جاسوس و شاعر انگلیسی که “الهیچمکانی” امضا می کرد

علیزاده طوسی
بی بی سی فارسی

به نظرِ شما، اگر در معرّفی یک شخصیتِ معروف بگویند: «کاشف، جغرافی نویس، مترجم، ادیب، مورّخ، نظامی، شرقشناس، نقشه نگار، مردم شناس، زبانشناس، شاعر، جاسوس (۱)، شمشیرباز، اهل شکار، دیپلمات (۲)، منتقد ادبی، پژوهشگر، آشنا با بیست و نُه زبانِ اروپایی و آسیایی و آفریقایی، از جمله زبانهای عربی، فارسی(۳) …»، شما دربارۀ او چی فکر می کنید؟

حتماً کسانی هستند که از یک شاعرِ اصیل انتظار داشته باشند که از «جاسوسی» نفرت داشته باشد، به زور هم حاضر نشود در ارتش کار کند، و بازی شطرنج را به شمشیربازی ترجیح بدهد. شاید کسانی هم باشند که به همچین آدمی بگویند: «تو با این همه دانش، چرا باید بروی جاسوس بشوی؟ بهترین کار برای تو تدریس در دانشگاه است!»

خوب، اگر شما از همچین آدمی هیچ مقاله یا کتابی نخوانده باشید و برای قضاوت دربارۀ شخصیتش چیزی غیر از همین معرّفیِ مختصر در دست نداشته باشید، فقط می توانید بگویید: «چه آدمِ عجیبی! همه فنّ حریف! جمعِ اضداد! و شاید شیّاد!»

من، بندۀ حقّ، پیش از آنکه کتاب دستِ دوّمی با عنوان «قصیدۀ حاجی عَبدو یزدی» (۴)، چاپ ۱۱۹ سال پیش، بخرم و خوشحال باشم از کشفِ همچین شاعرِ «یزدی تبار»ی که منظومه ای در دویست و شصت و شش بیت، به زبان فارسی، و شاید به زبانِ عربی، ساخته باشد، و آن را «اف. بیکر» (۵)، دوست و شاگردِ او، در سال ۱۸۵۳، شش سال پیش از انتشار چاپ اوّل «رباعیات عمر خیّام» به ترجمۀ «ادوارد فیتزجرالد»، ترجمه و تحشیه کرده باشد، با اعجوبۀ همه فنّ حریف دیگری به اسمِ «سِر ریچارد فرانسیس بِرتون»، مترجمِ انگلیسیِ کتابهای «هزار و یک شب» (۶) و «باغ معطّر» (۷)، تألیف «شیخ نفزاوی»، اندک آشنایی ای داشتم.

«حاجی عبدو الیزدی»، صوفی حقیقی، شاعر، متخلّص به «الهیچمکانی»، همنشین خیّام و سعدی و حافظ ، و همفکر گالیله و نیوتن و داروین.

اوّل شروع کردم به خواندنِ «ترجمۀ» خودِ «منظومه» که ۵۹ صفحه است، و به ۵۲ صفحۀ مؤخّره نگاهی نکردم. همین طور که پیش می رفتم، حدسهایم دربارۀ چند و چونِ شخصیت و معلوماتِ این «حاجی عبدوی یزدی» قوی تر می شد.

پیدا بود که زبان فارسی را به اندازۀ زبان عربی می داند، با فکر و جهان بینیِ خیّام و حافظ و حماسه های فردوسی، با فلسفه و عرفان ایرانی و اسلامی، با تاریخ ایران باستان و ادبیات کلاسیک یونان، و با دینهای ملّتهای مختلف، مخصوصاً دینهای ابراهیمی، عالمانه آشناست، و فضای فکری و معناییِ منظومه اش در ذهنِ آدمی مثلِ من، مال حکیم عمر خیّامی است که از نیشابورِ نه قرن پیش، آمده باشد، با چشم باز و ذهن آزاد، در دورۀ روشنگری و خردگراییِ قرن چهاردهم تا قرن هفدهمِ اروپا گشته باشد، و کشفیات علمی و فلسفی جهان در قرن هجدهم و نوزدهم عمیقاً حالیش شده باشد، و بنشیند با دیدِ یک عرفانِ عالمانه، جهان بینیِ امروزش را، «رباعی» وار در قالبِ «مثنوی» ریخته باشد:

روی جلد چاپ ۱۸۹۶ کتاب «عبدو حاجی القصیده» (The Kasidah of Haji Abdu El-Yezdi )، به ترجمه و تحشیۀ دوست و تلمیذش، «اف. بی».

«امّا آن گلی که پژمرد و آن برگی که فرو ریخت، دیگر به درخت باز نخواهد گشت، / و انسان نیز همینکه از درختِ زندگی فرو افتاد، دیگر به زندگیِ پس از مرگ چه امیدی تواند داشت؟ … [پس تو] خدای خود باش و خویشتن را همچون هوا آزاد و رها نگهدار، / اندیشه ات را پهنۀ فرمانروایی خود کن، و همۀ بندها و زنجیرها را بشکن!»

شما را نمی دانم، امّا من می گویم: «ای کاش یک از صدِ دیپلماتها و جاسوسهای امروزِ دنیا مثل این «ریچارد فرانسیس برتون» می بودند، که در کنار چهل و سه کتاب ناهمرنگ و نا همساز، پر ارزش و کم ارزش، فلسفۀ وجودی خودش را با عنوان «القصیده» و با اسم مستعارِ «حاجی عبدو الیزدی» منتشر کرد.

 *برای شنیدن برنامه به اینجا مراجعه کنید.

_____________________________________________________

۱- یک شاعر «جاسوس» فارسی دان دیگر می شناسم که شاید قبلاً به مناسبتی ازش یاد کرده باشم. اسمش بازِل بانتیگ (Basil Bunting) است. در دهۀ ۱۹۴۰ در تهران اقامت داشت و در سفارت انگلیس برای سازمان اطلاعاتی و جاسوسی بریتانیا کار می کرد. در سال ۱۹۴۸ از این کار کناره گرفت و خبرنگار روزنامۀ «تایمز لندن» در تهران شد. بانتیگ قطعه هایی کوتاه از رودکی، فردوسی، منوچهری، سعدی، حافظ، و عبید زاکانی به انگلیسی ترجمه کرد که به صورت کتابی کوچک با عنوان «ایران بانتینگ» منتشر شد.

۲- دو شاعر خیلی خوب می شناسم که «دیپلمات» بودند، یکی سن ژان پرسِ (Saint-John Perse) فرانسوی که در سال ۱۹۶۰ جایزۀ ادبی نوبل به او اعطاء شد، و دیگری «پابلو نرودا»یِ (Pablo Neruda) شیلیایی که او هم در سال ۱۹۷۱جایزۀ ادبی نوبل گرفت.

۳- جالب توجّه تر از همۀ فنّهایی که «ریچارد فرانسیس برتون» یا «حاجی عبدوی یزدی» در آنها حریف بود، تألیف پنج کتاب در کنار ۳۹ کتاب دیگرش است، با این عنوانها: «شکار با شاهین در درّۀ سند»، «روش کامل تمرینات نظامی با سر نیزه»، «راهنمای مصور زیارت مدینه و مکّه»، «روش جدید تمرینات شمشیر زنی در پیاده نظام»، و «کتاب شمشیر». کفّارۀ تألیف این جور کتابها، برای «ریچارد فرانسیس برتون» ترجمۀ حماسۀ «لوسیاداس» اثر «لوییس کاموئس» (luís vaz de camões)، بزرگترین شاعر قرن شانزدهم پرتقال، در دو جلد، و کتابی دربارۀ زندگی کاموئس و اثر حماسی او در دو جلد، و همچنین ترجمۀ «شعرهای غنایی» کاموئس، آن هم در دو جلد بوده است. آنها به اینها در!

۴- «قصیدۀ حاجی عَبدو یزدی» (The Kasidah of Haji Abdu El-Yezdi).

۵- ریچارد فرانسیس برتون خود را با اسم «F. B.»، دوست و شاگرد «حاجی عبدو یزدی» و مترجم منظومۀ او معرّفی کرده است: «F» برای «Francis» که اسم میانی اوست، و «B» برای «Baker» که نام خانودگی مادرش بوده است.

۶- «هزار و یک شب» (The Book of the Thousand Nights and a Night) در ده جلد.

۷- «باغ معطّر» (The Perfumed Garden)، تألیف شیخ نفزاوی، که عنوان عربی آن «الروض العاطر فی نزهه الخاطر» بوده است

همرسانی کنید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

مطالب وابسته