شکست سیاهکل؛ غلبه احساسات و نقص اطلاعات

افشین معاصر

کتاب رود

حمید اشرف: حماسه سیاهکل، به کوشش انوش صالحی، 

تهران: انتشارات نگاه. چاپ دوم اردیبهشت ۱۳۹۸، ۲۲۱ص + پیوست.

هنوز چند ماهی به بهمن ۵۷ مانده بود که کتاب های “جلد سفید” در گوشه کنار شهر پدیدار شد. بیشتر این کتاب ها روزگاری گرفتار تیغ سانسور شده بود. از آن میان، شبی پس از خواندن کتاب در ویتنام از ترس لرزیدم و خوابی آشفته دیدم. نه حروف چینی و صحافی کتاب در ترازی شایسته بود، نه زبان فارسی اش هموار. پاره نخست کتاب درباره دخالت نظامی حکومت آمریکا در ویتنام و تباه کردن زندگی مردم آن سرزمین به بهانه مواجهه با خطر کمونیسم بود و پاره دوم درباره زدوخوردهای خونین ساواک با گروهی صف شکن آزاده و شگردهای به حرف کشیدن آن ها در محبس؛ آکنده از خشمی شوم، تلخ و اندوه بار. این نخستین آشنائی من با راه و رسم این تیره از زنان و مردان، یعنی فدائیان خلق بود.

*

پرویز ثابتی -مدیر امنیت داخلی ساواک- در خاطرات شفاهی اش ،پس از شرح تفصیلی “ضربت” (در دامگه حادثه، ۲۰۱۲ میلادی، شرکت کتاب، لوس آنجلس، صص.۲۴۸-۲۵۳) و موفقیت عملیات امنیتی اش، در اردیبهشت ۱۳۵۵، در سرکوب حمید اشرف و همراهانش و نابود کردن سران فدائیان در قرارگاه مهرآباد جنوبی، از اشرف همچو “فردی بسیار شجاع و ورزیده” یاد کرده و محمدرضا شاه پهلوی را شخصی آگاه به همه ماجراها، از آغاز تا پایان. پیداست که ثابتی پرونده های محرمانه امنیتی را به او گزارش می داده و محتملا دستور می گرفته. به گفته او، اعلیحضرت در هر گزارش سراغ زنده و مرده اشرف را می گرفته است. گویی هیچ یک از آن دو هنوز خبر نداشت که “آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت/ بردی نمی کنند حریفان نرد او“.

اشرف، به رغم زندگی کوتاه سی ساله اش، به یاری توانائی هائی ویژه ذهنی و جسمانی، عمری دراز کرد؛ گفته اند بیشتر کسانی که وارد یک همچو مبارزه ای مرگبار می شدند بیش از چند ماهی زنده نمی ماندند، ولی او از آغاز ماجرا در نیمه نخست دهه چهل خورشیدی تا شب خونین زندگی اش که سرانجام به دام افتاد و خاک، یعنی بیش از یک دهه، شاهد درجه اول زندگی ملتهب همکیشان فدائی اش بود. از آن جمله، ماجرای قیام سیاهکل.

در شهریور ۱۳۴۹، اشرف و همفکرانش پس از مطالعه و شناسائی مقصد و بررسی نقشه های فنی صفحات غرب گیلان و آزمایش های کوه-جنگل نوردی در محیط های مشابه و تعلیمات نظامی و فراهم کردن اسلحه و مهمات به این نتیجه رسیدند که به رغم ضعف ها و کمبود تجربه شان روز پیکار فرا رسیده؛ جنگ در جنگل سیاهکل با قوای نظامی حکومت شاه. ماجرائی که پس از چند ماه تلاش پردامنه، در شرایطی بسیار دشوار و توانفرسا، در نیمه زمستان همان سال، در آن اقلیم به فراز و فرود رسید.

اشرف به عنوان نیروی پشتیبانی و همراه و یاور گروه در آمد و شد میان شهر و کوه و جنگل، با آگاهی به جزئیات کار، تصویری جامع و گسترده از آغاز تا شکست عملیات و دلایل آن را در این سند سازمانی -“حماسه سیاهکل”-گزارش نموده که در حقیقت کارنامه یکی از فصل های تاریخ احزاب سیاسی ایران است.

*

در بهار ۴۹، در بازگشت صفائی فراهانی و صفاری از فلسطین، با اسلحه و مهمات، پس از شناسائی خطوط مواصلاتی گیلان غربی و تکمیل نقشه ها و چند برنامه جنگل شناسی در منطقه، کار دسته جنگل، در اواخر تابستان، به فرماندهی صفائی فراهانی، شروع شد.

در این هنگام، یک رشته گفت و گو با گروهی دیگر به سردستگی مسعود احمدزاده درباره چگونگی آغاز مبارزه ادامه داشت؛ او خواستار اولویت جنگ شهری بود و شروع عملیات در مناطق روستائی و جنگلی را نادرست می دانست. سرانجام،دسته جنگل، با تدارک سه دستگاه خودرو و تهیه خواربار و برنامه ریزی برای انبار و ذخیره کردن و نحوه استتار و چگونگی علامت گذاری برای بازیابی به سمت رشت راهی شد. قرار این بود که به تدریج افرادی تازه نفس در منطقه جنگلی کوهستان به گروه ملحق شوند. در این بین، گروه مسعود احمدزاده با دسته جنگل به توافق رسید و قوای جنگل تقویت شد.

در نیمه دی ماه، به هنگام پیش روی دسته در کوهستان و جنگل های پوشیده از برف، در سرمائی طاقت فرسا یکی از افراد گروه در تهران در پی اتفاقی تصادفی و پیش بینی نشده به دام ساواک افتاد و زیر فشار بازجوئی سرنخ داد و هویت اکثریت گروه شهر، جز اشرف و دو نفر دیگر ، بر دایره ریخت. این سرآغاز برنامه ریزی ساواک برای دستگیری گروه شهر بود. بدین ترتیب، شبکه ارتباطی شهر و جنگل آسیب دید. علاوه بر این، با به دام افتادن یکی دیگر از نفرات، ساواک از عملیات گروه جنگل باخبر شد.

اشرف مجموعه این اشتباه ها و نیز تاخیر در توافق با گروه احمدزاده را که به تاخیر در شروع عملیات انجامید و به دنبال آن ضربه های ساواک، ناشی از “بیماری کودکی جنبش و بی تجربگی” و ارزیابی غلط از واکنش پلیس برشمرده است. 

با شروع دستگیری گروه شهر، یعنی پشتیبانان گروه جنگل، اشرف در ۱۶بهمن برای آخرین بار با رفقایش در بلندی های سیاهکل دیدار کرد. قرار این بود تا در سیاهکل، پس از حمله به پاسگاه و الحاق گروهی از شهر  و مسلح شدن با سلاح های مصادره شده، مسیر را به تدریج به طرف شرق به سمت مازندران ادامه دهند. بدین ترتیب، می خواستند با ضربه های پی در پی به قوای نظامی شاه، از غرب تا شرق ، از گیلان تا مازندران، “پیام تبلیغ مسلحانه پیشگامان انقلاب ایران” را به مردم برسانند و با جلب اعتماد اهالی، در این اقلیم مستقر شوند، ولی فرهودی، نیروی کهنه کار الحاقی از گروه احمدزاده به دسته جنگل، از آینده این عملیات در بیم و تردید بود.

در ۱۹ بهمن ۴۹ ، حمله به پاسگاه آغاز شد ولی صفائی فراهانی در ارزیابی از واکنش قوای نظامی که تصور می کرد، پس از حمله و تسلیم و اشغال و مصادره سلاح های پاسگاه و پخش اعلامیه فقط ژاندارمری سیاهکل است که به مصاف دسته جنگل می رود در اشتباه بود. در این میان، روستائیان بی خبر از همه جا در شگفت از حرکت دسته مسلح جنگل با شنیدن خبر حمله به پاسگاه به کمک ژاندارمری و ساواک رفتند. پس از تشکیل “ستاد فرماندهی در سیاهکل” و آمدن هنگ ژاندارمری گیلان، در سیاهکل و لاهیجان حکومت نظامی اعلام شد و علاوه بر گشت هلیکوپترهای نظامی، با ایجاد پست های کنترل و بازرسی و محاصره منطقه، حلقه را بر دسته جنگل تنگ تر کردند.

سرانجام، پس از ده روز جنگ شبانه روزی با ارتش شاه و ساواک، به علاوه گرسنگی و تشنگی و بی خوابی، بازماندگان دسته جنگل اسیر شدند. در اواخر اسفند، ۱۳ تن از دسته جنگل را، به حکم رئیس دادرسی ارتش، سرلشکر فرسیو، تیرباران کردند و بازماندگان گروه شهر چند هفته بعد با کشتن او تلافی کردند.

*

پیکار فدائیان پاکباخته با حکومت خودکامه پهلوی در تاریخ دو قرن گذشته در ایران امری بی سابقه نبوده است. شاید خواندن گفتاری کوتاه به قلم مهرداد بهار، درباره قیامی دیگر، در این جا بی مناسبت نباشد:

این بود شرح مختصری از وقایع تلخ و بیهوده ای که بمانند نمونه های دیگر خود در گذشته، جوانانی احساساتی، آزاده و میهن دوست را به کام مرگ زودرس فرستاد و جز لرزشی کوتاه بر سطح گنداب سیاست ایران در آن عصر، اثری دیگر برجای نگذاشت. ولی همه وقایع این دوران و دیگر وقایع در درازمدت باعث ورشکستگی دولتهائی شد که سعی کافی در برخورد با خواستها و نیازهای مردم نکردند.

سرزمین ایران از اواخر حکومت محمدشاه قاجار دستخوش التهابات اجتماعی بسیار بوده است. قیام باب، قیام تنباکو، انقلاب مشروطه، قیام گیلان، تبریز و خراسان، نهضت ملی کردن صنعت نفت که به قیامی همه جانبه علیه بریتانیا، آمریکا و محمدرضا شاه انجامید، و در پایان این راه، انقلاب بزرگ سال ۱۳۵۷، نشان دهنده بیش از یکصد و چهل سال ناآرامی و خیزش های مردمی در کشور ما ست، که اغلب آنها به شکست انجامید، یا به انحراف کشیده شد، زیرا ملت ما می دانسته است که چه چیزهائی را نمی خواهد، ولی نمی دانسته است که چه چیزهائی را واقعا باید بخواهد، و هنوز نیاموخته بوده است که باید خردگرائی را بنیان کارهای خویش قرار دهد و دستخوش تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات ناقص و احساسات نگردد.

این خود قیام و انقلاب و شور نیست که نجاتبخش است، این آگاهی، خرد و تصمیم گیری های عقلائی و بعدی مردم و رهبران انقلاب است که می تواند انقلاب را به سازندگی و کشور را به تحول عمیق برساند؛ امری که امید می رود این بار انجام پذیرد.” (درباره قیام ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان. به کوشش مهرداد بهار. انتشارات معین. تهران: ۱۳۶۹. مقدمه، ص۳۴)

***

پیش از این، انوش صالحی در تالیفی درازدامن و تفصیلی با عنوان اسم شب، سیاهکل (جنبش چریک های فدائی خلق از آغاز تا اسفند ۱۳۴۹) از “دوستی” یاد کرده بود که نسخه ای نایاب از حماسه سیاهکل را در اختیار وی گذاشته است (ص.-۱۰انتشارات نگاه-۱۳۹۶). به گفته او، که چند سالی است در قلمرو نهضت های چپ ایران معاصر کندوکاو می کند، از حمید اشرف سه نوشته برجا مانده که این گزارش یکی از آن هاست. پیش از این، در آغاز انقلاب بهمن ۵۷، دو اثر دیگر اشرف یعنی تحلیل یک سال تجربه مبارزه چریکی در کوه و شهر و جمعبندی سه ساله منتشر شده بود. (حماسه سیاهکل-یک اشاره کوتاه-صص۹-۱۰) و فرخ نگهدار –از فدائیان نخستین و هم رزم اشرف- علاوه بر نسخه تایپی حماسه سیاهکل که پیش از این به دست صالحی رسیده بود، او را از وجود نسخه دست نوشته این اثر آگاه کرد و رونوشتی از آن را در اختیار وی گذاشت. بدین ترتیب صالحی این گزارش سازمانی را پس از تطبیق این دو نسخه آماده انتشار نمود (همان جا).

این کتاب، علاوه بر مشاهدات و گزارش تحلیلی اشرف (از صفحه یازده تا ۱۱۶)، شامل دو ضمیمه، هر دو به قلم صالحی، و تصویر چند ورق تایپی و دستخط است.

صالحی در ضمیمه نخست، با عنوان درباره حماسه سیاهکل اثر حمید اشرف، پس از اشاره به کسانی از مسلک چپ و برخی از بازماندگان فدائی که “این نوشته را نه از آن اشرف بلکه محصول تلاش دوایر رسمی داخل کشور دانستند” (ص.۱۲۲) می گوید: “این نوشته به همراه تعدادی از نوشته های مصطفی شعاعیان [از سران برجسته چپ در سال های پیش از انقلاب] از درون کیف یا چمدانی که به امانت در نزد یکی از یاران مصطفی شعاعیان، یعنی غلامرضا فروتن فومنی از “جبهه دموکراتیک خلق”، باقی مانده بود در نخستین روزهای پس از انقلاب به دست آنها می رسد و نسخه تایپی از آن تا سال ۱۳۶۳ در میان آثار منتشر نشده شعاعیان باقی می ماند… تا این که در سال ۱۳۶۳ بازتکثیر و منتشر شد.” (همان) و می افزاید که اهمیت این سند بدین خاطر است که اشرف “از نزدیک در جریان جزئیات ماه ها و روزهای قبل از رخداد سیاهکل بوده است.” (ص.۱۲۴)

در ضمیمه دوم، با عنوان حماسه سیاهکل یک روایت ناتمام، به گفته صالحی “حمید اشرف آگاهانه و با احساس مسئولیت در برابر واقعه سیاهکل بیش از هر چیز به بازسازی فضائی کمک می کند که چگونه عده ای بدون کمترین تجربه ای از پی انجام کاری هستند که در فضای سیاسی وقت نشدنی جلوه می کرد. (صص.۱۳۶ و ۱۳۷) و “با نگارش حماسه سیاهکل اثری بدیع از روند رویدادهای اولیه جنبش مسلحانه به یادگار گذاشته است.” (ص.۱۷۹)

مولف در بحث از برخی تردیدها و داوری ها و انتقادها نسبت به این سند سازمانی، با نگاه امروزی درباره رویدادی که درست نیم قرن پیش رخ داده، می گوید: “همه چیز از نگاه امروزی توضیح داده می شود و حمید اشرف نیست تا توضیح بدهد که این اشتباه و ده ها اشتباه دیگر در طول سالیان مبارزاتی به چه دلیل اتفاق افتاده است. در این که حمید اشرف در حوزه میدانی و عملیاتی مبارزی زبده و کارکشته بود و به همین دلیل توانست از دست ماموران فرار کند شکی نیست.اما اینکه همین آدم دچار هیچ اشتباهی نشود تنها با معیارهای حماسی رفقایش قابل توجیه است… حمید اشرف با پنج سال و چند ماه زیست مخفی در آن شرایط ایران فرد زبده ای محسوب می شد. ولی بری از اشتباه نبود. اشتباه ها در مسیر آن مبارزه اجتناب ناپذیر بود. اگر منتقدی …از این سطور به این نتیجه برسد که این داستانسرائی می تواند آن حمید اشرف افسانه ای را در ذهن دیگران مغشوش جلوه کند برای من چنین نیست بلکه روایتی است که تنها از دشواری های این شیوه مبارزه در آن سال ها حکایت دارد. شرایطی محیطی، امنیتی، مردم رویگردان از سیاست…ولی آن اتفاق به رغم همه این اشتباه ها و آن فضای ناساز به وقوع می پیوند. تاریخ برای من بازخوانی این فضاست.” (صص.۲۱۳-۲۱۴)

*

فهرست مطالب کتاب به ترتیب زیر است:

۱- مقدمه ناشر

۲- یک اشاره کوتاه [به قلم انوش صالحی]

۳- حماسه سیاهکل [به قلم حمید اشرف]: در اردوگاه رفتار رفقا چگونه بود؟، ملاقات با رفیق صفایی، پائیز ۴۸، شهریور۴۹ حرکت دسته جنگل، ملاقات در ارتفاعات امامزاده ابراهیم، قرار بعدی در جاده جنگلی اسالم-خلخال، نیمه اول آذر در جنگل، بیست و یکم آذر ۴۹-ملاقاتی در حوالی ساری، نیمه اول دی ماه در عباس آباد بهشهر، دهه دوم دی ماه در گلوگاه، در نهارخوران گرگان،علت اصلی دستگیری ها چه بود، آخرین ارتباط گیری با دسته جنگل، طرح عملیات حمله به پاسگاه، جریان حمله به پاسگاه، عکس العمل دشمن، دو هفته بعد.

۴- درباره حماسه سیاهکل اثر حمید اشرف [به قلم انوش صالحی]

۵- حماسه سیاهکل یک روایت ناتمام [به قلم انوش صالحی]: الف-درباره ماهیت کلی حماسه سیاهکل و روند انتشار آن. ب-ایرادهای مطرح شده بر حمید اشرف به عنوان نویسنده این اثر.

۶-پیوست ها.

همرسانی کنید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

مطالب وابسته