دارم «تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی» فرید مرادی را میخوانم. برای من اطلاعات مفیدی دارد. ولی این تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی نیست. مجموعهای است از فهرستها و خاطرات و یادداشتهای اولیهای است که میتوانست برای تألیف تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی مفید باشد.
انگار اصلاً هیچ اصول و روش کار مشخصی نداشته. بسیار آشفته است. دربارۀ «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» فقط ۷ صفحه دارد و در مورد انتشارات امیرکبیر ۸۰ صفحه. فقط به این دلیل که برای شرح تاریخچۀ انتشارات امیرکبیر اطلاعات بیشتری در دسترس داشته. خاطرات آقای جعفری بزرگ را داشته که عیناً میتوانسته از روی آنها کپی کند، بدون اینکه گاهی آن خاطرات ربطی به تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی داشته باشد.
در مورد مراکز چاپ و نشر کتابهای فارسی در خارج از ایران تقریباً توضیحی نداده. مثلاً در مورد لکهنو یا بمبئی یا لیدن با وجود آن همه اهمیتی که دارند، سکوت کرده. فقط فهرست کتابها را آورده. در مورد اوقاف گیپ با وجود نقش بزرگی که در فرهنگ امروز ما داشته، دو خط نوشته.
تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی فقط این نیست که فهرست کتابها را ردیف کنیم. لیدن یا لکهنو خودش میتواند موضوع کتاب مفصلی باشد. اهمیتی که این شهرها در فرهنگ امروز ما دارند، از خیلی از مؤسسات بزرگ نشر بیشتر بوده. ولی آقای مرادی در مورد همه اینها سکوت کرده. هیچ هیچ نگفته.
اینها اشکالات اساسی است. با وجود این کتاب مفیدی است. اطلاعاتی دارد که به درد میخورد و اگر روزی قرار باشد کسی تاریخ چاپ و نشر کتاب فارسی را بنویسد، بخشی از راه هموار شده. فعلاً چیز دیگری نداریم و همین هم غنیمت است.
در همین زمینه:
تاریخ چاپ فارسی در پنج جلد، معرفی در پنج جمله آنهم ناکافی








