راهنمای کتاب

Search
Close this search box.

اسلام و آیین شمنی؛ شمن های ترکمن صحرا

منیژه مقصودی

انسان شناسی و فرهنگ

کتاب اسلام و شمنیزم، آئین های درمانی در جهان اسلام عنوان کتابی است نوشته تیری زرکن  (Thierry Zarcone)انسانشناس فرانسوی در مرکز ملی تحقیقات علمی در پاریس و آنجلا هوبرت (‌‌Angela Hobart)‌ متخصص انگلیسی تبار در انسانشناسی پزشکی که در سال ۲۰۱۳ از سوی انتشارات آی.بی. تورس به چاپ رسیده است.

این کتاب مجموعه ای است از تحقیقات متعدد در باره آئین های شمنی در شمال افریقا، خاور میانه و حوزه بالکان. هر یک از فصل های ۱۴ گانه کتاب به یکی از کشورهای منطقه مورد نظر اشاره می کند، از جمله: ترکیه، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، قیرقیزستان، شمال افغانستان، ترکمن های ایران، اورگوی و سین گیانگ در چین تا مغولستان.

فصل ۶ این کتاب در باره آئین های درمانی در میان ترکمن های ایران است که دکتر منیژه مقصودی نوشته و در اینجا به قلم خود ایشان معرفی اجمالی آن می آید:

دو شیوه درمانگری بومی در میان ترکمن های ایران

جامعه ترکمن در ایران جایی است که می توان در آن تلاقی دو فرهنگ شمنی و اسلامی را به وضوح مشاهده نمود. این بهم آمیختگی فرهنگی به طور مشخص در شیوه های گوناگون درمانگری بومی خود را نشان می دهد. این شیوه ها، روی طیفی از تغییرات جای می گیرند که در یک سر آن “پرخوانی” و در سر دیگر آن “ایشانی” قرار دارد. “پرخوانی” بیشتر به فرهنگ شمنی و “ایشانی” بیشتر به فرهنگ  اسلامی نزدیک است. من در این پژوهش به معرفی این دو شیوه درمانگری و مقایسه بین آن ها می پردازم.

نکته ای که در این مقاله بویژه بر روی آن تاکید دارم این است که رابطه خاص و مستقیم میان درمانگر و نیروهای ماوراء الطبیعه و کمکی که از این نیروها برای درمان بیمار گرفته می شود، در تعیین ماهیت شمنی و شیوه “پرخوانی” از اهمیت اساسی برخوردار است. این آن ویژگی است که شیوه پرخوانی را از شیوه ایشانی و دیگر شیوه های درمانگری بومی متمایز می سازد. تحقیقات من بر روی زنان و مردان  درمانگر تمرکز دارد، در اینجا  به سه نکته مهم در باره آنان اشاره می کنم:

نکته اول اینکه، تعداد زنان درمانگر ترکمن به طرز شگفت آوری بیش از مردان درمانگر ترکمن است،

دوم اینکه، جایگاه  ویژه و مهمی در جامعه مردسالار ترکمنی برای زنان درمانگر داده شده است،

و سوم اینکه، تاثیر پذیری از ارزش های مذهبی بر روی زنان درمانگر یکسان نبوده است. “ایشان”ها خیلی تاثیر پذیرفته اند، در حالیکه “پرخوان ” ها کمتر تاثیر پذیرفته اند.

          درایران، مانند دیگر نقاط جهان، شیوه های درمانگری بومی، یا از دل واقعیت های فرهنگی و اجتماعی و زیست محیطی (پوشش گیاهی) بیرون آمده و یا به اشکال گوناگونی با این شرایط هماهنگ شده است. این پدیده گرچه اینک در میان اقشار شهری کمتر جایی دارد و تنها به چشم فولکلور به آن نگاه می شود ولی در میان مردم بومی همچنان ارزش و اعتبار خود را حفظ نموده و جزء جدایی ناپذیر فرهنگ و زندگی آنان به حساب می آید. به طوری که به آن به عنوان یک واقعیت انکار ناپذیر نگاه می کنند. [۱]

          برخی  از این شیوه های درمان، علی رغم ریشه های تاریخی و تعلقات فرهنگی گوناگون، تنها بخاطر شباهت های ظاهری، گاهی اشتباها با هم یکسان شناخته می شوند. در این میان می توان از مراسم “گواتی” در بلوچستان و سیستان و مراسم “زار” در بندر عباس و همین مراسم پرخوانی (شمنی) در منطقه ترکمن صحرا مثال آورد. مرز میان  این سه شیوه درمانگری، بخاطر بهره گیری از موسیقی و برخی حرکات نمادین که جلوه نمایشی خاصی به آن ها می دهد و نیز به خاطر باور به وجود ارواح مزاحم که در بدن بیمار رسوخ کرده و درمانگر سعی در بیرون آوردن آن ها می کند، گاهی اوقات مغشوش می شود.

          در بندر عباس و جزیره قشم، به افرادی  که به وسیله باد (منظور ارواح مزاحم است) تسخیر شده اند، “اهل هوا” می گویند. درمانگر  که “بابازار” (مرد) و یا “مامازار” (زن) نام دارد در مراسمی به نام مراسم زار، با استفاده از موسیقی و حرکات نمادین (از جمله دست زدن همراهان بیمار)، بیمار را به حالت وجد آورده و باد را از بدن او بیرون می کند.[۲] مراسم گواتی نیز تقریبا به همین صورت است. در این مراسم، درمانگر که معمولا مرد است و “خلیفه ” نام دارد (درمانگر زن خیلی نادر است) با هدایت موسیقی و برخی حرکات نمادین، ارواح مزاحم را از بدن بیمار به بیرون می راند[۳]. مراسم پرخوانی با این دو مراسم متفاوت است. در اینجا، نیروهای ماوراالطبیعه (خوب) برای درمان بیماری  وارد عمل می شوند. پرخوان نقش رابط میان آن ها و بیمار را برای بیرون راندن ارواح مزاحم از بدن بیمار بازی می کند.

          نکته ای که من در این مقاله سعی در نشان دادن آن دارم این است که شیوه درمان پرخوانی ویژگی خاصی دارد که کمتر می توان آن را به  مراسم گواتی و مراسم زار و یا به هرشکل دیگری از موسیقی درمانی و یا نمایش درمانی تقلیل داد. بعد موسیقایی و بعد نمایشی بدون شک در مراسم پرخوانی از اهمیت خاصی برخوردار است. شاید هم در واقعیت تاثیر موسیقی و یا تاثیر نمایش باشد که فرایند بهبود بیمار را فراهم کند. به نظر می رسد که آنچه برای تعریف مردم شناختی پدیده پرخوانی  اهمیت دارد دقیقا آن چیزی است که خود پرخوان و بیمار و جامعه بومی به آن باور دارد و آن چیزی نیست جز رابطه پرخوان و نیروهای ماوراءالطبیعه برای درمان بیماری.[۴] هر تعریفی از پدیده، بجز بر پایه باور و طرز تلقی خاص خود جامعه بومی به آن، این خطر را به همراه دارد که رابطه میان محقق و واقعیت فرهنگی پدیده را قطع کند. در این صورت دست محقق برای هر گونه تعریف خودسرانه باز می ماند. مردمی که پیش پرخوان می روند (بیماران و همراهانشان) گرچه از شنیدن موسیقی و تماشای حرکات نمایشی لذت می برند (گاهی حتی دست می زنند و پرخوان را در ادامه حرکات نمایشی تشویق می کنند) اما بهیچ وجه، موسیقی و حرکات نمایشی را عامل درمان بیماری نمی دانند. به باور آن ها، فقط  نیروهای ماوراءالطبیعه (خوب) قادر به درمان بیماری می باشد. به نظر من، ما نمی توانیم از این واقعیت فرهنگی  فاصله بگیریم، زیرا تنها همین ویژگی است که پرخوان را شمن می کند و این موضوعی است که در سرتاسر مقاله بر روی آن تاکید شده.

          وانگهی، حرکات خیلی نمایشی معمولا ویژگی پرخوان های مرد است. من شخصا هیچ زن پرخوانی را ندیده ام که دست به این گونه نمایش ها بزند. با این وجود، مردم به نیروی درمانگری آن ها، نیرویی که از ارتباط با ماوراءالطبیعه ناشی می شود، باور دارند. بنابراین، حرکات نمایشی معیار اصلی و تعیین کننده برای تعریف پرخوانی نیست. اگر این طور بود، ما می بایست  همه زنان پرخوان را از تعریف پرخوانی حذف می کردیم. چیزی که تحقیقات ما را به بن بست می کشاند.

           ما دقیقا براساس همین رویکرد به  تفکیک شیوه های گوناگون درمانگری بومی در منطقه ترکمن صحرا اقدام نمودیم. نقطه مقابل پرخوان ها در این تحقیق “ایشان” ها می باشند. اینان بر جنبه مذهبی درمانگری  بیش از پرخوان ها تاکید می کنند. در این شیوه درمانگری، ارتباط با نیرو های ماوراءالطبیعه تنها از طریق خواب و سلوک عارفانه یعنی کشف و شهود مجاز و امکانپذیر است. البته احتیاطاً هشدار می دهیم که واژه “ایشانی” از دقت و شفافیت کافی برخوردار نیست و گاهی شمن ها را نیز در بر می گیرد. اما، ما در اینجا، از این واژه، تنها با همان مفهومی که در بالا توضیح دادیم نام می بریم.

 

. این پژوهش را بر اساس مطالعات میدانی در منطقه ترکمن صحرا انجام داده ام .[۱]

. غلامحسین ساعدی، ۱۳۴۷، ص. ۴۵[۲]

. ژان دورینگ، ۱۳۸۶[۳]

. منیژه مقصودی ، ۱۳۸۸، تکنیک های گوناگون درمانگری بومی در میان ترکمن ها، دانشکده طب سنتی، اولان باتار، مغولستان [۴]

برای دیدن فهرست کتاب به فایل پیوست مراجعه شود:

پیوست:
—————————–
* با ویرایش متن. “ایشان” در میان تاجیکان هم به افراد صاحب نفوذ معنوی گفته می شود و برخلاف فارسی ایران کاربردی در صورت ضمیر جمع ندارد. – م.ج
همرسانی کنید:

مطالب وابسته