رونمایی “آشوری وجدان انتقادی عصر ما” در پاریس

رضا رکوئی و محسن متقی
مقدمه فارسی
آشوری وجدان انتقادی عصر ما
پاریس، لرمتان، ۲۰۱۹

امسال داریوش آشوری هشتاد ساله شد. نشریه نگاه نو در ایران (سال بیست و هفتم،شماره ۱۱۷، بهار ۱۳۹۷) به بررسی کارنامه فکری او پرداخت. مانیز به سهم خود کوشیده ایم، تا در شکل دیگری، قدردان یکی از فرهنگ آفرینان جامعه ایران باشیم که با کمترین امکانات بیشترین خدمت را در مدرن کردن زبان فارسی، بازاندیشی در باب آن، آشنا کردن ایرانیان با بخشی از میراث فلسفی و فکری غرب و تفسیر تازه ای از میراث شاعرانه ما  کرده است. هدف ما در این کتاب آشنا کردن فرانسه زبانان و محیط های پژوهشی فرانسه زبان با یکی از چهره های برجسته روشنفکری ایران و از مترجمان بنام آن است. ما این پروژه را با امکانات محدود و در حد توانمان به پیش بردیم و به هیچ وجه مدعی نوآوری و اصالت برای این کار کوچک خود نیستیم بلکه امید داریم که این قدم نخست را دیگران، با توجه به علقه فکری و شخصی خود، ادامه دهند تا، در کنار ترجمه های بی شماری که از آثار غربیان در فضای فکری ایران پراکنده شده است، زمینه و امکان شناختن و شناساندن متفکران و اندیشمندان ایران در فضای فکری غرب نیز فراهم شود.

عنوان کتاب ما”آشوری وجدان انتقادی عصر ما: کارنامه فکری روشنفکر دگر اندیش (دگر کیش، دگر باور)” است. منظور از دگراندیش تعلق نداشتن او به دو راست کیشی روزگار خود است که در چهره مارکسیسم و اسلام تجلی یافته است. او در زمانه ای که از یکسو، ایدئولوژی های مارکسیستی و مذهبی عقل و هوش روشنفکران را ربوده و آرمان انقلاب کارگری و جامعه بی طبقه کمونیستی و توحیدی گفتمان غالب فضای روشنفکری ایران بود، و از سوی دیگر، گفتمان غرب زدگی در روایت فردیدی و یا آل احمدی جایی برای اندیشه انتقادی و هشیاری تاریخی باقی نگذاشته بود، بر این دو روایت رسمی و چیره زمانه خود شورید و “ساکن کوی رندان” شد. او که در جوانی چند صباحی را در مکتب مارکسیسم و در حزب توده گذرانده بود مدت کوتاهی همراه و همیار خلیل ملکی و نیروی سوم شد اما  کم کم دریافت که سیاست و کنشگری سیاسی پاسخ گوی عطش پایان ناپذیر او برای فهم جهان نیست و با کناره گیری از سیاست زندگی خود را وقف تالیف، ترجمه و جستار نویسی کرد.

قرار دادن آشوری در میان جریان های فکری و فلسفی دوران ما کار ساده ای نیست اما می توان سرچشمه های فکری او را در محور های زیر نشان داد:

نخست مارکسیسم و روایت های گوناگون آن که در فضای فکری ایران پیش از انقلاب حضور چشمگیر داشتند. آشوری چندی دلبسته اندیشه های مارکسیستی شد اما حوادث روزگار او، و رویدادهایی که منجر به سرکوب انفلاب مجارستان شد، سسبب رویگردانی او از فعالیت سیاسی شد.

دوم فلسفه مدرن و گرایشهای غالب و مخصوصا روایت نیچه ای آن. ترجمه کارهای نیچه او را وارد فضای فکری فیلسوف بزرگ قرن نوزده کرد و پس از آشنایی با اندیشه های این فیلسوف، آشوری کوشید تا جانمایه تاملات فلسفی و مخصوصا نقد های ویرانگر او را بر بسیاری از بنیادهای فکری و اخلاقی غرب زندگی کند.

سرانجام باید از سنت شاعرانه و عرفان ایرانی- اسلامی نام برد که مُهر خود را بر افکار و اندیشه های او زده است. کوشش او در بیست سال گذشته جهت ارائه تفسیر تازه ای از حافظ و فهم دیوان او در پرتو دانش هرمنوتیک و دو متن مهم عرفان ایرانی-اسلامی نشانگر تلاش برای تفسیر تازه از این دیوان و قرار دادن آن در افق فکری امروز ماست.

این کتاب دو هدف را دنبال می کند:

نخست در دسترس قراردادن زندگی نامه فکری یکی از اندیشه ورزان ایران معاصر برای فرانسه زبانان و حلقه های پژوهشی غرب. کوشش ما فهم نوشته های او در سیاق تاریخی ایران معاصر و تلاش جهت نشان دادن اصالت و نوآوری های او است. هدف ما ارج گذاری، قدردانی و پاسداشت کوشش های او در پیراستن زبان فارسی، پیشنهاد برای واژگان غربی و به سامان رساندن “واژگان علوم انسانی” است. در زمانه ای که چنین کارهایی بدون کمک و همیاری نهادهای دولتی ناممکن است آشوری تک و تنها و با اندک امکانات این کار را به سر منزل مقصود رسانده است. بر معاصران و آیندگان است تا از سر انصاف در کار او داوری کنند و سره را از ناسره جدا کنند اما فراموش کردن تلاش های او و نقش مهمی که در رشد زبان فارسی و به نویسی آن تا کنون انجام داده است گرهی از کار فروبسته ما نخواهد گشود. در این بخش کوشش ما آشنا کردن خواننده با جنبه های از افکار و اندیشه های اوست و نقش او را در ورود تفکر انتقادی، مدرن گری زبان فارسی  و ترجمه آثار فلسفی برجسته کرده ایم.

  هدف دوم ما آشنا کردن خوانندگان فرانسوی زبان با برخی از تاملات فلسفی و فکری اوست. از آنجا که آشوری چهره شناخته شده ای در فضای فکری جامعه فرانسه نیست و جز معدود پژوهشگران حلقه های ایرانشناسی از کارهای او کسی مطلع نیست، ما به ترجمه برخی از مقالات او پرداختیم که، به باور ما، نمایانگر دغدغه های فکری و تلاش او  برای خروج از بحران فکری است که جامعه ایران با آن درگیر است. می توان به انتخاب ما ایراد گرفت و در آن چون و چرا کرد به هرحال ما را از انتخاب گریزی نبود و امیدوارم که این مقالات گوشه ای از درگیری های فکری او را نمایان کند و شوقی در خواننده علاقمند  برانگیزد.

او وجدان بیدار و هشیار نسلی از روشنفکران ایرانی است که دل در گرو تجدد، پیشرفت، آبادانی و تحول جامعه ایران داشتند اما انقلاب اسلامی و استقرار نظامی خدا سالار (یزدان سالار) آنان را از رویای تجدد خواهانه و پیشرفت گرایانه شان بیدار کرد. آشوری تجربه انقلابی را که در مقابل چشمانش می گذشت و حوادث تلخ و شیرینی را که شاهد آن بود، به موضوع تاملات فلسفی و باریک اندیشی های فکری تبدیل کرد و در این مسیر کوشید تا تراژدی روشنفکری کشورش را بر مبانی نوعی پدیدار شناسی روح و روان ایرانی بنا کند.

او مرد دو جهان و نقطه تلاقی دو فضای شرق و غرب است. اگر ما شرقیان، یعنی مردم نگون بخت جهان سومی، می توانیم از نوشته های او برای  خروج از وضعیت غم انگیز دورانمان الهام بگیریم خوانندگان غربی نیز می توانند با تامل در کارنامه فکری او مواجهه با انسانی شوند که در حد توان کوشیده است تا هم از وضعیت جهان سومی خود رها شود و هم بر کین توزی، که در روح و روان روشنفکران رخنه کرده است، چیره گردد.

آشوری از معدود روشنفکران غیر دینی است که وارد گفتگوی انتقادی و سازنده با همتایان دینی خود شد. او هر چند همدل راه  حل های پیشنهادی نواندیشان دینی نیست اما بر نقش سازنده و مهم آنان در گذار جامعه ایران از دینداری های تقلیدی به دینداری تحقیقی و از دریافت های بنیادگرایانه به برداشتهای مداراجویانه واقف است

او زندگی خود را وقف ترجمه، تالیف و تفسیر جهان پرآشوب ما کرده است. ترجمه برای او نوعی الگوی فهم و تفسیر جهانی است که در آن زندگی می کنیم. به قول ریکور ترجمه تنها مجبور کردن ما به یافتن یک واژه نیست بلکه ما را وادار می کند تا معنی راستین متن را در افق زبانی کاملا تازه ای قبول کنیم. ترجمه راستین همیشه نوعی از فهم است که ما قادر به تبیین آن هستیم

همرسانی کنید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

مطالب وابسته