مدرسه‌ها شفاهی شده‌اند و ناتوان از آموزش نوشتن‌اند

2

مریم دانشگر
خبرنامه فرهنگستان

درحالي كه جهان به سمت گسترش مرزهـاي دانـش مكتـوب حركـت مـيكنـد، جامعـة آموزشي ايران به سمت شفاهي شدن خيز برداشته است. درك اين پديـده نيـازي بـه اثبـات و اقناع ندارد؛ بسيار ساده و سريع، در چند بازديد و مطالعة ميداني بـه دسـت مـيآيـد. معلـمهـا شفاهي ميانديشند، دانش آموزان همينطور، دانشجويان هرچند كمتـر امـا عمومـا چنـين انـد و استادان دانشگاهها به مدد اجبار امتياز و ارتقا از وضعيت بهتري برخوردارند اگرچه عموميـت ندارد.

سالها پيش كه پژوهشگران دربارة كاهش كتابخواني نسل جوان هشدار ميدادند، بايد بـه اين فكر ميكرديم كه يكي از تبعات كاهش كتابخواني، شفاهي شـدن جامعـة «كتـاب نخـوان» است. امروز اما، آثار اين رشد منفي را در ميان نسل جوان به خوبي مشاهده مـيكنـيم.

برخـي معتقدند اگر مردم كتاب نميخوانند اشكالي ايجاد نميكند زيرا به جاي آن فيلم ميبيننـد يـا بـه مطالعة آثار ادبي در رسانه هاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي ميپردازند. اما امروزه نـاتواني و بيعلاقگي عموم مردم به استفاده از نوشتن، به وضوح مشاهده ميشود. آنان ترجيح ميدهنـد حرف بزنند و خواسته هاي خود را شفاهي بيان كنند. وقتي درخواست ميشود كـه انتقادهـا و پيشنهادهاي خود را بگوييد حرفهاي زيادي براي گفتن دارند اما وقتي قرار مـيشـود همـين حرفها را مكتوب كنند هيچكس چيزي نمينويسد.

برخي صاحبنظران ميگويند پيامكهاي ردوبدل شده در شبكه هـاي اجتمـاعي از جـنس «نوشتن» است و اگر قرار است ميزان نوشتار مردم بررسي شود، بايد اين مـوارد هـم محاسـبه شود. بله، درست است كه ميزان نگاشته هاي پيامكي ردوبدل شده در شبكه هاي مجازي، به طرز حيرت آوري بالا رفته است اما اكثر اين پيامكها اصالت ندارند و به شيوة برداروبچسبان مورد استفاده قرار گرفته اند. ممكن است مطالعة اين نوشته ها با توجه به چرخـة تكرارشـان، فوايـد متعددي داشته باشد و اطلاعاتي دربارة ذائقة فكري مردم ايران بدهد اما چـون اصـالت نـدارد قابليت بررسي به عنوان «نمونة نوشـتاري» نـدارد. بر اسـاس اعـلام رسـمي، در نـوروز 1394، ايرانيان نوزده ميليارد پيامك ارسال كرده اند. به نظـر شـما چنددرصـد ايـن پيامـكهـا اصـالت نوشتاري داشته اند؟ يك درصد؟ دودرصد؟ يا…

سرعت يافتن رشد مهارت صحبت كردن در مقايسه با مهارت نوشتن تحصـيلكردگـان، و درنتيجه عقب ماندن تواناييهاي نوشتاري آنان كه منجر به شفاهي شـدن ايشـان شـده يكـي از معضلات «كتاب نخواندن» است. تداوم اين اتفاق در سالهاي متمادي، جامعة علمـي ايـران را در برابر اين حقيقت قرار داده كه جريان توليد علم بـه عنـوان يكـي از شاخصـه هـاي اصـلي جايگاه علمي كشور در سطح بين المللي، تحت الشعاع كتاب نخواني تحصيلكردگـان، جريـاني نزولي طي ميكند. اين در حالي است كه مكتوب كردن انديشه، از ديرباز جايگاه والايـي نـزد مسلمانان داشته و همواره موردتوجه ايشان بوده است.

يكـي از اصـول حاكم بر مباني ارزشي دانش، تعاملي بودن آن است. تعامل ميان دانشوران وقتي اتفاق مي افتـد كه دانش مكتوب، توليد شده باشد؛ زيرا جهان نـوين امـروز، دانـش مكتـوب را بـه رسـميت ميشناسد.

چندي پيش در دبيرستانهاي شهر تهران، آزمون چهارمهـارتي برگـزار كـرديم. در همـان زمان اجراي آزمون، مهارت صحبت كردن دانش آموزان كاملاً مشهود و چشمگير بود. بسياري از آنان به راحتي و بدون هيچ بازدارندة روحي و رواني، قادر بودند پيرامون موضوعي خـاص سخن بگويند، درصورت لزوم استدلال كننـد و به استنتاج و جمعبندي افكـار خـود بپردازنـد. به جز تواناييهاي كلامي آنان، نكتة قابل تأمـل در ارائة ايشان، كم توجهي بـه چـارچوبهـاي ارائه شده در سؤالهـا بـود. شـماري از ايشـان پايبندي به مرزهاي تعيين شده را برنمي تافتند و تمايل داشتند با توجه به كليدواژه هـاي اصـلي، امـــا خـــارج از محـــدودة مشـــخص شـــدة دست و پاگير، سخن بگوينـد.

بـه عبـارت ديگـر قدرت بيان اين دانش آموزان كه در پايـان دورة نوجواني و آستانة جواني قرار داشتند، برخاسته از تهور و جسارت در سخن بود؛ بيشـتر آنـان، مصداق «زبان آوري» بودند تا «دانش آوري». رشد مهارتهاي شفاهي قابل تشويق است اما بايد در هفت سال آغـاز زنـدگي كـودك از طريق خـانواده، محـيط اطـراف و رسـانه هـاي جمعي، هدايت ميشده كه خوشـبختانه چنـين شده و آگاهيهـاي اجتمـاعي و خـانوادگي در عصر حاضر اين وظيفه را به عهده گرفته است. ما خوشحاليم كـه توانـايي سـخن گفـتن نسـل جوان به حد مطلوبي رسيده امـا شـفاهي شـدن اين نسل در دورة نوجواني، اگر همراه با رشـد نوشتاري ايشان نباشد، منجر به شـفاهي مانـدن آنــان در آينــده خواهــد شــد.

در مــدارس و دانشگاه ها، جز آنكه انتظار داريم بچه ها قواعد گفتگو را فرابگيرند، انتظار داريـم بـا اصول و مباني نوشتن صحيح آشنا شـوند و در مراحــل پيشــرفته، مهــارت لازم بــراي توليــد متنهاي علمي و ادبي را بياموزند. معلــمهــايي كــه شــفاهي مــي انديشــند، دانـش آمـوزان شـفاهي تربيـت مـيكننـد. اگـر آموزش معلمان را به خصوص در مقطع ابتدايي كه اكنون نسبت به سـاير مقـاطع در وضـعيت نامطلوبتري است، جدي بگيـريم، مـيتـوانيم اميــدوار باشــيم كــه وضـعیت شــفاهي شــدن كودكان امروز و جوانان فردا را سامان داده ايـم. بااستفاده از روشهاي تشويقي، به معلمان هـم «نوشــتن» بيــاموزيم تــا بتواننــد در چرخــة «يــادگيري ـ يــاددهي»، بياموزنــد و درســت آموزش دهند.

——————

مریم دانشگر عضو هيئت علمي فرهنگستان زبان و ادب فارسي و معاون گروه آموزش زبان و ادبيات فارسي است.

Print Friendly, PDF & Email
Share.

2 دیدگاه

    • در جمله ای که اشاره کرده اید عیبی نیست. اینطور بخوانید: کاملا ناتوان اند از نوشتن. و بعد اینطور: کاملا ناتوان از نوشتن اند. اگر صورت اول درست است صورت دوم هم درست است. وانگهی فعلی مثل “نوشتنند” نداریم!

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: