محی الدین عالمپور
بخش پیشین را اینجا خواندید.
بعد از اختتام برنامههای کنگره چند مراتبه میزبانان ما را به تماشای منظرههای تهران، بویژه موزهها و یادگاریهای تاریخی و معماری راهنمایی کردند. مثل همه گونه پایتختها، اکثر موزههای کشور در تهران متمرکز شدهاند.
کاخ نیاوران در قسمت شمال شهر، نزدیک دربند واقع است. و آن را تا حال مردم از روی عادت کاخ سلطنتی نیز میگویند. زیرا قبل از انقلاب اهل خاندان شاهنشاه آریانمهر بهار و تابستان و تیره ماه خود را آنجا میگذرانیدند. بیشتر هیئتهای عالیمرتبه را در اینجا پذیرایی نموده برایشان ضیافتهای جمشیدانه میآراستند.
کاخ نیاوران در بهترین موضع تهران، زیر پایۀ کوه دماوند، کنار چشمۀ مصفایی بنیاد شده است. با فرمان شاه محمدرضا پهلوی کاخ مذکور بین سالهای ۱۳۴۶ – ۱۳۳۶ هجری خورشیدی (۱۹۶۷- ۱۹۵۴) با سرپرستی معمار معروف ایرانی ابوالحسن فروغی قامت افراخته است. قندیلهای بلورینِ کاخ را در چکسلواکی فرمایش دادهاند که با بزرگی و زیبائی و ناتکراری خویش چشم خیرهکننده اند. هر یک پارۀ بلور را هنرمندان چک در علیحدگی صیقل داده، سپس آنها را کنار هم وصل نمودهاند. آذینبندی و تزیین کاخ را متخصصین و نقاشان آلمان و فرانسه انجام دادهاند. از هنر والای آنان کس انگشت حیرت میگزد. برای کاخ نیاوران بهترین قالیبافان اصفهان که در ایران با هنرمندی خویش در این بخش نام برآوردهاند فرشهای اعلا درجه بافتهاند. هر یکی از این فرشها میتواند فخر بزرگترین موزههای دنیا باشد.
اکثر گچکاریهای کاخ نیاوران در روی آیینه انجام داده شده است. وقتی به آنها نظر میکردم، قصر تابستانی امیران منغیتیه بخارا «ستارۀ ماه خاصه» پیش نظرم جلوهگر میشد. زیرا در این سلسلهقصرها تالاری است که آن را هنرمند معروف بخارایی اوستا شیرین با همین اصول زیب داده است. البته، کار اوستا شیرین نیم عصر پیشتر انجام گرفته است. مقصد از یادآور شدن این نکته آن است که بین این آفریدهها یک پیوند ناگسستنیای مشاهده میشود. همان سنتهای آذینبندی، همان هنر والای مردمی که از یک سرچشمۀ تاریخی مجرا میگیرد. حتی مرزبندیهای سخت سیاسی به خاطر اندیشههای اهریمنی نمیتوانستند این همبستگی فرهنگی را از هم بپاشند… مؤلف آفریدههای بیبهای کاخ نیاوران هنرمند گرانمایۀ مردمی محمود دادون است.
مجسمهها کار پیکرتراشان ایتالیایی بوده، گوبلنها محصول هنر مصوران سرشناس فرانسوی میباشند. ظرفها، بویژه گلدانها را، از چین آوردهاند. آنها هم در جهان نظیر خویش را ندارند. آنجا گلدانی به چشم میرسد که شاه به عوض وی یک کشتی عظیم نفت را به دولت چین بخشیده است. تصور کنید، یک کشتی نفت بر عوض گلدانی که تنها زیب خانۀ خواب شهبانو فرح باشد. دو مجسمه و گلدان بزرگی در اتاق آرایشات شهبانو نگهداری میشوند که آنها را در کشور هند از مرجان خالص ساختهاند و هر یکی اثر شاهکار بیبهای هنر میباشند.
ایوب خان سروزیر وقت پاکستان هنگام تشریف خود به ایران دستاویزی به ارمغان آورد که آن را پیکرتراشان عهد قدیم هنوز در سدۀ سه پیش از میلاد مسیحی آفریدهاند. آن را باستانشناسان هنگام حفریات از یک شهر آئین بودایی پیدا کردهاند. یکی از نادرترین اشیای نمایشی کاخ نیاوران البته فرش صدگره آن است. در آن تمام مهارت و استعداد و هنر اصیل قالیبافی ایران تجسم خود را یافته است. من، البته، توان آن را ندارم که در این چند سطر ویژگیهای زیاد آن را شرح دهم. هنرشناس ورزیده باید بود، تا این کار را انجام بدهی. راهبلد به قدر امکان و ظرفیت خویش تا میتوانست راجع به هر اشیای کاخ معلومات داده، مارا به طاقهای سیرشمار آن هدایت مینمود، ولی در نزد این آفریدۀ بینظیر هنر مردمی کس میخواست لحظهها بازایستاده، از سر و اسرار گرهها و آمیزش رنگهای آن بهرهور شود. واقعاً در آن یک جاذبۀ عجیب و غریبی محفوظ است.
همچنین در کاخ نیاوران چند اثر بیبهای مصوران شناختۀ جهانی گرد آورده شدهاند. آنها را در سالهای مختلف خاندان شاهنشاهی به ویژه، شهبانو فرح که بخش هنر را به عهده خود گرفته بود از کشورهای گوناگون خریداری کرده است. برای مثال، در یکی از اتاقها اثر رسّام (نقاش) خیلی معروف سدۀ بیست مارک شاگال را دیدیم. امروزها آفریدههای این نقاش زبردست، که سه سال قبل در پاریس مرگ را لبیک گفت و اصلاً زادۀ بلاروسی میباشد، پیش هنرشناس چشمکار دیده چند میلیون قیمت دارند.
مورد ذکر است که در یکی از اتاقهای کاری شهبانو فرح تابلوهای نقاشی او گرد آورده شدهاند. آنها توجه بیننده را با موزونیت خویش زود جلب مینمایند. بیشتر آنها را شهبانو با سبک ناتورمورت آفریده است. خوانندگان محترم شاید سؤالی پیش آرند که آیا این شهبانوی نازپرورد خاندان پهلوی همچنین استعدادی داشته است یا خیر. بلی، او اصلاً در این رشته تحصیل کرده است. هنگام دانشجوی سال سوم دانشگاه هنرهای زیبای پاریس بودن به کابین شاهنشاه آریامهر درآمده است. (فرح همسر سوم محمدرضا پهلوی است.)
پرترههای خانوادگی شاه که خیلی سیرشمارند و اعضای این عائله را در سالهای گوناگون تجسم نمودهاند، محصول مویقلم دو تن از مصوران مشهور اسپانیا میباشند.
بنای کاخ نیاوران دارای سه آشیانه است. تالار اساسی یا خود پذیرایی به بلندی سه آشیانه اعمار شدهاست و اتاقهای سیرشمار آن دورادور این تالار پرشکوه جایگیرند. هنگام بزمهای شاهانه که در این تالار به مناسبت مقامات رسمی این یا آن کشور زود-زود برگزار میگردیدند، اهل خانواده از آشیانههای بالایی منظرههای زیر را به حضور تماشا میکردند. به عبارۀ دیگر، کاخ را شبیه تآتر بنیاد کردهاند. یعنی با تالار اساسی و بالکنها، حجره های پرداز و اتاقهای استراحت برای هنرپیشگان.
معمار معروف ایرانی همراه با کارشناسان آلمانی سقف کاخ نیاوران را طوری به نقشه گرفته است که در ظرف چند دقیقه مکمل باز میشود و کس خود را زیر آسمان نیلگون میبیند. با چنین اصول ساختن سقف چند هدف داشت. اولاً، چه طوری که پیشتر ذکر کردیم عادتاً در این تالار بزرگ پذیرایی جشن و مهماننوازیها و همهمههای گوناگون دایر میشدند. طبیعی است که به این مناسبت برای مهمانان غذاهای مختلف آماده میگردید و در فرجام این شادباشی و طنطنهها بوی غذا در سراسر فضای کاخ میپیچید. در چند دقیقه هوای پاکیزۀ باغستان و نسیم گوارای دماوند از سقف باز وارد تالار گردیده، آن را تازه مینمود.
هدف دیگر از این عبارت بود که بهار و تابستان خاندان شاهی با سقف گشاده زیر آسمان ستارهزار راحت خواب میرفتند. مقصد بعدی این بود که در مورد خیلی فوری چرخ بال (هلیکوپتر) میتواند از این بام بازشده به زیر آمده، شخصان ضروری را از ورطۀ فلاکت رهاند. در این مورد شاه پیشامد خاندان پهلوی را با چشم عبرت دیده، سرانجام حکمرانی خویش را شاید درک کرده است. اما از این نقشههای خود که در کاخ نیاوران تجسم یافته اند، استفاده کرده نتوانیست، زیرا قیام مردم چنین مجالی به او نداد.
اکنون خوانندگان گرامی، خودتان چند لحظه بر آن اندیشه نمائید که در این قصر سلطنتی آفریدههای هنرمندان ورزیدۀ چند کشور از هر لحاظ پیشرفتۀ جهان در کنار هم آمدهاند و این آمیزش هنرها چه ارمغانی به بار آوردهاست؟ ببینید: قندیلهای چکی، تزیین آلمانی، آذینبندی و گوبلنهای فرانسوی، گلدانهای بینظیر چینی، پیکرهای ایتالیائی … و این همه در زمینۀ هنر والامقام ایرانی. به این همه زیبائی باز منظرههای ناتکرار چمنستان کاخ نیاوران را اضافه نمائیم، چه خواهد بود؟
باغ بهشت با روضه اش!
خاندان پهلوی برای آرامش جان خویش در این گوشۀ دل نشین طبیعت بهشتی درست کرده باشد هم، از اندیشههای جهنمی که گاه و بیگاه در ژرفنای خاطرشان جان میگرفت و آن هم نفرت و عداوت موجخیز مردم ایران بود، بتمام راحت نبودند. شاید در لحظههای آخرین عمر خویش در سرزمین بیگانه شاهنشاه آریامهر حاضر بود بر عوض یک کف خاک وطن آن همه ثروت و دولت هنگفت خویش را ببخشد؟! (او در غربت در کشور مصر مرگ را لبیک گفت و در سغانه (مقبره سنگی) یکی از مسجدهای قاهره مدفون است).
در یکی از دیوارهای کاخ نیاوران نگارهای دیده میشود که با سبک نگارش، موزون و شاعرانه بودن زود بیننده را مفتون میسازد. طراح لباس، نقاش معروف تهرانی آقای روحانی، شهبانو فرح را خیالاً با پیراهنی دیده است که نظیرش را میتوان تنها در اندام ملکههای افسانوی «هزار و یک شب» دید. در تاریخ خاندان پهلوی واقعهای رخ داد که از آن تمام مردم ایران در شگفت بودند. همراه محمد رضاشاه به زوجۀ او نیز تاج گذاشتند. و نفوذ شهبانو را از روی این سنتشکنی چندهزار ساله در سیاست همان وقتۀ ایران میتوان مقایسه کرد. روحانی به مناسبت این مراسم تاریخی از روی همان نگارۀ تخیلانی خویش برای فرح پیراهنی طراحی کرد.
هرچند به کاخ نیاوران ما زمستان آمدیم و سراسر چمنستان آن را برف سیمگون پوشیده بود، اما باز هم شکوه و زیبای آن حلاوت بخش است. تصور میکردیم که در فصل گل و سبزه چه منظرههای دلکش و قشنگی پیش نظر کس جلوهگر میشوند. حالا باشد کاخ سلطنتی و هر آنچه که در آن بازمانده، با قرار جمهوری اسلامی ایران در ردیف موزههای سیرشمار تهران درآمده است. ناگفته نماند که قسم از همه قیمت بهای اشیا را هنگام فرار خاندان پهلوی با خود برده است.
به گفتۀ راهبلد کاخ نیاوران که ما را آن لحظهها همراهی میکرد، «این هم غنیمت است».
خیلی دلم میخواست از منظرههای ناتکرار اطراف کاخ و اشیاهای ناتکرار آن برای یادگار عکاسی کرده٬ توسط دوربین ویدیوئی تصویر بردارم. اما با سبب ممنوع بودن، امکان نشد این کار خیر را انجام بدهم، وگرنه برای شما عزیزان منظرهای از این قصر سلطنتی پیشکش مینمودم. به قول معروف: «شنیدن کی بود مانند دیدن!»
قصر گلستان
قصر گلستان یکی از یادگاریهای تاریخی و از جهت معماری نادر تهران است. هر کسی که به پایتخت ایران تشریف میآورد، البته کوشش میکند که آن را ببیند و در پیادهروهای گلخانۀ آوازدار او قدم بزند. قصر مذکور در نیمههای عصر نوزده، زمان سلطنت خاندان قاجارها بنیاد شده است و حالا این بنای تاریخی با اشیای بازماندهاش موزه است. به آن جهت قصر «گلستان» تاریخی است که بسیاری از سندها و قراردادهای ایران با کشورهای خارجه در اینجا به امضا رسیدهاند. زمان حکمرانی محمدرضاشاه پهلوی مهمترین مراسم والامقام دولتی در قصر گلستان انجام داده میشدند و گاهی اوقات قصر گلستان به حیث باششگاه سران کشورهایی که به ایران تشریف میآوردند انتخاب میگردید. سال ۱۹۶۷ یکی از مراسمهای خیلی مهم و تاریخی خاندان پهلوی -تاجگذاری شاه و شهبانو- در همین قصر گلستان انجام پذیرفته است.
به خاطر آن قصر گلستان در نزدیکی بازار مرکزی تهران و یکی از گوشههای شهر قدیم جایگیر است، آن را از چهار طرف کوچه و خیابانهای پرماجرا و سیرحرکت احاطه کردهاند. اما چون از دروازۀ بزرگ آن به صحن قصر وارد میشوی دنیای دیگری که آگنده از آرامش خاصه است وجود کس را فرا میگیرد. چنارهای عظیم چند صد ساله، پیرهه های زیادی با مرمر سفید اعلا درجه پوشیده، پل گلهای مختلف انواع، فوارههای خرد و بزرگ زیاد و غیره محیط را زود عوض مینمایند. قصر در نظر اول آنقدر بزرگ نیست. یک بنای دو قبطه (طبقه) چهار کنجه با پنجرههای منقش و شیشهبندیهای (ویتراژ) رنگا به رنگ. اما قصر «گلستان» در ضمیر یک ویژگی نادر را داراست که آن را در نظر پرشکوه و سالار جلوهگر می سازد.
مثل همه گونه بناهای چشمرس زمان قاجاریه، در قصر گلستان از آیینه خیلی زیاد استفاده شده است. همه کنج و کنار قصر، در و دیوار سقف و گنبذها، راهرو و ایوانها، تشناب و شیرازۀ پنجرهها با آیینهپارههای گوناگونحجم منقش شدهاند. حتی دستۀ چراغهای رویمیزی، قندیلهای بزرگ، زینهپایهها با این اصول آرا یافتهاند. به این خاطر در نظر آدم یک حجرۀ کوچک مثل تالار بر هوا است. یا بگیریم در تالار بزرگ قصر «گلستان» کس خود را در فضای طبیعی احساس مینماید. زیرا همۀ آن آئینهپارهها عکسانداز میشوند و در نظر یک منظرۀ افسانهای را نمایش میدهند.
اسباب و انجام، کرسی و میز و نیمکتهای ساخت قدیم، اثرهای بیبهای مینیاتوری نقاشان بزرگ ایران با فرشهای عالیدرجه و شمعدانهای خیلی جالب برنجی، شکوه و شهامت قصر گلستان را باز دهچند افزودهاند. در تالار اساسی تخت شاهنشاهی به نظر میرسد که با طلای خالص و سنگهای نادر گرانقیمت حکاکی و آذینبندی شده است. البته تخت مذکور آن ارزش و شکوه پیشینهرا در نظر بیننده از دست داده است و به او همچون یک اشیای نمایشی نظر میافکنی و در لوح خاطرات آن زمانهای نه چندان سلطنتی جان میگیرند.
فرش ایرانی
زیبائی و نفاست، سحرانگیزی و اسرار قالیهای فارسی زبانزد تمام مردم عالم در همه دور و زمانها بودهاست. در تاریخ چندین هزار سالۀ بشریت درخشندگی و پیوستگی این هنر والا دوره به دوره نمایان است. در فهرست کتابهای جهان که دربارۀ ایران به قلم نویسندگان و محققان خارجی با زبانهای گوناگون به رشتۀ تحریر درآمدهاند، قسمت زیاد آنها راجع به فرشهای ایرانیاند. برای مثال، سال ۱۹۳۶ در شهر هنرپرور پاریس نمایشگاه بزرگ بینالمللی افتتاح گردید. در آن اکثر کشورهای جهان صنایع دستی هنرمندان، اثرهای نقاشان نامور و دیگر دستاوردهای فرهنگی خویش را به معرض تماشا گذاشته بودند. لوئیس جولیت، نویسنده و منقد معروف، عضو فرهنگستان علوم فرانسه، بعد تماشای این نمایشگاه مقالهای چاپ کرد که در باب فرشهای ایرانی چنین نوشته بود: «تابلوهای نقاشی را به چیزی نشمرید، دفتر راهنمای خودتان را بپوشید، به دنبال نام و امضاء نگردید. بگذارید چشمهای شما سویی معطوف گردد که ذوق آنها را به آن طرف میکشد. قالیها، قالیهای دلفریب ایران، دیدگان شما را میطلبند.»
یکی از مستشرقین خارجی که از موزۀ گلستان (همان قصر گلستان که پیشتر ذکرش رفت) دیدن مینمود، متوجه فرشهایی شد که زیر پا گسترده شده بودند. دور و دراز به آنها نگرست و گفت: «خیلی جالب است، در موزههای تمام کشورهای جهان باید سر را بالا گرفت و اشیاء را که به دیوارها نصب شده و یا در قفسها چیدهاند، ملاحظه کرد، اما در ایران باید زمین را نگریست.»
چند سال پیش هنگام کاوشهای باستانشناسی در یکی از مناطق سرد سبیری بین یخپارهها عالمان باستانشناس پارچه قالیی را کشف نمودند. بعد از تحقیقات دامنهدار آزمایشگاهی و بررسیهای همهجانبه آنها به خلاصهای آمدند که این پارچه بیش از دو و نیم هزار سال عمر دارد و قسمتی از قالی به سلامت ماندۀ فارسی است. از روی این بازیافت بار دیگر اثبات می شود که فرشهای ایرانی از زمانهای دور باستان از بهترین مواد صادراتی ایرانزمین دانسته شدهاند.
امروزها هم فرشهای ایرانی فخر ملی هر یک فرد کشورند. به گذشت زمان، همه ساله این بخش هنر گسترش و تکامل بیشتری مییابد و در سبک و نگارش آن عنصرهای تازهای وارد میگردند. چون به این کار از طرف دولت زمینههای خوب فراهم شده اند. موزۀ فرشهای ایرانی تهران شاید اولین و نخستین آثارخانهای در جهان (در نوع خود) باشد. چند سال مقدم در مرکز شهر تهران برای همچنان کار خیری یک بنای حاضرهزمان نظرربا با نظرداشت همه گونه جزئیات فنی اعمار گردید و در آن نمونۀ بهترین فرشهای کشور گردآوری شدند. در همه فصل سال حرارت هوای داخل نمایشگاه و بایگانیهای آن یک خیل (طور) است.
حال در این موزه بیش از پانصد قالی هنرمندان مردمی که در عصرهای مختلف بافته شدهاند، نگهداری میشود. شاید در بایگانیهای آن بیش از این مقدار باشد، اما آن مقداری که به معرض تماشا گذاشته شده است، مفتون کننده اند. نقش و نگار، سبک نگارش، پیچش گرهها یکی از دیگری اسرارانگیزتر است. از زیرنویس این فرشها برمیآید که مرکزهای اساسی قالیبافی ایران شهرهای اصفهان و کاشان، کرمان و تبریز بودهاند. البته، نظر بیننده جا-جا با نام شهرهای دیگر ایران نیز برمیخورد. نظر به گفت خود ایرانیان صنایع دستی و دیگر نمود هنرهای مردمی در این شهرها خوبتر رواج و رونق یافتهاند.
موزۀ فرشهای ایرانی تالار خیلی خوب سینمایی هم دارد. بعد از تماشای فرشها کارمندان آن برای آیندگان فیلم نیم ساعتۀ مستندی را نمایش میدهند که در آن همه جزئیات این هنر عالمشمول مردمی از آغاز کار تا به انجام آن انعکاس گردیده است. این فیلم یک نوع جمعبست افکار بیننده نسبت قالیهای ایرانی میباشد.
هنگام عبور و مرور مسافران از گمرکخانهها اولین سؤال خادمان این مؤسسه از بابت فرش میباشد. چون صادرات فرشها زیر نظارت جدی دولت است و به آن همچون یکی از ثروتهای بیبهای ملی اعتبار میدهند.
موزه ایران باستان
دیگر از موزههای بزرگ و آوازهدار تهران موزۀ «ایران باستان» است. در آن عمدهترین بازیافتهای عالمان ایرانی و خارجی نگهداری میشود. قدیمترین اثر نمایش موزه ایران باستان شش هزار سال عمر دارد و نمایشگر تمدن برجستۀ مردم ایرانیالاصل میباشد. قسمی از آثارهای «ایران باستان» به نظر بیننده آشنایند، زیرا ما آنهارا در کتابهای راجع به تاریخ نوشتۀ علما دیدهایم و آنها در ردیف بیبهاترین شاهکارهای عمومی بشری قرارگرفتهاند. بویژه آنهایی که از خرابههای تخت جمشید و دیگر مرکزهای فرهنگی ایران بزرگ به دست آمدهاند. نمونههای هنر اصیل دورۀ اسلامی موزه نیز از نادرترین آثار آن میباشد که نظیرشان را در دیگر آثار خانههای بزرگ جهان پیدا کردن امکان ندارد.
بعد از تماشای «ایران باستان» کس به عقل و ذکاوت، هنر و مهارت، علم و فرهنگ مردم ایرانینژاد در دورههای گوناگون تاریخی احسنت میگوید و سر تعظیم فرود میآورد. بنای موزه هم به روحیۀ اشیاء و هدف آنها مطابقت مینماید. آن را هنوز سال ۱۳۱۶ هجری خورشیدی (۱۹۳۷ میلادی) مخصوص به نظرداشت ویژگیهای علمی باستان شناسی از روی سبک و اصول معماری سنتی ساختهاند.
عموماً چه خیلی (طوری) که پیشتر یاد شد، در تهران موزههای زیادی در بخشهای گوناگون عمل میکنند که در واقع همه دیدنی اند و یکدیگر را چه از مضمون و چه از معنی پره مینمایند. ولی ما امکان نداریم که در بارۀ مشخصات آنها مفصل نویسیم. در بارۀ آثار موزههای مردمشناسی، هنر نقاشی، صنعت نفیسۀ دانشگاه تهران، خط و خوشنویسی رضا عباسی و غیره می توان کتابها انشاء کرد. این تنها مشتی از خروار بود که حضور شما عزیزان پیشکش نمودیم.
بخش های پیشین این سفرنامه:
بخش اول: در کنگره فردوسی ۱۳۶۹
بخش دوم: تهران و تهرانیها اواخر دهه ۶۰
بخش سوم: جشن شب یلدا
بحش چهارم: فریدون جنیدی و کباب نیشابوری
بخش بعدی:
خراسان؛ دیار طلوع خورشید








