سالهای مهاجرت؛ حزب توده ایران در آلمان شرقی

0

قاسم شفیع نورمحمدی
مقدمه کتاب

سالهای مهاجرت؛ 
حزب توده در آلمان شرقی
قاسم شفیع نورمحمدی
تهران: جهان کتاب، 1395 (ویراست 2) [ویراست 1: نشر اختران، 1385]

سرانجام موج اصلاحات سياسی و اجتماعی گام‌به‌گام و دامنه‌داری كه ميخائيل گورباچف از سال ۱۹۸۵ در اتحاد جماهير شوروی ‏آغاز کرده بود گريبانگير رهبران جمهوری دمکراتيک آلمان[1]، از مخالفان سرسخت اصلاحات در اردوگاه سوسياليستی، نيز شد. ديوار برلن که  قريب 28 سال بر روح و جان مردم آلمان سنگينی می‌کرد، در نهم نوامبر 1989 در ميان شور و شوق مردم آلمان و در حيرت و ناباوری جهانيان فرو ريخت. فروپاشی اين نماد جنگ سرد با ابعادی باورنکردنی به طول 166 کيلومتر و با ارتفاعی قريب به چهار متر، پايان «سوسياليسم واقعاً ‏موجود» را نيز رقم زد.

بقايای رهبری حزب توده که خطر فروپاشی آلمان شرقی  را به‌خوبی دريافته بود، تظاهرات گستردة مردم آلمان شرقی را توطئة امپرياليسم و ساخته و پرداختة آلمان فدرال خواند. با اضمحلال جمهوری دمکراتيک آلمان، حزب تودة ايران يکی از تکيه‌گاه‌های اصلی خود را که قريب 35 سال از حمايت مادّی و معنوی آن بهره‌مند بود، برای هميشه از دست داد.

جمهوری دمکراتيک آلمان پس از کودتای 28 مرداد 1332 محل اقامت و مرکز اصلی فعاليت رهبری و کادرهای حزب تودة ايران بود. انتقال رهبری حزب توده (37-1336) از مسکو به شهر لايپزيگ آلمان شرقی به توصيه و صلاحديد اتحاد جماهير شوروی صورت گرفت. دولت شوروی که رژيم شاه را پايدار می‌دانست، در پی بهبود روابط خود با آن بود و از اين رو فعاليت حزب توده در کشور خود را به زيان منافع اقتصادی و سياسی‌اش می‌دانست.  با ورود رهبری حزب توده به جمهوری دمکراتيک آلمان و برخورداری از امکاناتی که اين کشور در اختيارش گذاشته بود، فعاليت تشکيلاتی و تبليغاتی حزب نيز جانی تازه یافت.

متاسفأنه در ميان  خاطراتی که در سال‌های اخير پيرامون حزب تودة ايران انتشار يافته است، به‌جز اشارات کلّی و گذرا، کمتر نوشته‌ای به مهاجرت رهبران و کادرهای اين حزب به جمهوری دمکراتيک آلمان،  اقامت طولانی آن‌ها در آن کشور و رابطه با حزب برادر يا حزب سوسياليست متحد آلمان[2] پرداخته است. بررسی دوران مهاجرت حزب توده در آلمان شرقی بدون مطالعة بايگانی‌های آن کشور ناقص به نظر می‌رسد. خوشبختانه با وحدت دو آلمان بايگانی‌های جمهوری دمکراتيک‌ آلمان شرقی نيز برای محققان گشوده شد. حتی دسترسی به مدارک مربوط به اشتازی، سازمان امنيّت جمهوری دمکراتيک آلمان[3]، نيز ممکن شده است. تاکنون صدها هزار نفر از شهروندان آلمان شرقی (و گاه غربی) که تحت پيگرد اين سازمان بودند به مراکز اسناد مراجعه کرده و با مطالعة پرونده‌ها، از چند و چون گرفتاری‌های خود آگاهی يافته‌اند.

کتابی که در دست داريد بر اساس اسناد موجود در بايگانی‌های جمهوری دمکراتيک آلمان و به انگيزة شناسايی حزب تودة ايران در دوران مهاجرت در آن کشور نوشته شده است. در اين کتاب 54 سند ارائه شده است. به‌جز سه سند،  که نسخة اصلی آن‌ها به زبان فارسی است، بقيه از زبان آلمانی به فارسی برگردانده شده است. بخش‌های مختلف کتاب را بر اساس توالی زمانی انتخاب کرده و اسناد مربوط را در بخشی جداگانه جای داده‌ام.

*

با آشکار شدن همکاری حسين يزدی با ساواک و محکوميت وی  به حبس ابد، حزب توده برای آلمانی‌ها تبديل به معضلی امنيتی شد. ماجرای حسين يزدی را بايد چون نقطة عطفی در تاريخ روابط حزب توده و حزب سوسياليست متحد آلمان دانست، چرا که از آن پس مقامات آلمانی ديگر به ”حزب برادر ايرانی“ اعتماد چندانی نداشتند و حزب توده تحت مراقبت کامل ارگان‌های امنيتی آن کشور قرار گرفت.  سازمان امنيت آلمان شرقی برای جمع‌آوری اطلاعات از درون حزب توده ايران  به يارگيری از  کادرها و اعضای آن حزب می‌پرداخت و به مرور زمان اطلاعات جامعی از کادرها، طرز تفکر، شيوة سياست‌گذاری و فراکسيون‌های درون حزب جمع‌آوری کرد. حتی ديگر زوايای زندگی خصوصی اعضای حزب توده نيز از چشم ارگان‌های امنيتی آن کشور پنهان نمی‌ماند.

بررسی دوران مهاجرت حزب توده در جمهوری دمکراتيک آلمان بدون پرداختن به روابط پنهان و گاه آشکار برخی از کادرها و رهبران حزب توده با سازمان‌های امنيت کشورهای ميزبان ميسر نيست. اشتازی، از طريق عوامل خود در درون حزب توده، از فعل و انفعالات درونی آن حزب به‌خوبی آگاه بود. بخشی از کتاب نيز به معرفی دو تن از کادرهای حزب توده می‌پردازد که از درون حزب، برای سازمان جاسوسی آلمان شرقی گزارش تهيه می‌کردند. آن‌چه در اين گزارش‌ها جلب توجه می‌کند، ساية بلند سازمان امنيّت آلمان شرقی بر همة عرصه‌های زندگی خصوصی و اجتماعی مهاجران توده‌ای در آلمان شرقی است.

مشاجرات پايان‌ناپذير گروه‌های مختلف درون حزب توده و مخالفت‌های علنی با سياست‌های رهبری آن حزب، بسياری از کادرهای مقيم کشورهای سوسياليستی را به انفعال و کناره‌گيری از فعاليت سياسی می‌کشاند، حال آن‌که همين مخالفت‌ها در کشورهای غربی به رويارويی و مخالفت آشکار با رهبری، به انشعاب و بنيان‌گذاری سازمان‌هایی نوين منجر می‌شد. بی‌شک محيط بستة کشورهای سوسياليستی و حاکميت مطلق «احزاب برادر»، کادرهای حزب توده را از «عاقبت» چنين مخالفت‌هایی برحذر می‌داشت. برخورد تند و خصمانة حزب سوسيالست متحد آلمان با قاسمی، فروتن و سقايی، از اعضای سرشناس رهبری حزب توده که در جريان اختلافات ميان حزب کمونيست چين و شوروی، به حمايت از مواضع چينی‌ها برخاستند و خواهان خروج از آلمان شرقی شدند، خود گويای اين حقيقت است[4].

بخش کوچکی از کتاب نيز به چگونگی اخراج شهناز اعلامی، از فعالان سازمان زنان حزب توده، از آلمان شرقی اختصاص يافته است. در اين خصوص نقش نورالدين کيانوری، دبير اول وقت حزب توده، بسيار قابل تأمل است. کيانوری در همکاری با نمايندة حزب سوسياليست متحد آلمان و سازمان امنيّت آن کشور و با توافق اريش هونکر[5]، دبير اول حزب سوسياليست متحد آلمان، موفق به اخراج شهناز اعلامی از آن کشور شد. مقامات امنيتی آلمان شرقی از همکاری «رفيق ماسِتّی»[6] [نام مستعار کيانوری] جهت شناسايی عناصر نامطمئن ايرانی در آن کشور  بسيار خرسند بودند!

«راديو پيک ايران» سال‌ها يکی از اهرم‌های اصلی تبليغاتی حزب تودة ايران بود. اين راديو که در ابتدا در آلمان شرقی  استقرار داشت در سال 1961 به صوفيه، پايتخت بلغارستان، انتقال يافت و پس از پانزده سال فعاليت مستمر در آن کشور، سرانجام در سال 1976 برای هميشه خاموش شد. مطالعة اسناد وزارت امور خارجة جمهوری دمکراتيک آلمان نشان می‌دهد  که دولت ايران علاوه بر تشويق توسعة روابط بازرگانی با بلغارستان، امتيازاتی نيز با هدف قطع برنامة راديو پيک ايران در اختيار دولت آن کشور قرار می‌داد. امتيازاتی که با توجه به موازين جهانی بازرگانی در نوع خود کم‌نظير به نظر می‌رسد. شاه در سال 1975 همزمان با ديدار تئودور ژيوکف، دبير اول حزب کمونيست بلغارستان، از ايران 160 ميليون دلار  و يک سال پس از خاموشی راديو پيک ايران در سفری که خود به بلغارستان داشت، بار ديگر 140 ميليون دلار وام  کم‌بهره در اختيار دولت بلغارستان گذاشت. بلغار‌ها نُه سال پيش از آن، يعنی در سال 1967  نيز مصمم به جلوگيری از ادامة کار راديو پيک ايران بودند و خواستار انتقال آن به جمهوری سوسياليستی مجارستان شدند. البته بلغارها به حزب توده قول داده بودند که هزينة انتقال تأسيسات راديو به کشور دیگر را خود به عهده بگيرند!

روابط بازرگانی و ديپلماتيک ايران و جمهوری دمکراتيک آلمان  از همان آغاز به علت استقرار رهبری حزب تودة ايران در  آن کشور با موانع و مشکلات متعددی روبه‌رو بود. روابطی که سرانجام در ماه دسامبر 1972 به برقراری روابط ديپلماتيک ميان دو کشور انجاميد. حزب توده در آستانة برقراری رابطة ديپلماتيک ميان ايران و جمهوری دمکراتيک آلمان مدعی شد که دولت ايران با سنگين‌تر شدن وزنة بين‌المللی سياسی و اقتصادی کشورهای سوسياليستی، از جمله جمهوری دمکراتيک آلمان، به ناچار به برقراری و توسعة روابط بازرگانی و ديپلماتيک با اين کشور تن داده است. مطالعة تاريخ روابط ميان دو کشور در بايگانی وزارت امور خارجة جمهوری دمکراتيک آلمان اما روايت ديگری به دست می‌دهد. ايران با ايجاد و توسعة رابطه با کشورهای سوسياليستی از جمله با جمهوری دمکراتيک آلمان، ميدان عمل خود را در قبال کشورهای غربی گسترش می‌داد و قادر می‌شد تا در بازی سياست به امتيازات بيشتری دست يابد.

جمهوری دمکراتيک آلمان به دنبال گسترش روابط اقتصادی با ايران، شاه را برای سپتامبر 1978 به آن کشور دعوت کرد. دانشجويان عضو کنفدراسيون در اعتراض به سفر شاه به آلمان شرقی، سفارت ايران در برلن شرقی را در 27 فورية 1978 به اشغال خود در آوردند. اشغال سفارت ايران در برلن شرقی يک سال پيش از انقلاب ايران، شايد در زمرة آخرين و به عبارتی موفقيت‌آميزترين حرکت اعتراضی کنفدراسيون دانشجويان و محصلين ايرانی باشد. در تاريخ فعاليت‌های اين سازمان کمتر اقدام اعتراضی را می‌توان سراغ گرفت که چنان انعکاس وسيعی در رسانه‌های جهانی داشته باشد. اين اولين بار نبود که دانشجويان عضو کنفدراسيون برای پشتيبانی از مبارزات مردم، دفاع از زندانيان سياسی و جلب توجه جهانيان به نقض حقوق بشر در ايران به یکی از نمایندگی‌های ايران هجوم می‌بردند و آن ‌را برای چند ساعت در اختيار خود می‌گرفتند. اما اولين بار بود که سفارت ايران در پايتخت يک کشور سوسياليستی به اشغال دانشجويان عضو کنفدراسيون در می‌آمد. حزب تودة ايران اشغال سفارت ايران در برلن شرقی را «فتنه» خواند و در گفت‌وگو با نمايندگان حزب سوسياليست متحد آلمان اشغالگران سفارت را مشتی مائوئيست، جاسوس ساواک و سازمان امنيت آلمان غربی، و افرادی مشکوکی توصيف کرد که در گذشته هم دشمنی خود را با جمهوری دمکراتيک آلمان به عيان نشان داده‌اند.

با اشغال سفارت ايران بار ديگر روابط شکنندة ديپلماتيک دو کشور دستخوش بحران شد. دولت ايران چند روز پس از اين واقعه، سفير و کارکنان سفارت ايران در جمهوری دمکراتيک آلمان را به ايران فراخواند. اتاق بازرگانی و صنعتی ايران نيز خواستار قطع روابط اقتصادی ميان دو کشور شد. اما دولت ايران که با تظاهرات گستردة مخالفان در داخل کشور و سيل انتقادات «دوستان» سابق خود در کشورهای غرب مواجه بود، ديگر قادر به مانورهای سياسی گذشته نبود.

کيانوری، دبير اول وقت حزب تودة ايران، پس از انقلاب چهار بار با رهبران حزب سوسياليست متحد آلمان به گفت‌وگو و تبادل نظر پرداخت. مطالعة اين گفت‌وگوها از جمله نشان می‌دهد که يکی از دغدغه‌های اصلی کيانوری تحريک «رفقای آلمانی» عليه اسکندری، دبير اول پيشين حزب تودة ايران بود. او در عناد با اسکندری تا آن‌جا پيش رفت که به آلمانی‌ها پيشنهاد کرد او را ممنوع‌الخروج کنند!

در دهم ارديبهشت ماه 1362، اولين اعترافات تلويزيونی سران حزب توده آغاز شد. حزب کمونيست شوروی که پس از گذشت نزديک به سه ماه از اولين موج دستگيری کادرها و رهبران حزب توده، در اعتراض به جمهوری اسلامی تنها به انتشار مقاله‌ای در پراودا اکتفا کرده بود، اکنون در مقابل اين اعترافات غافلگير شده بود.  حزب کمونيست اتحاد شوروی يک روز پس از اعترافات تلويزيونی کيانوری دست به کار شد و با  حزب سوسياليست متحد آلمان به رايزنی پرداخت. رايزنی‌هايی که سرانجام به دليل منافع اقتصادی «احزاب برادر» به تنگ‌تر شدن عرصة فعاليت حزب توده در آن کشورها انجاميد.

با دستگيری و محاکمة رهبران حزب توده در ايران، دور جديدی از پيگرد  توده‌ای‌ها آغاز شد. اين بار، برخلاف سه دهة پیش، نه رهبران، که کادرهای جوان حزب توده بودند که با توهمی ساده‌پندارانه به «ميهن سوسياليستی» پناه  می‌بردند. علی خاوری که سال‌ها در زندان‌های رژيم شاه به سر برده بود، با حمايت «احزاب برادر» سازمان‌دهی  حزب تودة ايران را به عهده گرفت. او که از امتيازات گذشتة حزب توده در جمهوری دمکراتيک آلمان آگاه بود از «رفقای آلمانی» خواستار «استقرار مرکزيت» حزب توده و گشايش دوبارة برنامة راديو پيک ايران در آن کشور شد. غافل از آن‌که آلمانی‌ها اين بار حتی با توصيه و دخالت شوروی‌ها نيز حاضر به واگذاری امکانات گذشته به حزب توده  نبودند. فراتر از آن، حتی از پذيرش پناهندگان توده‌ای، به‌جز شماری معدود، نيز سر باز زدند. تقدير آن بود که آخرين نسل مهاجران سوسياليستی، خود نيز شاهد فروافتادن آخرين پردة «سوسياليسم واقعاً موجود» باشد.

شوروی‌ها، آن‌گونه که مطالعة مدارک تازه‌ياب نشان می‌دهد، پيشاپيش خبرهايی از دستگيری قريب‌الوقوع رهبران حزب توده دريافت داشته، به کيانوری توصيه کرده بودند که «موقتاً به اتحاد جماهير شوروی يا به کشور ديگری مهاجرت کند»؛ توصيه‌ای که با موافقت کيانوری مواجه نشد. آيا رهبران حزب توده که در دوران طولانی مهاجرت در کشورهای سوسياليستی به سر برده بودند ديگر حتی برای نجات جان خويش هم حاضر به  بازگشت به «بهشت موعود»  نبودند؟

*

پاييز 2013 بود که به همراه دوستی گرامی[7] عازم مقرّ سابق حزب در شهر لايپزيگ، خيابان کته‌ـ‌کولويتس[8] شدم؛ بنايی اشرافی در قلب شهر لايپزيگ، با باغی بزرگ که در آن سويش رودخانة السترمول گرابن[9] آرام آرام به رودخانة زاله[10]  می‌پيوندد.  مشاهدة اين ساختمان، که هم‌اکنون از طرف دايرة ميراث فرهنگی شهر لايپزيگ در دست تعمير است، غم‌انگيز بود. هيچ نشانی در درون و بيرون اين ساختمان بزرگ که بيش از دو دهه،  تمامی فعاليت‌های حزب تودة ايران از آن هدايت می‌شد، ديده نمی‌شود. اميد است که شهرداری شهر لايپزيگ پس از مرمت اين بنای قديمی، با نصب لوحه‌ای، از ساکنان گذشته و فراموش شدة آن که همگی رخ در نقاب خاک کشيده‌اند، يادی کند[11].

*

در سال 1385  کتابی از همين نويسنده به نام  حزب تودة ايران در مهاجرت:  مطالعه‌ای بر اساس اسناد منتشر نشدة آلمان شرقی از سوی نشر اختران منتشر شد. در بازنگری اين کتاب علاوه بر ويرايش و رفع برخی از کاستی‌ها، با مراجعه به اسناد تازه‌ياب، دو فصل از کتاب را بازنويسی کردم و دو فصل جديد به آن افزودم. اثر حاضر با اسناد و مطالب تازه و بازبینی شده و نیز در حجمی بیشتر از کتاب پیش‌گفته، حاصل این کار است.

آرشيوهای مورد استفاده:

– اسنادی که با حروف لاتين Bundesarchiv  SAPMO آغاز می‌شوند،  مربوط به بايگانی جمهوری دمکراتيک آلمان دربارة احزاب و سازمان‌های توده‌ای در آن کشور هستند که عمدة اسناد اين کتاب را تشکيل می‌دهند.

– اسنادی که با حروف لاتين‌ MFAA  آغاز می‌شوند، مربوط به بايگانی وزارت خارجة جمهوری دمکراتيک آلمان هستند که به بايگانی وزارت خارجة آلمان فدرال منتقل شده‌اند. متاسفانه اين وزارت‌خانه تنها اجازه مطالعة آن دسته از اسناد را می‌دهد که قدمت سی ساله دارند.

– اسنادی که با حروف لاتين  MFS آغاز می‌شوند، مربوط به بايگانی سازمان امنیّت جمهوری دمکراتيک آلمان هستند. گاه در بعضی از اسناد اسامی يا اطلاعات مربوط به اشخاص در اصل سند سياه و ناخوانا شده‌اند. من نيز به ناچار در ترجمة فارسی اين موارد را با علامت  *** مشخص کردم.

[1] جمهوری دمکراتيک آلمان (Deutsche Demokratische Republik) نام رسمی آلمان شرقی بود. هرچند که واژة «آلمان شرقی» از بار تاريخی منفی‌ای برخوردار است، اما در اين کتاب از هر دو نام، بدون ارزش‌گذاری،  در کنار هم استفاده می‌کنم.

[2]  حزب سوسياليست متحد آلمان عمدتاً از ميان بازماندگان رهبری و کادرهای حزب کمونيست آلمان پس از جنگ جهانی دوم و با وحدت اجباری با بخشی از حزب سوسيال دمکرات آلمان تشکيل شد. آن دسته از سوسيال دمکرات‌هايی که به اين وحدت اجباری تن در نمی‌دادند، مورد تضييقات بسيار قرار گرفتند. بسياری از آن‌ها به آلمان فدرال گريختند و صدها تن ديگر روانة اردوگاه های کار اجباری ـ که اينک شوروی‌ها در آلمان شرقی بر پا کرده بودند ـ شدند.

اما حزب کمونيست آلمان خود سرگذشت غم‌انگيزی داشت. با روی کار آمدن حزب نازی در آلمان بسياری از کادرهای حزبی دستگير شدند و برخی دست به مهاجرت زدند. اکثريت کادرها و رهبری حزب کمونيست آلمان به اتحاد جماهير شوروی گريختند، غافل از آن‌که در آن‌جا نيز سرنوشت هولناکی در انتظارشان است. از ده عضو دفتر سياسی، بالاترين ارگان رهبری حزب، چهار تن در سياه‌چال‌های دوران استالين جان باختند.

[3] Staatssicherheitsdienst stasi

[4]  تذکر اين نکته را در اين‌جا ضروری می دانم که اعضای حزب توده در جمهوری دمکراتيک آلمان در مقايسه با کشورهای سوسياليستی ديگر، بويژه اتحاد جماهير شوروی، از امنيت بيشتری برخوردار بودند.

[5] Erich Honecker

[6] Macetti

[7]  تصاوير ساختمان حزب توده در پايان اين کتاب را مديون همين دوست هستم.

[8]   Käthe-kollwitzstrasse

[9]   Elstermühlgraben

[10]   Saale

[11]  شهرداری منطقة Charlottenburg برلن در گرامیداشت یاد دکتر تقی ارانی، بر سردر خانه‌ای در خيابان Fasanenstrasse، که او مدتی در آن سکونت داشت، يک لوح يادبود نصب کرده است.

——————————————————————-

 فهرست کتاب:

 مقدمه/ 9 

  1. حزب تودة ايران و مهاجرت به جمهوری دمکراتيک آلمان/ 23
  2. حزب تودة ایران و همکاری حسین یزدی با سازمان امنیت ایران/ 37
  3. جمهوری دمکراتيک آلمان و مشکلی به نام حزب تودة ايران/ 45
  4. «اطلاعات» رفقا/ 55

– «چارلی»، جاسوسی برای همة فصول/ 58

– «رضا»، جاسوسی بدفرجام/ 71

  1. حزب تودة ايران و رضا روستا/ 93
  2. حزب تودة ايران و مناقشات ايدئولوژيک ميان احزاب کمونيست چين و اتحاد جماهير شوروی/ 101
  3. راديو پيک ايران/ 105
  4. روابط بازرگانی و ديپلماتيک ايران و جمهوری دمکراتيک آلمان/ 115
  5. مسافرت شاه به جمهوری دمکراتيک آلمان و اشغال سفارت ايران در برلن شرقی/ 135
  6. کيانوری و اخراج شهناز اعلامی از جمهوری دمکراتيک آلمان/ 159
  7. گفت‌وگوهای دکتر نورالدين کيانوری با مسئولين حزب سوسياليست متحد آلمان/ 163
  8. «احزاب برادر» و دستگيری رهبران حزب تودة ايران/ 171
  9. منابع/ 187
  10. اسناد/ 191
  • سند شمارة 001: نامة رضا رادمنش به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان و معرفی ايرج اسکندری به عنوان نمايندة کميتة مرکزی/ 191
  • سند شمارة 002: نامة ايرج اسکندری به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان و تقاضای مداوای اعضای بيمار حزب تودة ايران/ 192
  • سند شمارة 003: نامة ايرج اسکندری به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان و تقاضای پذيرش سه تن از هنرمندان توده‌ای/ 193
  • سند شمارة 004: نامة رضا رادمنش به بزرگ علوی و انتصاب وی به عنوان مسئول حزب توده در آلمان شرقی و غربی/ 194
  • سند شمارة 005 : نامة رادمنش به بزرگ علوی دربارة تشکيل «کميتة آلمان» و انتصاب علوی به مسئوليت آن کميته/ 195
  • سند شمارة 006 : دربارة علل عدم قبول تقاضای پناهندگی سياسی فرشيد در اتحاد جماهير شوروی/ 197
  • سند شمارة 007: گفت‌وگوی دکتر رضا رادمنش با پتر فلورين دربارة برخی از مسائل مهاجران ايرانی در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 198
  • سند شمارة 008: نامة رادمنش به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان دربارة مهاجران ايرانی در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 200
  • سند شمارة 009: نامة رادمنش به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان دربارة فرستندة راديويی/ 201
  • سند شمارة 010: گفت‌وگوی اسکندری با پتر فلورين دربارة مهاجران ايرانی در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 202
  • سند شمارة 011: نامة والتر اُلبريشت، دبير اول حزب سوسياليست متحد آلمان به آفاق روزبه، همسر خسرو روزبه/ 203
  • سند شمارة 012: نامة آفاق روزبه به والتر اُلبريشت/ 204
  • سند شمارة 013: گزارشی از گفت‌وگوی علی‌اصغر حکمت، وزير خارجة ايران با سفيراتحاد جماهير شوروی در ايران دربارة راديوی پيک ايران/ 205
  • سند شمارة 014:  نامة رضا روستا به پناماريف، دبير کميتة مرکزی حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروی/ 206
  • سند شمارة 015: نامة حسين خيرخواه به نويمن، از مسئولين دايرة روابط خارجی حزب سوسياليست متحد آلمان/ 212
  • سند شمارة 016: گزارش دهمين پلنوم حزب تودة ايران به کميتة مرکزی حزب سوسياليست متحد آلمان/ 214
  • سند شمارة 017: تدابير امنیّتی سازمان امنیّت آلمان شرقی در حفاظت از رهبری و فعاليت حزب تودة ايران و شناسایی افراد سازمان امنیّت ايران در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 220
  • سند شمارة 018: نامة طهمورث آدميت، سفير ايران در مسکو به  رودولف دولينگ، سفير جمهوری دمکراتيک آلمان در مسکو برای آزادی برادران يزدی/ 223
  • سند شمارة 019: گفت‌وگوی مسئولين دايرة روابط خارجی حزب سوسياليست متحد آلمان با احمد قاسمی، دکتر غلامحسين فروتن و عباس سغائی/ 224
  • سند شمارة 020: گزارشی دربارة فرار اعضای حزب تودة ايران از جمهوری دمکراتيک آلمان/ 230
  • سند شمارة 021: نامة اعتراضی کميتة مرکزی حزب تودة ايران به تئودور ژيوکف، دبير اول حزب کمونيست بلغارستان، دربارة توقف برنامه‌های راديوی پيک ايران/ 233
  • سند شمارة 022: ارزيابی آلمان شرقی‌ها از فعاليت حزب تودة ايران در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 240
  • سند شمارة 023: گفت‌وگوی هرمن اکسن با دکتر رضا رادمنش، دبير اول حزب تودة ايران/ 253
  • سند شمارة 024: گزارشی از قطع فعاليت حزب تودة ایران در جمهوری دمکراتيک آلمان به مناسبت آغاز مذاکرات ايران و جمهوری دمکراتيک آلمان برای برقراری روابط ديپلماتيک/ 262
  • سند شمارة 025: گزارشی از قطع فعاليت حزب تودة ‌ایران در جمهوری دمکراتيک آلمان به مناسبت آغاز مذاکرات ايران و جمهوری دمکراتيک آلمان برای برقراری روابط ديپلماتيک/ 263
  • سند شمارة 026:  دربارة اخراج شهناز اعلامی از جمهوری دمکراتيک آلمان/ 265
  • سند شمارة 027:  دربارة اخراج شهناز اعلامی از جمهوری دمکراتيک آلمان/ 267
  • سند شمارة  028: نامة اريش هونکر، دبير اول حزب متحد سوسياليستی آلمان به شاه / 268
  • سند شمارة  029: گزارشی در خصوص رابطة جمهوری دمکراتيک آلمان با ايران، سفر شاه به آن کشور و برخی از اطلاعات دربارة حزب تودة ايران/ 270
  • سند شمارة  030: تقسيم شهروندان ايرانی در شهرهای مختلف جمهوری دمکراتيک آلمان/ 274
  • سند شمارة 031: نامة حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروی به احزاب کمونيست کشورهای سوسياليستی دربارة گشايش راديوی پيک ايران/ 275
  • سند شمارة 032: نمای رشد بازرگانی ميان جمهوری دمکراتيک آلمان و ايران/ 277
  • سند شمارة 033: گزارشی از نشست كميتة اجرايی كميتة مركزی حزب تودة ايران در ژانوية 1979 و انتخاب نورالدين کيانوری به عنوان دبير اول  حزب تودة ايران/ 278
  • سند شمارة 034: نامة محرمانة حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروی به حزب واحد سوسياليست آلمان دربارة ايرج اسکندری/ 280
  • سند شمارة 035: گفت‌وگوی  کيانوری با  گوتمن در ششم اوت 1979/ 281
  • سند شمارة 036: دربارة اخراج شهناز اعلامی از جمهوری دمکراتيک آلمان/ 285
  • سند شمارة 037: گفت‌وگوی ايرج اسکندری با مسئول دايرة روابط بين‌الملل حزب متحد سوسياليست آلمان در هفدهم مه 1983/ 286
  • سند شمارة 038: گفت‌وگوی کيانوری با  هرمن اکسن در هشتم نوامبر  1979/ 288
  • سند شمارة 039: گفت‌وگوی کيانوری با  هرمن اکسن در يازدهم فورية 1980/ 295
  • سند شمارة 040: ارزيابی سفارت جمهوری دمکراتيک آلمان در مسکو از جمهوری اسلامی ايران يک سال پس از انقلاب/ 302
  • سند شمارة 041: گفت‌وگوی کيانوری با  هرمن اکسن در شانزدهم و هفدهم  ژوئن 1980/ 305
  • سند شمارة 042: گفت‌وگوی خاوری با گوتمن در دهم فورية 1983/ 314
  • سند شمارة 043: گفت‌وگوی خاوری با پروفسور اوليانفسکی در دوازدهم فورية 1983/ 317
  • سند شمارة 044: دستگيری کيانوری در ايران و توصيه به  اعضای حزب تودة ایران در جمهوری دمکراتيک آلمان/ 319
  • سند شمارة 045: ارزيابی غيررسمی حزب سوسياليست متحد آلمان از علی خاوری/ 320
  • سند شمارة 046: اطلاعاتی از پناماريف در مورد رفتار رهبران حزب تودة ايران در چهارم ماه 1983/ 321
  • سند شمارة 047: گزارشی از گفت‌وگوی فريدل تراپن با سیموننکو در مورد حزب تودة ايران در پنجم مه 1983/ 324
  • سند شمارة 048: گزارشی در مورد حزب تودة ايران، ششم ماه مه 1983/ 326
  • سند شمارة 049:  گزارشی از گفت‌وگوی مسئول دايرة روابط بين‌الملل حزب سوسياليست متحد آلمان با علی خاوری و ایرج اسکندری در هفدهم ماه مه 1983/ 328
  • سند شمارة 050:  نامة خاوری به هونکر در پانزدهم ژوئن 1983/ 330
  • سند شمارة 051: گزارشی از گفت‌وگوی اوليانفسکی با گوتمن در بيست‌وسوم ماه  ژوئن1983/ 331
  • سند شمارة 052: گزارشی از گفت‌وگوی پناماريف با اکسن در بيست و هشتم جولای 1983/ 334
  • سند شمارة 053: اطلاعاتی دربارة امکانات حزب تودة ایران در جمهوری دمکراتيک آلمان و نيز برخی از اطلاعات امنیّتی  در بيست و ششم سپتامبر 1983/ 341
  • سند شمارة 054: گزارشی از گفت‌وگوی هرمن اکسن با علی خاوری در سوم فورية 1983/ 343
  1. تصویرها/ 351
  2. نمایه/ 363

 

 

Print Friendly
Share.

نظرتان را بنویسید