علیرضا افزودی همکار شریف و آزاده ما

مهدی جامی

علیرضا افزودی در واقع کلکسیونر صدا و ترانه و موسیقی بود. و برای رادیو زمانه سرچشمه‌ای فیاض. هنوز اینترنت آنقدر وسعتی نداشت. بنابرین مجموعه‌هایی که افزودی جمع کرده بود ارزش فوق‌العاده‌ای داشت و اغلب از روی کاست‌های قدیمی فراهم شده بود. افزودی از یک نظر شبیه شاهرخ گلستان بود. گلستان هم شیفته کلکسیون موسیقی بود و بزرگان این حرفه. اما افزودی وبلاگی هم داشت یا وبسایتی در واقع موسوم به راوی حکایت باقی و گردآورده‌های خود را در آن به اشتراک می‌گذاشت. نامی هم از خود نمی‌آورد. او را به عنوان «راوی» می‌شناختند. اصلا دنبال اسم و رسم نبود. با همان ترانه‌ها و کارهایی که می‌کرد دلخوش بود. هنوز هم جایی نمی‌شود دو کلمه درباره او پیدا کرد. من و مایی هم که می‌شناسیم اش به خاطر ارتباط نزدیک و کاری با او ست و گرنه برای ما هم گمنام می‌ماند.

با دعوت من، بین رادیو و راوی قرار و مداری شکل گرفت که او کلکسیون خود را به صورت برنامه‌های رادیویی در اختیار مخاطبان وسیع‌تر رادیو بگذارد. و افزودی یکی از فعال‌ترین برنامه‌سازان رادیو شد. جنم این کار را داشت. اهل صدا بود. تجربه داشت. و عاشق این بود که صداهای قدیمی را زنده کند. یکی از برنامه‌هایی که ساخت کلکسیونی از ترانه‌های خوانندگان مختلف بر اساس غزلیات حافظ بود. وقتی مجموعه اولیه را معرفی کرد حسین ستاره که خودش هم اهل رادیو و صدا و تدوین بود و معاون فنی رادیو برایش نوشت:

«جناب افزودی، مجموعه ترانه‌های حافظانه را که زحمت جمع‌آوری و آپلودش را کشیده‌اید  شنیدم. به قول مهدی جامی دست مریزاد! کاری است بسیار زیبا و ماندنی که می‌تواند همچنان به آن افزوده شود و برای شنوندگان زمانه به یادگار بماند. اگر نظر خاصی برای نامگذاری یا طراحی این مجموعه دارید برای دانیال [طراح سایت] ارسال کنید تا در زمان مناسب آن را انجام دهد.»

افزودی در پاسخ نوشت: «با سلام و سپاس از محبتی که دارید. نظر مرا برای نامگذاری این مجموعه پرسیده بودید. می‌دانم که «قول و غزل حافظ، در ساز و نوای نغمه‌پردازان» به عنوان تیتر خیلی طولانی و بلند است و به همان اندازه شاید عنوان: «از سروده‌های حافظ شیراز، با ساز و صدا و نغمه و آواز» است. ولی در این دیروقت شب راستش بلندتر از اینها دیگر به ذهنم نرسید! خودتان البته مختارید و دانیال عزیز که نه فقط در نقش و تصویر که در کلام نیز دستی توانا دارند و صاحب سلیقه هستند. به پیوست چند نمونه خط نستعیلق و تصویر و اسلیمی هم می‌فرستم تا زمینه‌ای برای ایده‌های دیگر.»

بعدها بخشی از این ترانه‌ها را به مناسبت یادکرد از فرامرز اصلانی در سایت خودش گذاشت. با همان عنوانی که پیشنهاد کرده بود: قول و غزل حافظ در ساز و نوای نغمه‌پردازان؛ اینجا بشنوید.

مجموعه‌ای که نهایتا فراهم شد واقعا بزرگ بود. در ایمیلی به من نوشت: «من جمعا تعداد ۱۷۱ ترانه را روی سرور گذاشته‌ام (که در حال حاضر در دسترس است) اما آنچه که توسط دوستان به پلیر انتقال داده شده فقط ۶۸ فقره از این مجموعه است.» این مجموعه مثل دیگر کارهای افزودی خواستاران زیادی پیدا کرد. علیرضا مجیدی، نویسنده وبلاگ مشهور «یک پزشک»، همان زمان به رادیو نوشت: «سلام، حال شما، می‌خواستم تشکر کنم از مجموعه بی‌نظیری که فراهم کردین در “زماهنگ” تحت عنوان کلکسیون حافظ. عصری کشفش کردم و دارم به صورت پیوسته بهش گوش می‌کنم. پیروز باشید.»

برای سرسخن برنامه افزودی نوشته بود:

حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد
خالی مباد عرصه این بزمگاه از او

در هنر موسیقی، کلامی که با نوای ساز و آواز کسی خوانده شود «ترانه» می‌گویند. حافظ، آن رند شیرازی اما هر چه بود؛ ترانه‌سرا نبود. گرچه اشعار و ابیاتی از عزلیات او را در تصینف و ترانه‌های فراوانی خوانده و می‌خوانند؛ و البته هر کس به سلیقه‌ای و گاه از یک غزل حتی چند شکل و اجرای متفاوت. از ترانه‌ و تصنیف‌هایی که شعر آن از سروده‌های حافظ است، مجموعه‌ای فراهم کردیم که می‌شنوید. عنوان این ترانه‌ها را از آنچه بود، به مصراع اول از بیت مطلع غزل برگردانده‌ایم تا نمونه‌های مختلف و متفاوتی که از همان غزل اجرا شده مشخص شود. می‌دانید و می‌دانیم که این مجموعه کامل و تمام نیست. چه بسا همین فردا خواننده و آهنگسازی با هم ابیاتی از اشعار حافظ را اساس کار مشترک خود قرار دهند و باز ترانه یا تصنیفی تازه به‌ بازار بیاید. شما نیز ضمن اظهار نظر و پیشنهاداتی که در این باره خواهید نوشت؛ اگر ترانه‌های دیگری از این دست را می‌شناسید برایمان بنویسید تا به این مجموعه اضافه کنیم. باشد که با همدلی و همکاری شما این مجموعه به‌مرور پربارتر و کامل‌ شود. –علیرضا افزودی

آرشیو زمانه در دسترس نیست. احتمالا اینجا و آنجا دست کم برنامه‌های خودش را باید گذاشته باشد. برخی از برنامه‌های دیگر را هم که دوست می‌داشت حفظ کرده است از جمله این بخش از برنامه داستانخوانی با صدای شیوا ارسطویی و معرفی عباس معروفی: فصل نهم از کتاب ولادیمیر پراپ. به قول افزودی در مقدمه همین برنامه حال دیگر نه ارسطویی هست نه معروفی و نه زمانه. و اکنون افزودی هم به دیار خاموشان پیوسته است. واقعا تنها صدا می‌ماند. مجموعه متنوعی که او بانی آن بود را در کنار صفحه اختصاصی افزودی در رادیو زمانه قدیم می‌توان مرور کرد: برنامه‌های جُنگ صدا، خاطرات تاج‌السلطنه، در آیینۀ خیال، راوی حکایت باقی، زنان، سفرنامه فروغ فرخزاد، معرفی نشر و کتاب، وبلاگ خوانی، یادواره بزرگان.

افزودی اهل روی و ریا نبود. آزاده زندگی کرده بود و آزاده رفتار می‌کرد. آخرین ایمیلی که از او دارم نامه اعتراضی او به هیات مدیره زمانه است و استعفای او از همکاری با زمانه. هیات مدیره‌ای که نه تنها نقشی در رشد زمانه نداشت که گویی ماموریت داشت که آن را زمین بزند و موفق شد.

اگر از زمانه چیزی باقی است باز به همت همکارانی است که باقی ماندند:

Fri, Nov 7, 2008
ravi@radiozamaneh.com

گیرندگان این ایمیل مسئولین مستقیمی هستند که من از بابت وظایف محوله با آنها در تماس بوده‌ام: آقای جامی، خانم معصومه ناصری سرپرست و مدیر بخش رادیویی زمانه، خانم صنم دولتشاهی، و آقایان بهرنگ تاج دین و مجتبا پورمحسن، سردبیران هفتگی بخش آنلاین سایت زمانه.

سلام،

دوستان می‌دانند و اگر نه خودم گفته باشم که اولین برنامه من در تاریخ چهارم سپتامبر سال ۲۰۰۶، پخش شد با سه بار در هفته و وبلاگخوانی‌ها و روایت‌هایی از راوی حکایت باقی. با دریافت ایمیل شخص آقای جامی برای همکاری دعوت شدم و در مدت این ۲۷ ماه به شور و شوق همکاران دور و نزدیک در زمانه دلگرم و همراه بوده‌ام.

شیرینی و دلپذیری همکاری من در طول این مدت با زمانه یکی از خاطرات خوب و تجربه‌های مفیدی است که برای همیشه با من خواهد ماند. این برخورد آخر از سوی مدیریت هیات نظارت اما چنان زشت و ناهنجار بود که فکر می‌کنم اگر همین الان پا پس نکشم، تمام آن خاطرات خوش هم به تلخی خواهد زد و از دست خواهم داد.

در کتاب خاطرات زندان از شهرنوش پارسی پور خوانده بودم، در زمان حکومت پیشین وقتی در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران کار می‌کرده، صبح روزی که در اخبار، خبر اعدام خسرو گلسرخی را می‌شنود، همان وقت روی کاغذی استعفای خود را در اعتراض به این اعدام می‌نویسد و یک راست می‌رود توی اتاق مهندس قطبی و می‌گذارد روی میز آقای مدیر. سمت و وابستگی آقای قطبی را همه ما می‌دانیم و خبر داریم. رفتار همدلانه و مدبرانه ایشان با این کارمند بخش ماشین‌نویسی که خانم پارسی پور امروز ما باشد شاید از اندازه‌های باور من و شمایی که از نوع حاکمیت و بگیر و ببند حکومت شاه خبر داریم بیرون و شگفت‌انگیز باشد.

سی و پنج سال بعد از آن روزگار، حالا در آمستردام واقع در قلب اروپای آزاد، می‌بینیم نامه‌ای که به متانت و احترام از سوی سردبیران سایت زمانه نوشته و به امضای سی و چند عضو این خانواده رسیده، به مصداق جواب ابلهان خاموشی است، بی پاسخ می‌ماند. به همین قیاس نامه مدیر هیات نظارت را می‌خوانم که ـ انگار قیم طفلی صغیر یا مهجور ـ برای مجموعه زمانه سرپرست تعیین می‌کند. انگار نه که قرار ما در آخرین گردهمایی مان در اسکایپ این بود که خود افراد از میان خود افرادی را انتخاب و معرفی کنند.

وقتی می‌خوانم ایشان می‌فرمایند هر کس این انتصاب را نمی‌پذیرد و قبول ندارد، می‌تواند برود رادیوی خودش را بزند! با خودم می‌گویم: یا این شخص یکی از گنده‌لات‌های آمستردام است، که اگر باشد جایش در هیات نظارت بر امور و کارکرد یک رسانه گروهی نیست، و یا آنقدر غیرحرفه‌ای و پرت از ماجرای کار با رسانه و رسانه‌گران است، که هست، و بنابراین نظارت و تصمیم او را نمی‌توانم بپذیرم و گردن بگذارم.

می‌دانم که استعفا دادن دلیل می‌خواهد. اگر لازم باشد می‌توانم سر حوصله یک لیست بلند بالا برای هیات نظارت بفرستم؛ ولی در اینجا مشخصا همین توصیه ایشان که: «هر که انتخاب و انتصابی که شده را قبول ندارد می‌تواند برود»، دلیل اول من است و چون پیشنهاد به خارج شدن از مجموعه از طرف هیات نظارت انجام شده، این حق را بر خود محفوظ می‌دارم که تمام حقوق مربوطه من رعایت و اجرا شود. از جمله: تسویه حساب مالی و پرداخت حقوق ماه قبل (اکتبر) و هفته اول از ماه نوامبر امسال. همچنین، تاکید می‌کنم در آینده، به هیچ وجه از صدای من، یا برنامه‌های قبلی «جُنگ صدا» در رادیو زمانه استفاده یا بازپخش نشود.

پس به همین دلیل از فردا، شنبه (هشتم ماه نوامبر) از کلیه امور مربوط به کار رادیو زمانه، «جُنگ صدا»، بخش آنلاین، «جعبه موسیقی» و هر آنچه که نوشته و نانوشته انجامش را عهده‌دار بودم کنار می‌کشم و رسما اعلام می‌کنم که جزو مجموعه رادیو زمانه نیستم.

کپی این ایمیل جدا از مدیران و مسئولان فعلی بخش رادیو و سایت رادیو زمانه، جهت اطلاع برای خانم کبری قاسمی مدیر دفتر زمانه جهت مفاصا حساب، و مدیران هیات نظارت ارسال می‌شود.

برای همگی شما آرزوی تندرستی و توفیق دارم و خاطره‌های خوبی از همکاری و همدلی شما با خود خواهم داشت.

علیرضا افزودی

همرسانی کنید:

مطالب وابسته