اسب تک شاخ و دیگر عجایب؛ ترجمه مفردات دارویی از فرانسه به فارسی در هند قرن هجدهم

0

اورسولا سیمز – ویلیامز
ترجمه شهاب بیضایی
آسو

 به تازگی، در نمایشگاهی در «کتابخانه‌ی بریتانیا»، نسخه‌ای از کتاب مصور «مفردات در علم طب» به نمایش درآمده است. این کتاب که در واقع ترجمه‌ای از یک کتاب مشهور فرانسوی است، بیش از دو قرن پیش به سفارش تیپو سلطان، حاکم میسور، در هند به فارسی ترجمه شد.

بازدیدکنندگان از نمایشگاه هری پاتر: تاریخ جادو در «کتابخانه‌ی بریتانیا» قطعاً با تکشاخ آشناتر خواهند شد، و نسخهی به نمایش درآمده از کتاب مصور تاریخ عمومی داروها (چاپ پاریس، 1694) تألیف پیر پومه (1699-1658) داروساز بزرگ لویی چهاردهم توجهشان را جلب خواهد کرد. شاید آنها هم مثل من شگفتزده شوند، وقتی که چند هفته پیش متوجه شدم این اثر به شکل امانتدارانهای به دستور تیپو سلطان، حاکم میسور در هند (حکومت از 1782 تا 1799)، به فارسی ترجمه شده است.

تصویر گراوری که پومه از انواع مختلف تکشاخ در کتاب خود آورده است؛ از جمله، کامفور و اسب دوشاخی به اسم پیراسوپی.


نسخهی «کتابخانه‌ی بریتانیا» که توضیحی به زبان فارسی را به همراه دارد. ظاهراً شاخ اسب به عنوان پادزهری برای سموم توصیه شده است.


نسخهی خطیِ «کتابخانه‌ی بریتانیا» با عنوان مفردات در علم طب، یا «واژهنامهی علوم دارویی»، ترجمهای یا به بیان بهتر گزیدهای از مطالب کتاب تاریخ عمومی داروها است، و تقریباً تمامی گراورهای پومه، به استثنای دو تای آن‌ها، را در بر می‌گیرد. بدون شرح جزئیات در خصوص مترجم یا منابع، در آستر بدرقهی کتاب تنها چنین نوشته شده که ترجمه به دستور تیپو سلطان (فرموده از حضور) صورت گرفته، و روی یک برچسب معیوب روی شیرازهی کتاب به انگلیسی نوشته شده: «ترجمهشده از آثار اروپایی – با استفاده از کلیشهی مرغوب.» ترجمهی فارسی به پیروی از پومه به سه بخش تقسیم شده است. بخش نخست از نُه فصل دربارهی دانهها، ریشهها، درختان، اجزای پوستهی درختان، برگها، گلها، میوهها، صمغها، و آب میوهها تشکیل یافته است. هر فصل به بخشهای مصور دیگری تقسیم شده است. بخش دوم از 54 فصل در باب مخلوقات (حیوانات) تشکیل شده است. بخش سوم، که بدون تصویر است، از پنج فصل تشکیل شده است که موضوعشان مواد معدنی، فلزات، قیرها، سنگها، و کاربرد انواع گوناگون خاک برای مقاصد طبی و تولیدرنگها است.

فصل هفتم، قسمت 49، دربارهی آناناسها.


هر قسمت با دستنوشتهای در خصوص اصطلاحات انگلیسی و فرانسوی آغاز شده، و به دنبال آن از توضیحات پومه مطلبی نقل میشود. معمولاً این نقل قول به شکل قابل توجهی از اصل آن کوتاهتر است، و اصطلاحات فنی و منابع هم احتمالاً با این تصور که به موضوع ربطی ندارند حذف شدهاند، و جزئیات هم اندکی متفاوت‌اند. تصاویر گیاهان و جانوران که در این کتاب آمده‌اند بی‌شباهت به تصاویری نیستند که در بسیاری از نسخههای دایرﺓالمعارف مشهور عجایب المخلوقات (مدون‌شده در قرن هفتم هجری/ سیزدهم میلادی، اثر زکریا قزوینی) آمده است. چنین کاری حتماً از دید خوانندهای که با این نوع کتاب‌ها آشنایی داشتهاند موجه بوده است، و این خوانندگان قطعاً از وجود عناصر خارجی کتاب پومه لذت میبردهاند چرا که بر ارزش سرگرمکنندگی کتاب میافزوده است. البته، چند تصویرسازی در کتاب هست که در سنت فارسی و عربی مشابهی نداشته است. یکی از اینها یک نقاشی دربارهی فنون مومیایی کردن است. نقاشی با شرح مفصلی از روشهای مختلف مومیایی کردن همراه شده است، و مبحثی در خصوص ویژگیها و مصارف داروییِ بخش‌های مختلف بدن، به ویژه جمجمه.

بخش دوم، فصل 1، به تصویر کشیدن فرایند مومیایی کردن، پیکرهای مومیاییشده، و یک هرم.


شاید جالبترین تصاویر آنهایی باشند که در آن‌ها یک «کنش» وجود دارد، و جریان پیدایش موجودات را به تصویر میکشند. برای مثال، در تصویر زیر کندویی را میبینیم، زنبورهایی که ازدحام کردهاند، و مردی که دستهی زنبورها را فرا میخواند که به دنبالش بروند. در پایین تصویر، لاشههای در حال فاسد شدن یک شیر و یک گاو نر را میبینیم که زنبورها دارند خود به خود از آنها پدید میآیند.

بخش دوم، فصل 23، دربارهی زنبورها.


نظریهی پیدایشِ خودبهخودی از طرف ارسطو و سایر فلاسفهی دوران باستان مطرح شده بود، و به موجب آن برخی از موجودات زنده از جسد برخی دیگر پدید میآمدند. این تصور تا قرن هجدهم در اروپا رواج داشت. چنین انگاشته میشد که برخی از حشرات، به طور خاص، از گوشت در حال فاسد شدن پدید میآیند، اگرچه در روزگار پومه این نظریه دیگر داشت با تحقیقات دانشمندانی چون فرانچسکو ردی از اعتبار میافتاد. پومه در فصلی که به زنبورها پرداخته، به شیری که در تصویر آمده (و احتمالاً ارجاعی به تمثیل‌های کتاب مقدس بوده) اشاره‌ای نمی‌کند، اگرچه به داستانی از ویرژیل اشاره می‌کند که دربارهی «پیدایش خودبهخودی» زنبورها از لاشهی گوسالهی نر است. ترجمهی فارسی تمام اینها را تکرار میکند، اما ارجاعی به ویرژیل نمیدهد. پیدایش خودبهخودی به همین نحو در فصل 30 هم در خصوص کرمهای ابریشم مطرح میشود.

بخش دوم، فصل 30، دربارهی کرمهای ابریشم، نشان میدهد که پروانهها تخم میگذارند، پیلهها باز میشوند، گاوی دارد از برگ درخت توت میخورد، و بالا دست راست یک تکه ران گوساله است.


پرورش کرم ابریشم یکی از بزرگترین علایق تیپو سلطان بود؛ اگرچه شواهدی هست که نشان میدهد گونهای از پرورش کرم ابریشم در سرینگاپاتام، پیش از درگذشت پدر تیپو سلطان، حیدر علی، در سال 1786 رایج بوده است. در سال‌های 1785 و 1786 تیپو سلطان به کارگزارش میر کاظم در مسقط نامه مینویسد و به او می‌گوید که چطور کرم ابریشم بخرد. در نامهی دیگری در سال 1786 به فرماندار قلعهی سرینگاپاتام، میگوید که کرمها را از بنگال آورده‌اند، و مایل است بداند که «در چه جور جایی توصیه شده است از آنها نگهداری شود، و به چه وسیله می‌توان تعدادشان را چند برابر کرد». بنا به گفتهی کرکپاتریک، در سال 1794 در امریه‌هایی که خطاب به ادارهی مالیه صادر شده بود، به 21 مرکز جداگانهی پرورش کرم ابریشم در سرتاسر قلمرو حکومت تیپو سلطان اشاره شده است. با این حال، روشن نیست که آیا تیپو سلطان هرگز پرورش کرم ابریشم را به روشی که پومه پیشنهاد داده امتحان کرده است یا نه. با توجه به این که شواهد موجود گواهی میدهند همهی دنیا جویای کتاب داروسازی پومه بودهاند، احتمال زیاد دارد که تیپو سلطان این کتاب را از نظر گذرانده باشد، چون به دنبال آشناییِ بیشتر با داروهای اروپایی بود.

____________________________________________

اورسولا سیمز – ویلیامز پژوهشگر «کتاب‌خانه‌ی بریتانیا» و از همکاران بخش فارسی آن است. آن‌چه خواندید برگردان بخش‌هایی از این نوشته‌ی اوست:

Ursula Simms-Williams, ‘Of Unicorns and Other Oddities: An 18th Century Persian Medical Manual,’ British Library, 15 January 2018.

Print Friendly, PDF & Email
Share.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: