فارسی اختراعی: به جای امیرکبیر بگوییم وزیر هژیر!

16

فهیمه خضرحیدری

کتابی است که فقط می‌توانم بگویم “از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود”. اینجا در سفر به آمریکا کشف‌اش کرده‌ام و باید از اولین دوستِ عازم اروپا خواهش کنم خیلی فوری برود انتشارات معین، دست آقای رامسری را صمیمانه بفشارد و یک جلد از آن برای من بخواهد.

“فرهنگ پارسی”، برپایه‌ی واژگان نژاده! و ناب. برساخته و درپیش‌نهاده و به‌کارگرفته‌ی! دکتر میرجلال‌الدین کزازی. وجه کمیک ماجرا، همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، بدون فوت وقت و از روی جلد شروع می‌شود.

نزدیک به ۹۰۰ صفحه کتاب است با پیشنهادها و واژه‌سازی‌های آقای کزازی. در مواردی فراوان، واژه‌هایی مدخل شده‌اند که از قبل در زبان فارسی معنا و حضور داشته‌اند و خب نمی‌دانم چرا استاد کزازی فکر کرده‌اند این واژه‌ها را اختراع می‌کنند. اما اشاره به این موضوع راستش در برابر بقیه‌ی ماجرا چندان لطفی هم ندارد.
فرموده‌اند به جای “مایو” بگوییم “آبجامه”. به جای آکواریوم “آبخانه”، به جای صلح “آرامی”، به جای فیلسوف “استواراندیش”، به جای تاسف‌بار “اندوه‌بنیاد” و به جای صنعتکار یا صنعت‌گر “اُهتوخُشی”!

معادل استاد برای “فلان‌فلان‌شده”، اصلا روز شما را روشن می‌کند. گفته‌اند به جای فلان‌فلان‌شده بگوییم “ایدونی”!

معادل “مبادی آداب”، بآزَرم و معادل آسيب‌ديده “بآسيب”. به جای بازوان عضلانی، “بازوان رگْناک” و به جای جانیِ بالفطره “بدکنشِ ددمنش” پیشنهاد شده و باورتان بشود یا نه به جای بشقاب،”پَدِشخور”.

معادل استاد برای تئاتر “تماشاگان” و برای تنفس”دَم‌زد” و برای فلسفه “فرزانِش” و به جانِ عزيزِ خودم قسم، برای “امیرکبیر”، “وزیر هژیر ایران” است! بی‌سخن شده‌ام. احساس خوش نژادگی مرا فراگرفته و خود را یکی از پاسبان‌های کوشای زبان پارسی می‌دانم در این لحظه. کتاب را می‌بندم. کیش و مات:-)

Print Friendly, PDF & Email
Share.

16 دیدگاه

  1. آن وقت باز باید سر اینکه کدام واژه ‌ی خارجی جدید است و کدام نیست دعوا کنیم. جدید برای چه کسی؟ در نظر چه کسی؟ مثلاً بسیاری از روستاییان که از نعمت استخر برخوردار نیستند «مایو» به گوششان نخورده است. یا آیا «کامپیوتر» که چند دهه است به زبان فارسی آمده جدید است؟

    • مایو مثل بسیاری از کلمات دیگر خارجی می تواند به همین صورت به کار رود. کلمه جاافتاده را بهتر است تغییر ندهیم و همت را بگذاریم برای فارسی سازی کلمات خارجی جدید.

  2. نقد سبکسرانه‌ای بود! البته اگر بتوان به چنین نوشته‌ای گفت نقد.
    می‌گویند فرهنگستان اول هم وقتی می‌خواست «دانش‌آموز» را جا بیندازد، عده‌ای مسخره می‌کردند و برای «تخته‌پاک‌کن»، واژهٔ «دانش‌مال» را می‌ساختند.
    درست است که اینجا محلی برای بازنشر یادداشت‌های دیگران هم هست؛ اما لطفاً حواستان باشد در این بازنشرها به شعور مخاطبتان توهین نشود.

  3. به نظر من هدف زبان ارتباط برقرار کردن است. درست است که باید در راه حفظ اصالت‌ها کوشید اما نباید هدف نهایی را هم فراموش کرد. من شاگرد استاد کزازی بوده‌ام و باید بگویم نحوه به کارگیری کلمات فقط چند جلسه اول برای شاگردان جذاب است. کتابی که ایشان معرفی کردند نوشته خودشان بود. فهم کتاب نه به خاطر مفاهیم آن بلکه به خاطر کلمات ناآشنایی که ایشان نوشته بودند سخت بود. در آخر کتاب هم واژه نامه داشت و برای فهمیدن کتاب باید به آخر کتاب مراجعه می‌کردیم. من برای ایشان احترام زیادی قائل هستم اما به گفته‌ی خودشان ایشان در منزل اینگونه صحبت نمی‌کنند اما اصرار ایشان در فارسی کردن هر چیز که اتفاقا کار را سخت می‌کند نمی‌دانم چه هدفی دارد.

  4. آقای جامی،
    نکته‌ای که شاید از نظر شما دور مانده است این است که نویسنده چهره‌ای کاریکاتوری از شخصی که موردنقد قرار می‌دهد ترسیم می‌کند، شخصی که موضوع کتابی قرار گرفته است که شخص سومی نوشته است. به عبارت دیگر، حتا اگر نقدهای ناقد را وارد بدانیم، نقد بر نویسنده‌ی کتاب باید باشد و نه بر دکتر کزازی. برای مثال، دکتر کزازی جایی در وصف امیرکبیر می‌گوید «وزیر هژیر ایران». نویسنده‌ی کتاب بازگفتی از این کاربرد ارائه می‌دهد که برخی فکر می‌کنند دکتر کزازی برای «امیرکبیر» معادل‌سازی کرده است. کزازی جایی واژه‌ی «ایدونی» را بکار برده و نویسنده‌ی کتاب گفته است ایدونی بجای «فلان‌فلان‌شده» است. بعد ناقد محترم بر اساس کتاب و این نمونه‌ها چهره‌ای کاریکاتوری از دکتر کزازی ترسیم می‌کند و نه صرفاً از نویسنده‌ی کتاب. و شما هم ازجمله به این دلیل که به نظرتان ناقد روزنامه‌نگاری شناخته (و نه شناخته‌شده، شناخته خود صفت مفعولی است!!) است نقد او را در اینجا می‌آورید. آیا شما متوجه‌ی این نکته نشدید که این نقد ملاحظات اخلاقی را زیر پا گذاشته است؟ لحن و زبان ناقد تمسخرآمیز است. اگر دقت کنید ناقد حتا واژه‌ی «استاد» را با کنایه و تمسخرآمیزانه برای دکتر کزازی بکارمی‌برد.

    از این گذشته، روشن نیست ناقد به چه چیز نقد دارد. آیا نقد او به این است که شخصی واژه‌هایی را بجای واژه‌های دیگر بکار برده است؟ آیا به نظر شما ایراد دارد اگر کسی بخواهد بجای «فلان‌فلان‌شده» که چندان هم دلچسب نیست بگوید «ایدونی»؟ آیا ایراد دارد کسی بجای مبادی‌آداب که طولانی و سخت‌خوان است بگوید «به‌آزرم». نمی‌فهمم چه ایرادی دارد کسی پیشنهاد کند بجای «مایو» بگوییم «آبجامه» و بجای «آکواریوم» بگوییم «آبخانه». آیا ما از واژه‌های «مایو» و «آکواریوم» چیزی می‌فهمیم یا اینکه صرفاً آنها را بکار می‌گیریم؟ آیا یک نوآموز «آبجامه» و «آبخانه» را زودتر و آسانتر می‌آموزد و درمی‌یابد یا «مایو» و «آکواریوم» را؟ آیا باید بر خود شما خندید و شما را مسخره کرد که در جایی بجای «نظریه» که بسیار جاافتاده است «نگره» را بکار برده‌اید؟ شما و هر کس دیگری حق دارید به شیوه‌ای که می‌پسندید واژه‌ها را بکار گیرید و کسی حق ندارد شما را مسخره کند. آری، اگر فرهنگستان واژه‌ای را بطوررسمی پیشنهاد کند آنگاه شما می‌توانید آن پیشنهاد را بر اساس دلایل گوناگون نقد کنید (و نه تمسخر!). اما اگر نویسنده‌ای مستقل، که در این مورد ازقضا زبان‌دان و زبان‌شناس هم هست، واژه‌هایی را صرفاً پیشنهاد کند، شما به هیچ وجه حق تمسخر کردن آنها را ندارید.

    ناقد (یا بهتراست بگوییم تمسخر‌گر) می‌گوید «در مواردی فراوان، واژه‌هایی مدخل شده‌اند که از قبل در زبان فارسی معنا و حضور داشته‌اند و خب نمی‌دانم چرا استاد کزازی فکر کرده‌اند این واژه‌ها را اختراع می‌کنند.» اما همان‌سان که درروی جلد کتاب آمده است این واژه‌ها «برساخته، درپیش‌نهاده، و به‌کاربرده‌» توسط دکتر کزازی اند، یعنی نه کزازی و نه گرداورنده‌ی کتاب ادعا نکرده است که همه‌ی واژه‌های کتاب را کزازی به‌قول خانم خصرحیدری «اختراع» کرده بلکه برخی را صرفاُ بکار برده است. به نظر می‌رسد کتاب صرفاً‌ میخواهد کمی واژه‌های پارسی را ترویج کند و دعوی دیگری ندارد. این هم خیلی طبیعی است که برخی از واژه‌ها به مزاق من یا شما خوش نیاید. اما مطمئناً اینکه اینها را دستمایه‌ی تمسخر کنیم کار درستی نیست.

    البته، شاید بگویند بیان نظرآزاد است و هرکس حق دارد در وبلاگ‌اش هرکه را خواست تمسخر کند !! اما با این حال، این ایراد همچنان به شما وارد است که نوشته را در اینجا بازتاب داده‌اید. مگر اینکه بگوییم «راهک» هم مثل هر وبلاگ دیگری ممکن است هرچیزی را منتشر کند.

    در پاسخ به یکی از کامنت‌ها گفته‌اید «اگر شما فکر می کنید این نوع فارسی جای دفاع دارد مطلبی بنویسید با کمال میل منتشر خواهیم کرد.». آقای جامی به نظر می‌رسد اینجا شما دچار مغالطه شده‌اید. اگر من مطلبی بنویسم و دست به تمسخر بزنم شما نباید منتشر کنید. ایراد دیگر اینکه منظورتان از «این نوع فارسی» چیست؟ اینگونه کلی و بر اساس نظر خانم حیدری نظر دادن خواننده را گمراه می‌کند و این بدفهمی ایجاد می‌شود که فارسیِ آقای کزازی مسخره و غیرقابل‌دفاع است. بهتر است مستقیماً به نوشتارهای آقای کزازی مراجعه کرده و بی‌تعصب داوری کنید. برای مثال، آیا ترجمه‌ی ایشان «سه داستان از فلوبر» را خوانده‌اید؟ من آن را نثری روان و زیبا یافتم.

    به دید من، کار حرفه‌ای حکم می‌کند که، بجای توجیه‌کردن، این نوشتار را حذف کرده و از مخاطبان عذرخواهی کنید. وظیفه‌ی شما انتشار نقد‌های محکم و منطقی است نه انعکاس تمسخرکردن‌ها.

    ر. رمضانی

    • آقای رمضانی، آنچه شما در واژه های فرهنگ دیده اید غیر از آن است که خانم خضرحیدری نوشته است. بنابرین اثبات این نفی آن نمی تواند باشد. حذف مطلبی که منتشر شده است هم غیرممکن است. دلیلی هم برای عذرخواهی وجود ندارد. این سایت به بازنشر نقدهای کوتاه و بلند می پردازد و مدافع مطالب نیست گرچه تلاش بر این است که مطالب از منطق قابل قبولی برخوردار باشند و از زبان درستی. اگر خواستید یادداشتی در باره فرهنگ آقای کزاری بنویسید حتما استقبال خواهیم کرد – البته ویرایش هم خواهد شد تا غلط املایی نداشته باشد!

  5. انتخاب‌های ذوقی اصلاً بد نیست، به‌شرط آنکه اندکی هم پشتوانه‌ی علمی/تحلیلی در آن یافت شود و “نوشته” دارای حداقل‌های پژوهشی باشد. این روندی بوده که من تا به‌حال از راهک دیده‌ام…
    در اینکه خانم خضرحیدری در این زمینه صاحب‌نظر نیستند، هیچ شکی نیست (من که تا به حال کتاب یا مقاله‌ی استواری را از ایشان در زمینه‌ی ادبیات فارسی یا واژه‌شناسی ندیده‌ام). گذشته از بحث فنی، متأسفانه وی هنوز درک نکرده‌ است که کزازی -درست زیرِ تیغِ سیاه‌جامگان- مبارزه‌ای ریشه‌ای را با جهل و خرافات به‌پیش می‌برد. جا دارد آنان که داعیه‌ی آزادمنشی و ایران‌دوستی دارند با درنگِ بیشتری به‌ این چنین رویدادها بپردازند.

    • بخش قلمدانک در سایت ما عمدتا بارتاب دهنده نوشته های کوتاه از فیسبوک و وبلاگ در باره کتابها است و بنابرین طبیعی است که خصلت ذوقی و تاثری (امپرسیونیستی) در آنها بالاست. ضمن اینکه نویسنده از روزنامه نگاران شناخته شده است.

  6. سوالی از راهک:
    نقد خانم خضر حیدری بیشتر به یک دل‌نوشته شبیه است تا بررسی جدی یک کتاب. انتخاب این نوشته برای بازنشر در راهک، حرکتِ سنجیده‌ای نبوده است…
    گفت که:
    فهمِ سخن چون نکند مُستمِع
    قوتِ طبع از متکلم مجوی
    فُسحتِ میدانِ ارادت بیار
    تا بزند مردِ سخنگوی، گوی

  7. کسی که کاری برای زبان فارسی انجام داده در حالی که می‌تونست انجام نده و سابقه ی سی-چهل سال تدریس و تحقیق در زبان فارسی داره رو خیلی راحت مسخره می کنیم و اسمش رو نقد می‌ذاریم؟
    ترجیح می‌دم به جای مسخره کردن به خود ایشون و صدالبته کارشون احترام بذارم.
    چه ما استفاده کنیم از این کلمه هایی که ساخته شده یا غبار روبی شده یا استفاده نکنیم دلیل نمی‌شه که اینطور غیر منصفانه رفتار کنیم.
    ما برای این زبان و این فرهنگ و برای ایران چه کردیم؟

  8. جناب استاد کزازی در پارسی گویی و پارسی سرایی سرآمد اندیشمندان هستند ( با بیش از هشتاد اثر ارزنده) و همچنین به سبب تحقیقات و نگارش چندین اثر درمورد ارتباط زبانهای هخامنشی و یونانی دارای نشان هایی علمی بسیاری از دانشگاه هایی مانند دانشگاه آتن هستند ایشان یک شخصیت ادبی شناخته شده جهانی می باشند. دوستدارانشان ایشان را به سبب آثارشان و نیر سخنرانی هایی که تنها به زبان پارسی و بدون بکار بردن واژگان بیگانه بوده است شهریار زبان پارسی لقب داده اند. واژگانی که در بالا اشاره شده همگی بدرستی پارسی هستند و اختراع نشده اند بلکه تنها بوسیله استاد بازیابی و ترکیب شده اند. برای داوری بهتر لازم است که توضیحات استاد نیز در مورد واژگان بیان شود نه اینکه اینگونه غرض ورزانه و از روی حسادت داوری شود. فرهنگ نخبه کُشی در ایران پیشینه ی زیادی دارد. با سپاس

    • نقد به معنای نخبه کشی نیست. مطلب خانم خضرحیدری هم دلیل ندارد که از روی حسادت باشد. اگر شما فکر می کنید این نوع فارسی جای دفاع دارد مطلبی بنویسید با کمال میل منتشر خواهیم کرد.

  9. با سلام
    ایشان کلا ید طولایی در این امر دارند. یک نثر دو جلدی از روی شاهنامه نوشته اند که اگه به خود فرودسی بدی نمیفهمه چی گفته!!!

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: