذیرش کپی‌رایت راهی به بازار جهانی کتاب نداریم

0

هادی حسینی نژاد
روزنامه اعتماد

چنانكه گفته می‌شود، همسو نبودن قوانین جهانی با پاره‌ای از قوانین داخلی در كشور ما، دلیل عدم عضویت ایران در معاهده برن و گردن ننهادن به قانون كپی‌رایت بوده است. البته دامنه كپی‌رایت فراتر از حوزه نشر كتاب تعریف شده و حوزه‌های دیگری را نیز دربرمی‌گیرد اما موضوع سخن در این نوشتار، عرصه نشر است. فارغ از دلایل حقوقی یا سیاسی، نپیوستن كشورمان به معاهده جهانی برن، در دهه‌های اخیر آسیب‌های متعددی را متوجه صنعت نشر ایران كرده است؛ آسیب‌هایی كه می‌توان آنها را به دو بخش مناسبات داخلی صنعت نشر و مناسبات جهانی تقسیم كرد.

آسیب‌های بین‌المللی
تعامل قطعا تعریفی دو‌سویه است و، بر این اساس، تعامل ادبی با جهان نیز نیازمند روابطی دوسویه است. به بیان دیگر زمانی می‌توان ادبیات ایران را با ادبیات سایر ملل در تعامل خواند كه در مقابل ترجمه و انتشار كتاب‌های خارجی در كشورمان، شاهد ترجمه و انتشار كتاب‌های ایرانی در اقصی‌ نقاط دنیا نیز باشیم. پیش از ورود به بحث ضرورت‌های ترجمه، باید در نظر داشت كه آسیب‌های عرصه ترجمه آثار خارجی در ایران، تنها محدود به این حوزه نمی‌شود؛ بلكه با تاثیر منفی بر وجاهت نام ایران، موانعی جدی پیش راه پذیرش و انتشار آثار ایران به زبان‌های مختلف جهان ایجاد می‌كند. مصداق این مساله، اظهارات میشل كلمن، رییس اتحادیه ناشران جهان، بود كه اخیرا با حضور در شصت و نهمین نمایشگاه كتاب فرانكفورت و غرفه ایران در این نمایشگاه، صنعت نشر ایران را به سرقت ادبی و نادیده گرفتن حقوق مولفان و ناشران جهان محكوم كرد و طبیعی است كه چنین تصویری از صنعت نشر ایران، تاثیرات نامناسبی بر رویه برقراری ارتباط و عقد قراردادها برای انتشار آثار ایرانی در كشورهای مختلف خواهد گذاشت.

اینكه ناشر و مترجم ایرانی، بدون كسب اجازه و عقد قرارداد با مولفان و ناشران خارجی، عناوین مختلف را به صلاح‌دید خود انتخاب و تهیه كنند و برگردان فارسی آنها در داخل كشور به انتشار برسد، نقض روشن قانون كپی‌رایت است. جالب آنكه این عملكرد متناقض با قوانین جهانی، حتی با اصول اخلاقی و شرعی ما هم در تناقض است؛ زیرا امتیاز انتشار هر اثر، به صاحبان اثر تعلق دارد و بهره‌برداری از حقوق دیگران بدون كسب اجازه، امری مذموم شناخته می‌شود.

عدم عضویت ایران در قانون كپی‌رایت، مانع از پیگیری حقوقی صاحبان آثار از سراسر جهان و شكایت از ناشران ایرانی می‌شود اما چنانچه گفته شد، این وضعیت تصویری از صنعت نشر ایران در جهان بازتاب می‌دهد كه به دلیل متناقض بودن با قوانین، بر تمام مناسبات و مذاكرات فرهنگی تاثیر منفی خواهد داشت. حالا اینكه ما حقوق دیگران را در كشورمان نقض كنیم و با حضور در عرصه‌های جهانی مانند نمایشگاه‌های كتاب، انتظار داشته باشیم ناشران خارجی با روی باز از ما استقبال كنند و حق انتشار كتاب‌های ایرانی را یكی پس از دیگری، از ناشران ایرانی بخرند، انتظار چندان معقولی به نظر نمی‌رسد. به قول یكی از نویسندگان، حضور ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی در شرایط موجود، به حكم میهمانی رفتن با كفش كثیف و گلی را دارد.

آسیب‌های داخلی
رعایت نشدن قانون كپی‌رایت در ایران و در قبال آثار خارجی، وجه دیگری هم دارد كه همانا مغفول ماندن امتیاز انحصاری نشر آثار برای ناشران است. به بیان دیگر وقتی حق انتشار (یا رایت كتاب) از سوی ناشر ایرانی خریداری نمی‌شود، انتشار آن اثر دیگر در انحصار او نیست و هر ناشر دیگری نیز می‌تواند همان كتاب را با ترجمه‌ای دیگر روانه بازار كتاب كند. این وضعیت آسیب‌هایی را به بازار كتاب‌های خارجی در كشورمان وارد كرده است كه در ادامه به برخی از آنها خواهیم پرداخت:

یكم: در چنین شرایطی، ترجمه و انتشار یك كتاب خارجی در ایران، می‌تواند به یك رقابت ناسالم تبدیل شود؛ خصوصا اگر كتاب مورد نظر، دارای امتیاز ویژه‌ای باشد؛ مثلا كتاب‌هایی كه به دلیل كسب جوایز بین‌المللی، مورد توجه مخاطبان در سراسر جهان قرار می‌گیرند یا كتا‌ب‌هایی كه به دلیل شهرت نویسنده، مخاطبان زیادی در انتظار انتشار آنها به‌سر می‌برند. مترجمان و ناشران برای اینكه گوی سبقت را از همتایان خود بربایند تا سهم بیشتری از بازار داخلی ببرند، سریعا نسبت به تهیه نسخه اصلی اقدام می‌كنند، ترجمه با سرعت فراوان آغاز می‌شود و طبیعتا در این مسابقه، كیفیتِ ترجمه می‌تواند تحت‌تاثیر سرعت و عجله، مخدوش شود.

دوم: این رقابت ناسالم، بعضا بستر مناقشات بین ناشران را نیز ایجاد می‌كند و منشا برخی رفتارهای غیرحرفه‌ای است. به عنوان مثال دیده می‌شود كه ناشر پس از اتمام ٥٠ صفحه از ترجمه كتاب مورد نظر، نسبت به اخذ فیپا از كتابخانه ملی اقدام می‌كند تا از دیگر رقبای خود سبقت بگیرد. اینگونه برای اتمام ترجمه كامل، زمان خریده و در ادامه، به راحتی با ارسال یك نامه و با ادعای اشتباه شدن تعداد صفحات، اطلاعات فیپا را اصلاح می‌كند. یكی دیگر از موارد هم اخباری است كه معمولا با عاملیت ناشر در مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشر می‌شود؛ به طوری‌كه ناشر حتی پیش از آغاز مراحل ترجمه، از آماده شدن یا طی شدن مراحل پایانی ترجمه و انتشار خبر می‌دهد تا اینگونه، موقعیت خود را در میانه‌ رقابت حفظ كند.

سوم: ترجمه‌های ضعیف، ذائقه مخاطبان را مبتذل می‌كند و با توجه به اینكه بخشی از مخاطبان آثار خارجی، نویسندگان داخلی‌اند، انتشار ترجمه‌های بد می‌تواند روی كار نویسندگان نیز تاثیر منفی بگذارد. این مساله در درازمدت حتی می‌تواند زمینه‌ساز دلزدگی و محدود شدن دایره انتخاب مخاطبان را فراهم آورد. البته در فضای ناسالمی كه با تعجیل و سودای فروش بیشتر بین ناشران ایجاد شده، به هر حال ترجمه‌‌ای كه زودتر به بازار آمده است، شانس بیشتری برای فروش خواهد داشت و نخستین ترجمه، الزاما بهترین ترجمه نیست.

چهارم: یكی از اصلی‌ترین آسیب‌ها در حوزه انتشار كتاب‌های خارجی در ایران، ترجمه‌های موازی است؛ با این تعریف كه گاهی ترجمه‌هایی متعدد از یك اثر در بازار كتاب دیده می‌شود كه هر كدام با عنوان ناشری به بازار آمده‌اند. باید منتظر انتشار ترجمه‌های دیگر از هر كتابی كه به هر دلیل در ایران پرفروش شده، باشیم چراكه انتشار هیچ كتابی در انحصار هیچ ناشری نیست و هر ناشری می‌تواند با نیت كسب درآمد، كتاب‌های پرفروش را با ترجمه‌ای تازه روانه بازار كند. مثال روشن این رویه، ترجمه‌های موازی‌ و متعددی است كه چند سال پیش از رمان خالد حسینی، نویسنده افغانستانی تبار ساكن امریكا صورت گرفت. همین‌طور ترجمه‌های مكرر از آثار جوجو مویز كه یكی دو سال اخیر به مذاق مخاطب ایرانی خوش آمده است. حتی دیده شده كه برخی از كتاب‌ها در یك بازه زمانی كوتاه، تا ١٠ بار از سوی مترجمان مختلف ترجمه شده و هر كتاب از سوی ناشری به بازار آمده‌ است. تعدد ترجمه‌ها علاوه بر اینكه باعث سردرگمی مخاطبان می‌شود، به لحاظ اقتصادی نیز معایبی را به همراه دارد؛ به‌طوری‌كه انتشار هر ترجمه، ظرفیت فروش ترجمه قبلی را كاهش می‌دهد. با این شرایط، مثلا اگر بازار كتاب در ایران ظرفیت انتشار ١٠ هزار نسخه از یك كتاب را دارد، این تعداد شمارگان بین پنج یا ١٠ تقسیم می‌شود؛ حال آنكه تمام ناشران زحمت برابری در كشف و بازاریابی آن كتاب نداشته‌اند.

پنجم: وجود نداشتن امتیاز انحصاری نشر كتاب‌های خارجی در ایران و البته نبود نظارت‌های كیفی بر محتوای كتاب‌ها، باعث شده زمینه وقوع تخلفات مختلفی ایجاد شود كه سرقت ترجمه، یكی از آنهاست. هر از گاه از این سو و آن سو شكایت‌هایی مبنی بر به سرقت رفتن متن ترجمه یك كتاب و انتشار آن از سوی ناشری دیگر شنیده می‌شود. این نوع سرقت كه معمولا تنها با پس و پیش كردن جملات و اعمال تغییرهای ویرایشی رخ می‌نماید، حالا دیگر به یك آفت بزرگ تبدیل شده و عرصه را بر مترجمان واقعی و ناشران‌شان تنگ كرده است. از منظری دیگر این قبیل سرقت‌ها را باید زیر مجموعه آسیب بزرگ «كتاب‌سازی» دسته‌بندی كرد.

ششم: در میان شاخصه‌هایی كه برای سنجش صنعت نشر در یك كشور مورد توجه قرار می‌گیرد، تعداد عناوین كتاب‌هایی كه در یك سال منتشر می‌شوند، یكی از شاخصه‌های اصلی است. با این اوصاف افزایش تعداد عناوین كتاب‌هایی كه در هر سال منتشر می‌شوند، فی‌نفسه اتفاق خجسته‌ای برای جامعه به شمار می‌رود اما اگر بخش قابل توجهی از كتاب‌های موجود در بازار، تكراری باشند؛ آنچنان‌كه از هر كتاب مشهور خارجی، دو یا چهار و شاید هم ١٠ ترجمه داشته باشیم، قطعا باید وجود آسیب و نارسایی در آن چرخه را تایید كرد. در چنین شرایطی، آمارها روایت درستی از میزان فرهیختگی و نیل به مطالعه در جامعه ندارند و اتكا به آنها، نوعی خودفریبی است.

پذیرش كپی‌رایت و ختم ماجرا
چنانكه در این نوشتار مورد اشاره قرار گرفت، عدم عضویت ایران در معاهده برن و قانون كپی‌رایت، نه تنها مانعی جدی سر راه ورود ایران به عرصه‌های بین‌المللی نشر به شمار می‌آیند، بلكه باعث شیوع بی‌نظمی‌هایی در عرصه نشر داخلی نیز شده است. با این وضعیت، حتی تلاش‌هایی كه بعضا از سوی برخی ناشران برای خریداری حق انتشار كتاب‌های خارجی صورت می‌گیرد، در عین حال كه قابل ستایش است اما به جز جنبه تبلیغاتی، نمی‌تواند حاشیه امنی برای‌شان ایجاد كند زیرا هر ناشری می‌تواند بلافاصله ترجمه دیگری از آن كتاب‌ها را روانه بازار كند. از طرف دیگر حضور در عرصه‌های جهانی نشر نیز با توجه به الزام‌های بین‌المللی، بدون عضویت در معاهده برن، همواره حضورهایی نصفه‌ونیمه و كمرنگ خواهد ماند. بنابراین پذیرش كپی‌رایت منطقی‌ترین انتخاب برای آینده نشر و البته سایر گرایش‌های فرهنگی و هنری است؛ اتفاقی كه هم به مناسبات داخلی نشر ما سروسامان می‌دهد و هم امكان تعامل با جهان را تقویت می‌كند – اتفاقی كه با وجود مطرح شدن چندین و چندباره‌ آن در ادوار مختلف، هنوز مشخص نیست چه زمانی رخ خواهد داد.

از توجه به این نكته نیز غافل نمانیم كه عضویت در معاهده برن و گردن نهادن به مواد قانونی آن، بی‌شك فعالان حوزه نشر را در كشورمان با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌كند اما به هر حال برای به دست آوردن هر امكان و ظرفیتی، باید بهایی را پرداخت؛ ضمن اینكه می‌توان با اتكا به تجربه سایر كشورها و برنامه‌ریزی‌ها درست، از میزان خسارت كاست و از دست رفته‌ها را با دستاوردهای تازه و ارزشمند، جایگزین كرد.

Print Friendly, PDF & Email
Share.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: